تئوریسین جریان اصلاحات:

هم احمدی‌نژاد دروغ گفت و هم روحانی/ مردم کارگری در کویت را به شهروندی ایران ترجیح می‌دهند


2 مهر 1399 - 14:15
5f6b4a4093711_2020-09-23_16-44
سعید حجاریان گفت: من به دفعات گفته‌ام دروغ یکی از عوامل اصلی این وضعیت نابهنجار ماست که بی‌اعتمادی یک از نتایج آن است. واقعیت این است هم احمدی‌نژاد دروغ گفت و هم روحانی و البته بگویم، این‌ها بازتولید دروغ بالادست است.

ما یک دهه پیش با پدیده‌ای روبرو بودیم که در دوربین زل می‌زد و دروغ می‌گفت. حالا ما با پدیده‌هایی مواجه هستیم که به بیت‌المال دست‌اندازی می‌کنند و می‌گویند «آقا گفته» یا «آقا اجازه داده» یا یک روحانی که می‌گوید من هم مثل آقا. 

«من به دفعات گفته‌ام دروغ یکی از عوامل اصلی این وضعیت نابهنجار ماست که بی‌اعتمادی یک از نتایج آن است. واقعیت این است هم احمدی‌نژاد دروغ گفت و هم روحانی و البته بگویم، این‌ها بازتولید دروغ بالادست است. ما یک دهه پیش با پدیده‌ای روبرو بودیم که در دوربین زل می‌زد و دروغ می‌گفت. حالا ما با پدیده‌هایی مواجه هستیم که به بیت‌المال دست‌اندازی می‌کنند و می‌گویند «آقا گفته» یا «آقا اجازه داده» یا یک روحانی که می‌گوید من هم مثل آقا. مردمی که به‌خاطر ۲۵ گرم کره در صف نگه داشته می‌شوند باید این چیزها را تحمل کنند و اعتماد بورزند؟!»

 اینها بخشی از صحبت‌های سعید حجاریان است که بی‌اعتمادی مردم به حاکمیت، زمینه‌ها و مسائلی که به آن دامن زده پرداخته است.

 سعید حجاریان، درباره‌ی علت و میزان بی‌اعتمادی مردم به حاکمیت و زمینه‌ها و روندی که طی کرده است گفت: بی‌اعتمادی مردم به قدرت یا به بیان دیگر، نهاد دولت سابقه طولانی دارد. مقدمه آن در دوره پهلوی رخ داد. زمانی‌که مردم دیدند، دولتمردان پهلوی آن‌گونه که بایسته است رفتار نمی‌کنند و نهایتاً هم کار به انقلاب و فرار رسید؛ یعنی اساساً بحث اعتمادسازی از دستور کار خارج بود. اما بحث ما درباره بعد از انقلاب است و من بر این دوره تمرکز می‌کنم.

 ببینید! اولین نشانه‌های بی‌اعتمادی در دولت مهندس بازرگان رخ داد. مرحوم بازرگان به‌ هر حال شخصیتی مرضی‌الطرفین محسوب می‌‌شد و به گمان بسیاری از جمله شخص امام صلاحیت نخست‌وزیری داشت منتهی اختیار مملکت‌داری به او سپرده نشد. خود ایشان می‌گوید، چاقوی بی‌دسته‌ به من داده‌اند؛ یعنی همین بحثی که تا امروز گشوده است؛ شکاف اختیار و مسئولیت. و می‌بینیم دولت موقت هر کاری می‌کند، یک نفر یا یک گروه یک جای مملکت خرابکاری می‌کند. یکی تصفیه می‌کند، یکی اعدام می‌کند، یکی خودسری می‌کند تا جایی که بازرگان می‌گوید:

ابلیس کی گذاشت که ما بندگی کنیم / یکدم نشد بی‌سرخر زندگی کنیم
 این اولین جرقه بی‌اعتمادی بعد از انقلاب بود و مردم و بعضی گروه‌ها فهمیدند احتمالاً در روی همان پاشنه خواهد چرخید. نمونه دیگر جالب توجه است که این هم بی‌اعتمادی به بار آورد. مرحوم قاسملو در حوزه انتخابیه‌اش رأی آورد، اما امام گفت او به تهران بیاید، نمی‌گذارم برگردد. جلوتر می‌آییم دعوای آقای خامنه‌ای و مهندس موسوی شروع می‌شود و رئیس‌جمهور می‌گوید نخست‌وزیر به من تحمیل شده و از طرفی امام طرفدار نخست‌وزیر کارآمد است. بعد، شکاف منتظری-خمینی پدید می‌آید و کار به ماجرای عزل آقای منتظری و آن قضایا می‌رسد.

 سپس به دولت مرحوم ‌هاشمی وارد می‌شویم که به‌خاطر بالا رفتن نرخ تورم و فشار بر مردم بی‌اعتمادی به حکومت زیاد می‌شود یعنی می‌خواهم بگویم هر اختلاف و تنش و یا هر نقض عهدی ظرف بی‌اعتمادی را پر و پرتر کرده است. در پی این روند بی‌اعتمادی، هر کس هزینه داد، راه خودش را جدا کرد. نتیجه آنکه با حکومت کوچک‌شده‌ای مواجه هستیم که نه تنها همه مردم بلکه حتی بنیان‌گذاران و کارگزاران خود را نمایندگی نمی‌کند تا جایی که مردم به‌گمانم کارگری در امارات و کویت را به شهروندی در ایران ترجیح می‌دهند.

 از این گذشته، من به دفعات گفته‌ام دروغ یکی از عوامل اصلی این وضعیت نابهنجار ماست که بی ‌اعتمادی یک از نتایج آن است. واقعیت این است هم احمدی‌نژاد دروغ گفت و هم روحانی و البته بگویم، این‌ها بازتولید دروغ بالادست است. به‌علاوه ما در جمهوری اسلامی با مسئله‌ای مواجه هستیم به‌نام «آزردگی نهادینه». یعنی کسی نیست از برخورد نهادهای دولتی مصون باشد و آزار نبیند. و از همه مهم‌تر؛ ببینید ما یک دهه پیش با پدیده‌ای روبرو بودیم که در دوربین زل می‌زد و دروغ می‌گفت. حالا ما با پدیده‌هایی مواجه هستیم که به بیت‌المال دست‌اندازی می‌کنند و می‌گویند «آقا گفته» یا «آقا اجازه داده» یا یک روحانی که می‌گوید من هم مثل آقا. مردمی که به‌خاطر ۲۵ گرم کره در صف نگه داشته می‌شوند باید این چیزها را تحمل کنند و اعتماد بورزند؟!

 شما الان به‌ آسانی می‌توانید میزان متوسط حقوق به‌علاوه تأخیرهای مترتب بر آن، نرخ دلار و همچنین دستمزد روزانه‌ی افراد را در اختیار داشته باشید. سازمان ملل می‌گوید درآمد روزانه زیر ۱ دلار فقر شدید است حالا شما با توجه آنچه در واقعیت وجود دارد، نسبت ما و فقر شدید را به دست بیاورید. متأسفانه باید گفت، بعضی قشرها –که البته در حال گسترش هم هستند- توانایی تأمین کالری لازم در یک روز را ندارند چه برسد به زندگی بسامان. ولی با این اوصاف، از این مردم زیر ضرب همچنان انتظار اعتماد می‌رود! چنین حکومت یا دولتی بسیاری از ساختارها و هنجارها را خراب می‌کند. مثلاً نهاد دین تضعیف شد البته نه در راستای سکولاریسم و مسیری که در غرب طی شد بلکه در خدمت تضاد دین‌دار و بی‌دین. یا اینکه تمسک به رمال و کف‌بین و البته عرفان تهی از محتوا و انرژی‌درمانی زیاد شده است و مسائلی دیگر که از کنار آن می‌گذرم.

 حجاریان با اشاره به مواردی دیگر که بر این بی‌اعتمادی اثرگذار بوده‌اند ادامه داد: موضوعاتی از قبیل قتل‌های زنجیره‌ای، برخورد با دراویش، پرونده فعالان محیط‌زیستی، پرواز اوکراین و رقابت‌های اطلاعاتی باعث شده اساساً اعتماد محلی از اعراب نداشته باشد. چون باید دقت داشت، بی‌اعتمادی امر نسبی است. مثلاً شما می‌توانید به نهاد انتخابات یا دستگاه امنیتی یا دستگاه قضایی بی‌اعتماد باشید اما مثلاً به نهادی پایین‌دستی اعتماد داشته باشید. اما، مسئله ما بی‌اعتمادی فراگیر است به‌گونه‌ای که مثلاً یک شهروند هم اداره آب یا اداره برق را غارتگر می‌داند چون قبوض را دستکاری می‌کند و هم دولت و دستگاه قضایی و… را واجد صلاحیت و اعتمادورزی نمی‌داند.

اولین نشانه‌های بی‌اعتمادی در دولت مهندس بازرگان رخ داد. مرحوم بازرگان به‌ هر حال شخصیتی مرضی‌الطرفین محسوب می‌‌شد و به گمان بسیاری از جمله شخص امام صلاحیت نخست‌وزیری داشت منتهی اختیار مملکت‌داری به او سپرده نشد. خود ایشان می‌گوید، چاقوی بی‌دسته‌ به من داده‌اند

 ببینید الان مردم نسبت به ارتش موضع بدی ندارند مثلاً یک شهروند احتمالاً در طول سال دژبان ارتش را در میدان انقلاب می‌بیند یا از کنار چند ماشین با پلاک «ش» می‌گذرد. همین شهروند به دفعات ماشین سپاه را می‌بیند آن هم با هیبت ضداغتشاش! خوب، مسلماً نسبت به ارتش گمان بدی پیدا نمی‌کند اما گارد ضدشورش را از خود نمی‌داند. این تفکیک بین نیروی انتظامی و پلیس راهنمایی رانندگی هم شاید وجود داشته باشد. فرد، نیروی انتظامی را با لباس ضداغتشاش و باتوم و انواع گشت‌ها می‌شناسد اما راهور را نیروی منفعل کنار جاده و بزرگراه می‌داند؛ ولی زمانی می‌شود که راهور هم به خدمت آن گفتمان درمی‌آید و دافعه ایجاد می‌کند. مثلاً مردم می‌گویند جاده‌های ما آسفالت ندارد اما راهور کمین کرده و سخت جریمه می‌کند. یا می‌گویند همه چیز مملکت در حال از دست رفتن است ولی راهور به حجاب ما بند کرده است!

 یا در نمونه دیگر، می‌بینیم کوچک و بزرگ نسبت به آخوند حساسیت دارند. این حساسیت نسبت به آخوندی که اساساً به قدرت وصل نیست و گفتمان رسمی را بازتولید نمی‌کند و به امور خیریه می‌پردازد، کمتر است. البته، برخی از این تفکیک عبور کرده‌اند و تفاوتی میان این و آن آخوند نمی‌گذارند. اساساً من معتقدم آن دسته از نهادهایی که جنبه پشتیبانی و مراقبتی دارند و اصطلاحاً مردم را care می‌‌کنند، محبوب‌ترند؛ مثلاً مردم با معلم‌ها و پرستارها و بهزیستی و سمن‌ها همدل هستند.

 اما، همین محبوبیت یکباره ممکن است آسیب ببینید این‌گونه که والدین بفهمند فلان معلم مداد لای انگشت دانش‌آموز گذاشته یا به‌نحوی او را تحقیر و تنبیه کرده است. یا فلان پرستار از سر بی‌انضباطی یا عدم تقید به جان یک بیمار آسیب زده است. برای همین می‌بینیم میل به همدلی در این دو قشر دو طرفه است. مثلاً پرستار مدت زیادی از بیمارستان خارج نمی‌شود یا یک معلم ممکن است با هزینه یا پیگیری خود تبلت یک دانش‌آموز محروم را تأمین کند.

 حجاریان می‌گوید در مقاطعی پس از انقلاب در زمینه‌ی کم کردن دامنه‌ی بی‌اعتمادی‌ها تلاش‌هایی شده است: در مقاطعی در زمینه اعتمادسازی کوشش‌هایی صورت گرفته است. مثلاً مهندس موسوی زمانی که شایعه کمبود گندم مطرح شد، دستور داد نانواها آردشان را بیرون از نانوایی بگذارند تا مردم فکر کنند از کمبود جا این اتفاق افتاده است. یا مثلاً در زمینه بحث تخصیص کوپن، به‌رغم انتقاداتی که به این مکانیسم اقتصادی وارد است، مردم احساس می‌کردند دولت نظری به آنها دارد ولو به شکل حداقلی و با سیاست بازتوزیع.

 او در پاسخ به اینکه در زمان آقای خاتمی این تلاش‌ها به چه صورت بوده است، گفت: آقای خاتمی از این سنخ کارهای نمادین نکرد چون کشور شرایط جنگی نداشت اما در عمل از حقوق مردم حراست کرد، فساد را کاهش داد و به لحاظ امنیتی کشور را حفظ کرد و مهم‌تر از همه ترمز قتل‌های زنجیره‌ای را کشید. من نمی‌خواهم دوره اصلاحات را سراسر سفید نشان دهم اما استنباطم این است هنرمندان و قشرهایی که در فراموشی و زیر فشار بودند قدری توانستند به فعالیت‌های خود سامان بدهند البته خط و نشان‌ها همچنان باقی بود! 

 این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه به ماجرای نوید افکاری نقبی می‌زند و می‌گوید: در مورد مرحوم افکاری نمی‌دانم چرا آقایان تا این حد بی‌فکری کردند. اول گفتند او محارب است، بعد گفتند قاتل است و بعد قضیه را شخصی کردند و بحث قصاص را پیش کشیدند و تا عده‌ای آمدند به قضیه ورود کنند و از ریخته شدن یک خون جلوگیری کنند، با آن شرایط او را اعدام کردند آن هم خلاف آیین دادرسی.

 ببینید! زمانی مردم به حکومت بی‌اعتماد هستند ولی بعضی اوقات می‌گویند اگر مطابق یک قانون ولو بد جریمه شویم، تمکین می‌کنیم. مثلاً شما ممکن است در یک جاده از سرعت مجاز تجاوز کنید، خوب جریمه‌اش مشخص است و می‌پذیرید اما اگر پلیس بگوید مسئله من قانون نیست می‌خواهم تو را سر جایت بنشانم، قضیه فرق می‌کند. الان، شاید با تسامح به آیین دادرسی اعتمادی وجود داشته باشد اما وقتی به آن متن هم وفادار نمی‌مانند مردم می‌گویند حتماً او را زیر شکنجه یا تحت شرایطی دیگر کشته‌اند و نتوانستند منتظر قصاص بمانند. یک چیز را نباید فراموش کنیم؛ الان مردم به‌دلایل مختلف بیکار هستند البته به دو معنا؛ هم فاقد شغل هستند و هم وقت آزاد دارند.

 عرب‌ها می‌گویند: «ایدی المتعطله تخلق السنه لاذعه». یعنی دست‌های بیکار گفتار ناهنجار را به‌وجود می‌آورد. خوب، این الگو جامعه‌ را پرسش‌گر می‌کند؛ اگر پرونده افکاری شفاف بود، باید اعلام می‌کردند. اما گرهی در آن بود یا فشاری وارد شد، که آن را از دایره عدل خارج ‌کرد پس باید هزینه‌ آن را بپردازند ولو آنکه جامعه حتی شایعاتی هم حول آن درست کند و اساساً دستگاه قضا را از ریخت بیندازد. ماجرای مرحوم افکاری من را یاد داستان خانم ریحانه جباری انداخت که وی نیز به اتهام کشتن یک مأمور اطلاعاتی اعدام شد. گویا ظن به قتل مأموران امنیتی منجر به اعدام می‌شود! در نتیجه مردم خواهند گفت حتی در زمینه دادرسی نیز بین شهروندان تبعیض وجود دارد و بسته به آنکه عضو کدام نهاد باشی، مسئله فرق می‌کند.

 حجاریان درباره‌ی اینکه آیا هنوز راهی برای اعتمادسازی وجود دارد گفت: من معتقدم راه اعتمادسازی، در کشوری با شرایط ما، همان مقوله مراقبت یا care کردن است. من موافق دولت صدقه‌ای نیستم و اساساً دولت خیّر (charity state)‌ را نادرست می‌دانم منتهی در ایران بعضی آن را با دولت رفاه یکی می‌دانند. با همین ملاحظه معتقدم دولت باید مسئله اشتغال را از وضعیت بحران خارج کند. توجه کنید از حل مسئله و برطرف کردن کامل بیکاری نمی‌گویم چون در کوتاه مدت اتفاق نمی‌افتد‌. ببینید اگر بیکار وجود نداشته باشد یا بیکار ناامید نباشد، ناهنجاری کم می‌شود و دیگر نمی‌بینیم کسی به جرم دزدیدن نان محکوم به اعدام شود یا به‌خاطر دزدیدن پوشک برای بچه‌اش یا حتی چند عدد نارنج دادگاهی شود.

 در اینجا باید به تفکیک میان دولت خیّر و دولت مراقب اشاره کنم. گاهی اوقات مثلا در زمانی که کشور در وضعیت اورژانسی است، نیاز به دولت خیّر داریم تا سیل‌زده‌ها و زلزله‌زده‌ها را مدیریت کند، اقلام حمایتی توزیع کند و حتی تا مدتی پول بپردازد. الان، زمان کروناست و ممکن است چنین شود چنانکه مثلاً یونان یا آمریکا، به‌عنوان دو کشور که یکی وضعیت مطلوب اقتصادی ندارد و دیگری در وضعیت مطلوبی به سر می‌برد، هر دو در بحران کرونا به شهروندان پرداخت نقدی دارند. اما دولت خیّر، موقت است و کارویژه آن باید بعد از مدتی متوقف و کمک‌ها قطع شود تا دوباره کسب‌و‌کار راه بیفتد و اعتماد به نفس مردم آسیب‌دیده به‌جای خودش برگردد. فراموش نکنید، برای یک سرپرست خانوار که شغل و درآمد خوبی داشته و به‌ علت سیل، زلزله یا موارد دیگر شغل و خانه و سرمایه‌اش را از دست داده، ساده نیست با حمایت زندگی کند و خواسته اصلی او احیای وضعیت پیشین است.

 اما دولت مراقب مربوط به دوره ثبات است و استمرار دارد و مراقب است بلایی به سر مردم نیاید. این تفکیک را در دو مسئله بهداشت و درمان یا دوگانه آسیب‌پذیر و آسیب‌دیده می‌بینیم؛ دولت مراقب بر روی بهداشت تمرکز می‌کند تا از آسیب جلوگیری شود اما دولت خیّر بعد از آسیب و شکست مسئله بهداشت به ماجرا ورود می‌کند. با این تفکیک، دولت ما همیشه لباس دولت خیّر را پوشیده و به‌خاطر حفظ ظاهر فقط بازتوزیع کرده است آن هم بدون سازوکار نظارتی. نتیجه اینکه قاطبه مردم ضعیف شده‌اند، برخی هم به فلاکت افتادند چرا که اصلاً این دولت نه‌تنها مراقب نبود بلایی سر مردم نیاید و خودش باعث بلا شد.

 این مکانیزم مراقبتی را می‌توان به قوه قضائیه هم تعمیم داد. قوه قضائیه که رئیس آن منصوب رهبر است و تعارض و دوگانگی میان آنها وجود ندارد، باید سازوکارهای پیشگیری را انجام دهد اما اصلاً چنین دغدغه‌ای ندارد و این قبیل پرونده‌ها را به‌قدری محرمانه و پیچیده می‌کند که هیچ کس توانایی ورود به آن را ندارد و هر کس دنبال اطلاع‌رسانی می‌رود، زیر ضرب توهین و تهمت و پرونده‌سازی می‌رود.

شما ببینید در همین فقره مرحوم افکاری، سفیر آلمان چه موضعی علیه ایران گرفت. سفر آقای ظریف لغو شد و احتمالاً تبعاتی دیگر در انتظار است. می‌خواهم بگویم وقتی یک قاضی در شهرستان یا اساساً در مرکز، پرونده‌ای را به‌نحو خسارت‌بار پیش می‌برد، هم افکار عمومی را آزرده می‌کند و هم قوه مجریه و اساساً هویت ملی را گرفتار می‌کند. این‌ها شاید گذرا باشد مسئله ما با مواردی است که جنبه بین‌المللی دارد و بحث غرامت در آن مطرح است مانند ماجرای اسقاط هواپیمای اوکراینی.

سعید حجاریان گفت: من به دفعات گفته‌ام دروغ یکی از عوامل اصلی این وضعیت نابهنجار ماست که بی‌اعتمادی یک از نتایج آن است. واقعیت این است هم احمدی‌نژاد دروغ گفت و هم روحانی و البته بگویم، این‌ها بازتولید دروغ بالادست است.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5f6b4a4093711_2020-09-23_16-44
2 مهر 1399 - 14:15

ما یک دهه پیش با پدیده‌ای روبرو بودیم که در دوربین زل می‌زد و دروغ می‌گفت. حالا ما با پدیده‌هایی مواجه هستیم که به بیت‌المال دست‌اندازی می‌کنند و می‌گویند «آقا گفته» یا «آقا اجازه داده» یا یک روحانی که می‌گوید من هم مثل آقا. 

«من به دفعات گفته‌ام دروغ یکی از عوامل اصلی این وضعیت نابهنجار ماست که بی‌اعتمادی یک از نتایج آن است. واقعیت این است هم احمدی‌نژاد دروغ گفت و هم روحانی و البته بگویم، این‌ها بازتولید دروغ بالادست است. ما یک دهه پیش با پدیده‌ای روبرو بودیم که در دوربین زل می‌زد و دروغ می‌گفت. حالا ما با پدیده‌هایی مواجه هستیم که به بیت‌المال دست‌اندازی می‌کنند و می‌گویند «آقا گفته» یا «آقا اجازه داده» یا یک روحانی که می‌گوید من هم مثل آقا. مردمی که به‌خاطر ۲۵ گرم کره در صف نگه داشته می‌شوند باید این چیزها را تحمل کنند و اعتماد بورزند؟!»

 اینها بخشی از صحبت‌های سعید حجاریان است که بی‌اعتمادی مردم به حاکمیت، زمینه‌ها و مسائلی که به آن دامن زده پرداخته است.

 سعید حجاریان، درباره‌ی علت و میزان بی‌اعتمادی مردم به حاکمیت و زمینه‌ها و روندی که طی کرده است گفت: بی‌اعتمادی مردم به قدرت یا به بیان دیگر، نهاد دولت سابقه طولانی دارد. مقدمه آن در دوره پهلوی رخ داد. زمانی‌که مردم دیدند، دولتمردان پهلوی آن‌گونه که بایسته است رفتار نمی‌کنند و نهایتاً هم کار به انقلاب و فرار رسید؛ یعنی اساساً بحث اعتمادسازی از دستور کار خارج بود. اما بحث ما درباره بعد از انقلاب است و من بر این دوره تمرکز می‌کنم.

 ببینید! اولین نشانه‌های بی‌اعتمادی در دولت مهندس بازرگان رخ داد. مرحوم بازرگان به‌ هر حال شخصیتی مرضی‌الطرفین محسوب می‌‌شد و به گمان بسیاری از جمله شخص امام صلاحیت نخست‌وزیری داشت منتهی اختیار مملکت‌داری به او سپرده نشد. خود ایشان می‌گوید، چاقوی بی‌دسته‌ به من داده‌اند؛ یعنی همین بحثی که تا امروز گشوده است؛ شکاف اختیار و مسئولیت. و می‌بینیم دولت موقت هر کاری می‌کند، یک نفر یا یک گروه یک جای مملکت خرابکاری می‌کند. یکی تصفیه می‌کند، یکی اعدام می‌کند، یکی خودسری می‌کند تا جایی که بازرگان می‌گوید:

ابلیس کی گذاشت که ما بندگی کنیم / یکدم نشد بی‌سرخر زندگی کنیم
 این اولین جرقه بی‌اعتمادی بعد از انقلاب بود و مردم و بعضی گروه‌ها فهمیدند احتمالاً در روی همان پاشنه خواهد چرخید. نمونه دیگر جالب توجه است که این هم بی‌اعتمادی به بار آورد. مرحوم قاسملو در حوزه انتخابیه‌اش رأی آورد، اما امام گفت او به تهران بیاید، نمی‌گذارم برگردد. جلوتر می‌آییم دعوای آقای خامنه‌ای و مهندس موسوی شروع می‌شود و رئیس‌جمهور می‌گوید نخست‌وزیر به من تحمیل شده و از طرفی امام طرفدار نخست‌وزیر کارآمد است. بعد، شکاف منتظری-خمینی پدید می‌آید و کار به ماجرای عزل آقای منتظری و آن قضایا می‌رسد.

 سپس به دولت مرحوم ‌هاشمی وارد می‌شویم که به‌خاطر بالا رفتن نرخ تورم و فشار بر مردم بی‌اعتمادی به حکومت زیاد می‌شود یعنی می‌خواهم بگویم هر اختلاف و تنش و یا هر نقض عهدی ظرف بی‌اعتمادی را پر و پرتر کرده است. در پی این روند بی‌اعتمادی، هر کس هزینه داد، راه خودش را جدا کرد. نتیجه آنکه با حکومت کوچک‌شده‌ای مواجه هستیم که نه تنها همه مردم بلکه حتی بنیان‌گذاران و کارگزاران خود را نمایندگی نمی‌کند تا جایی که مردم به‌گمانم کارگری در امارات و کویت را به شهروندی در ایران ترجیح می‌دهند.

 از این گذشته، من به دفعات گفته‌ام دروغ یکی از عوامل اصلی این وضعیت نابهنجار ماست که بی ‌اعتمادی یک از نتایج آن است. واقعیت این است هم احمدی‌نژاد دروغ گفت و هم روحانی و البته بگویم، این‌ها بازتولید دروغ بالادست است. به‌علاوه ما در جمهوری اسلامی با مسئله‌ای مواجه هستیم به‌نام «آزردگی نهادینه». یعنی کسی نیست از برخورد نهادهای دولتی مصون باشد و آزار نبیند. و از همه مهم‌تر؛ ببینید ما یک دهه پیش با پدیده‌ای روبرو بودیم که در دوربین زل می‌زد و دروغ می‌گفت. حالا ما با پدیده‌هایی مواجه هستیم که به بیت‌المال دست‌اندازی می‌کنند و می‌گویند «آقا گفته» یا «آقا اجازه داده» یا یک روحانی که می‌گوید من هم مثل آقا. مردمی که به‌خاطر ۲۵ گرم کره در صف نگه داشته می‌شوند باید این چیزها را تحمل کنند و اعتماد بورزند؟!

 شما الان به‌ آسانی می‌توانید میزان متوسط حقوق به‌علاوه تأخیرهای مترتب بر آن، نرخ دلار و همچنین دستمزد روزانه‌ی افراد را در اختیار داشته باشید. سازمان ملل می‌گوید درآمد روزانه زیر ۱ دلار فقر شدید است حالا شما با توجه آنچه در واقعیت وجود دارد، نسبت ما و فقر شدید را به دست بیاورید. متأسفانه باید گفت، بعضی قشرها –که البته در حال گسترش هم هستند- توانایی تأمین کالری لازم در یک روز را ندارند چه برسد به زندگی بسامان. ولی با این اوصاف، از این مردم زیر ضرب همچنان انتظار اعتماد می‌رود! چنین حکومت یا دولتی بسیاری از ساختارها و هنجارها را خراب می‌کند. مثلاً نهاد دین تضعیف شد البته نه در راستای سکولاریسم و مسیری که در غرب طی شد بلکه در خدمت تضاد دین‌دار و بی‌دین. یا اینکه تمسک به رمال و کف‌بین و البته عرفان تهی از محتوا و انرژی‌درمانی زیاد شده است و مسائلی دیگر که از کنار آن می‌گذرم.

 حجاریان با اشاره به مواردی دیگر که بر این بی‌اعتمادی اثرگذار بوده‌اند ادامه داد: موضوعاتی از قبیل قتل‌های زنجیره‌ای، برخورد با دراویش، پرونده فعالان محیط‌زیستی، پرواز اوکراین و رقابت‌های اطلاعاتی باعث شده اساساً اعتماد محلی از اعراب نداشته باشد. چون باید دقت داشت، بی‌اعتمادی امر نسبی است. مثلاً شما می‌توانید به نهاد انتخابات یا دستگاه امنیتی یا دستگاه قضایی بی‌اعتماد باشید اما مثلاً به نهادی پایین‌دستی اعتماد داشته باشید. اما، مسئله ما بی‌اعتمادی فراگیر است به‌گونه‌ای که مثلاً یک شهروند هم اداره آب یا اداره برق را غارتگر می‌داند چون قبوض را دستکاری می‌کند و هم دولت و دستگاه قضایی و… را واجد صلاحیت و اعتمادورزی نمی‌داند.

اولین نشانه‌های بی‌اعتمادی در دولت مهندس بازرگان رخ داد. مرحوم بازرگان به‌ هر حال شخصیتی مرضی‌الطرفین محسوب می‌‌شد و به گمان بسیاری از جمله شخص امام صلاحیت نخست‌وزیری داشت منتهی اختیار مملکت‌داری به او سپرده نشد. خود ایشان می‌گوید، چاقوی بی‌دسته‌ به من داده‌اند

 ببینید الان مردم نسبت به ارتش موضع بدی ندارند مثلاً یک شهروند احتمالاً در طول سال دژبان ارتش را در میدان انقلاب می‌بیند یا از کنار چند ماشین با پلاک «ش» می‌گذرد. همین شهروند به دفعات ماشین سپاه را می‌بیند آن هم با هیبت ضداغتشاش! خوب، مسلماً نسبت به ارتش گمان بدی پیدا نمی‌کند اما گارد ضدشورش را از خود نمی‌داند. این تفکیک بین نیروی انتظامی و پلیس راهنمایی رانندگی هم شاید وجود داشته باشد. فرد، نیروی انتظامی را با لباس ضداغتشاش و باتوم و انواع گشت‌ها می‌شناسد اما راهور را نیروی منفعل کنار جاده و بزرگراه می‌داند؛ ولی زمانی می‌شود که راهور هم به خدمت آن گفتمان درمی‌آید و دافعه ایجاد می‌کند. مثلاً مردم می‌گویند جاده‌های ما آسفالت ندارد اما راهور کمین کرده و سخت جریمه می‌کند. یا می‌گویند همه چیز مملکت در حال از دست رفتن است ولی راهور به حجاب ما بند کرده است!

 یا در نمونه دیگر، می‌بینیم کوچک و بزرگ نسبت به آخوند حساسیت دارند. این حساسیت نسبت به آخوندی که اساساً به قدرت وصل نیست و گفتمان رسمی را بازتولید نمی‌کند و به امور خیریه می‌پردازد، کمتر است. البته، برخی از این تفکیک عبور کرده‌اند و تفاوتی میان این و آن آخوند نمی‌گذارند. اساساً من معتقدم آن دسته از نهادهایی که جنبه پشتیبانی و مراقبتی دارند و اصطلاحاً مردم را care می‌‌کنند، محبوب‌ترند؛ مثلاً مردم با معلم‌ها و پرستارها و بهزیستی و سمن‌ها همدل هستند.

 اما، همین محبوبیت یکباره ممکن است آسیب ببینید این‌گونه که والدین بفهمند فلان معلم مداد لای انگشت دانش‌آموز گذاشته یا به‌نحوی او را تحقیر و تنبیه کرده است. یا فلان پرستار از سر بی‌انضباطی یا عدم تقید به جان یک بیمار آسیب زده است. برای همین می‌بینیم میل به همدلی در این دو قشر دو طرفه است. مثلاً پرستار مدت زیادی از بیمارستان خارج نمی‌شود یا یک معلم ممکن است با هزینه یا پیگیری خود تبلت یک دانش‌آموز محروم را تأمین کند.

 حجاریان می‌گوید در مقاطعی پس از انقلاب در زمینه‌ی کم کردن دامنه‌ی بی‌اعتمادی‌ها تلاش‌هایی شده است: در مقاطعی در زمینه اعتمادسازی کوشش‌هایی صورت گرفته است. مثلاً مهندس موسوی زمانی که شایعه کمبود گندم مطرح شد، دستور داد نانواها آردشان را بیرون از نانوایی بگذارند تا مردم فکر کنند از کمبود جا این اتفاق افتاده است. یا مثلاً در زمینه بحث تخصیص کوپن، به‌رغم انتقاداتی که به این مکانیسم اقتصادی وارد است، مردم احساس می‌کردند دولت نظری به آنها دارد ولو به شکل حداقلی و با سیاست بازتوزیع.

 او در پاسخ به اینکه در زمان آقای خاتمی این تلاش‌ها به چه صورت بوده است، گفت: آقای خاتمی از این سنخ کارهای نمادین نکرد چون کشور شرایط جنگی نداشت اما در عمل از حقوق مردم حراست کرد، فساد را کاهش داد و به لحاظ امنیتی کشور را حفظ کرد و مهم‌تر از همه ترمز قتل‌های زنجیره‌ای را کشید. من نمی‌خواهم دوره اصلاحات را سراسر سفید نشان دهم اما استنباطم این است هنرمندان و قشرهایی که در فراموشی و زیر فشار بودند قدری توانستند به فعالیت‌های خود سامان بدهند البته خط و نشان‌ها همچنان باقی بود! 

 این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه به ماجرای نوید افکاری نقبی می‌زند و می‌گوید: در مورد مرحوم افکاری نمی‌دانم چرا آقایان تا این حد بی‌فکری کردند. اول گفتند او محارب است، بعد گفتند قاتل است و بعد قضیه را شخصی کردند و بحث قصاص را پیش کشیدند و تا عده‌ای آمدند به قضیه ورود کنند و از ریخته شدن یک خون جلوگیری کنند، با آن شرایط او را اعدام کردند آن هم خلاف آیین دادرسی.

 ببینید! زمانی مردم به حکومت بی‌اعتماد هستند ولی بعضی اوقات می‌گویند اگر مطابق یک قانون ولو بد جریمه شویم، تمکین می‌کنیم. مثلاً شما ممکن است در یک جاده از سرعت مجاز تجاوز کنید، خوب جریمه‌اش مشخص است و می‌پذیرید اما اگر پلیس بگوید مسئله من قانون نیست می‌خواهم تو را سر جایت بنشانم، قضیه فرق می‌کند. الان، شاید با تسامح به آیین دادرسی اعتمادی وجود داشته باشد اما وقتی به آن متن هم وفادار نمی‌مانند مردم می‌گویند حتماً او را زیر شکنجه یا تحت شرایطی دیگر کشته‌اند و نتوانستند منتظر قصاص بمانند. یک چیز را نباید فراموش کنیم؛ الان مردم به‌دلایل مختلف بیکار هستند البته به دو معنا؛ هم فاقد شغل هستند و هم وقت آزاد دارند.

 عرب‌ها می‌گویند: «ایدی المتعطله تخلق السنه لاذعه». یعنی دست‌های بیکار گفتار ناهنجار را به‌وجود می‌آورد. خوب، این الگو جامعه‌ را پرسش‌گر می‌کند؛ اگر پرونده افکاری شفاف بود، باید اعلام می‌کردند. اما گرهی در آن بود یا فشاری وارد شد، که آن را از دایره عدل خارج ‌کرد پس باید هزینه‌ آن را بپردازند ولو آنکه جامعه حتی شایعاتی هم حول آن درست کند و اساساً دستگاه قضا را از ریخت بیندازد. ماجرای مرحوم افکاری من را یاد داستان خانم ریحانه جباری انداخت که وی نیز به اتهام کشتن یک مأمور اطلاعاتی اعدام شد. گویا ظن به قتل مأموران امنیتی منجر به اعدام می‌شود! در نتیجه مردم خواهند گفت حتی در زمینه دادرسی نیز بین شهروندان تبعیض وجود دارد و بسته به آنکه عضو کدام نهاد باشی، مسئله فرق می‌کند.

 حجاریان درباره‌ی اینکه آیا هنوز راهی برای اعتمادسازی وجود دارد گفت: من معتقدم راه اعتمادسازی، در کشوری با شرایط ما، همان مقوله مراقبت یا care کردن است. من موافق دولت صدقه‌ای نیستم و اساساً دولت خیّر (charity state)‌ را نادرست می‌دانم منتهی در ایران بعضی آن را با دولت رفاه یکی می‌دانند. با همین ملاحظه معتقدم دولت باید مسئله اشتغال را از وضعیت بحران خارج کند. توجه کنید از حل مسئله و برطرف کردن کامل بیکاری نمی‌گویم چون در کوتاه مدت اتفاق نمی‌افتد‌. ببینید اگر بیکار وجود نداشته باشد یا بیکار ناامید نباشد، ناهنجاری کم می‌شود و دیگر نمی‌بینیم کسی به جرم دزدیدن نان محکوم به اعدام شود یا به‌خاطر دزدیدن پوشک برای بچه‌اش یا حتی چند عدد نارنج دادگاهی شود.

 در اینجا باید به تفکیک میان دولت خیّر و دولت مراقب اشاره کنم. گاهی اوقات مثلا در زمانی که کشور در وضعیت اورژانسی است، نیاز به دولت خیّر داریم تا سیل‌زده‌ها و زلزله‌زده‌ها را مدیریت کند، اقلام حمایتی توزیع کند و حتی تا مدتی پول بپردازد. الان، زمان کروناست و ممکن است چنین شود چنانکه مثلاً یونان یا آمریکا، به‌عنوان دو کشور که یکی وضعیت مطلوب اقتصادی ندارد و دیگری در وضعیت مطلوبی به سر می‌برد، هر دو در بحران کرونا به شهروندان پرداخت نقدی دارند. اما دولت خیّر، موقت است و کارویژه آن باید بعد از مدتی متوقف و کمک‌ها قطع شود تا دوباره کسب‌و‌کار راه بیفتد و اعتماد به نفس مردم آسیب‌دیده به‌جای خودش برگردد. فراموش نکنید، برای یک سرپرست خانوار که شغل و درآمد خوبی داشته و به‌ علت سیل، زلزله یا موارد دیگر شغل و خانه و سرمایه‌اش را از دست داده، ساده نیست با حمایت زندگی کند و خواسته اصلی او احیای وضعیت پیشین است.

 اما دولت مراقب مربوط به دوره ثبات است و استمرار دارد و مراقب است بلایی به سر مردم نیاید. این تفکیک را در دو مسئله بهداشت و درمان یا دوگانه آسیب‌پذیر و آسیب‌دیده می‌بینیم؛ دولت مراقب بر روی بهداشت تمرکز می‌کند تا از آسیب جلوگیری شود اما دولت خیّر بعد از آسیب و شکست مسئله بهداشت به ماجرا ورود می‌کند. با این تفکیک، دولت ما همیشه لباس دولت خیّر را پوشیده و به‌خاطر حفظ ظاهر فقط بازتوزیع کرده است آن هم بدون سازوکار نظارتی. نتیجه اینکه قاطبه مردم ضعیف شده‌اند، برخی هم به فلاکت افتادند چرا که اصلاً این دولت نه‌تنها مراقب نبود بلایی سر مردم نیاید و خودش باعث بلا شد.

 این مکانیزم مراقبتی را می‌توان به قوه قضائیه هم تعمیم داد. قوه قضائیه که رئیس آن منصوب رهبر است و تعارض و دوگانگی میان آنها وجود ندارد، باید سازوکارهای پیشگیری را انجام دهد اما اصلاً چنین دغدغه‌ای ندارد و این قبیل پرونده‌ها را به‌قدری محرمانه و پیچیده می‌کند که هیچ کس توانایی ورود به آن را ندارد و هر کس دنبال اطلاع‌رسانی می‌رود، زیر ضرب توهین و تهمت و پرونده‌سازی می‌رود.

شما ببینید در همین فقره مرحوم افکاری، سفیر آلمان چه موضعی علیه ایران گرفت. سفر آقای ظریف لغو شد و احتمالاً تبعاتی دیگر در انتظار است. می‌خواهم بگویم وقتی یک قاضی در شهرستان یا اساساً در مرکز، پرونده‌ای را به‌نحو خسارت‌بار پیش می‌برد، هم افکار عمومی را آزرده می‌کند و هم قوه مجریه و اساساً هویت ملی را گرفتار می‌کند. این‌ها شاید گذرا باشد مسئله ما با مواردی است که جنبه بین‌المللی دارد و بحث غرامت در آن مطرح است مانند ماجرای اسقاط هواپیمای اوکراینی.

منبع: انصاف نیوز

66

نظرات 80
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
سید 1 1 پاسخ 1399/7/4 -12:41

یعنی خائن و خادم یکی هستند؟!

یک ایرانی اصیل 2 0 پاسخ 1399/7/4 -09:55

از حادثه ترسند همه کاخ نشینان، ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم، اره داداش ما آب از سرمون گذشته دیگه برامون مهم نیست کی راست میگه کی دروغ و صد البته که همتون مثل چی... دروغ میگید، اما این رو بدونید همه ملت ایران بیدار شدند از خواب غفلت، تنها یه سری طرفدارای خودتون ک حقوق بگیر شماها هستند پشت تون هستند، یقین داشته باشید دوره ظلم و ستم تون تموم شده، ب وفتس باید جواب این ملت زجر کشیده رو بدین هم شما دروغگو ها و هم کشورهای غربی ک دم از حقوق بشر و انسانیت میزنند و ظام رو ب مردم ما اعمال میکنند و شما از تحریم های اونا سو استفاده کرده، ب بهانه تحریم اختلاسهای بی سابقه میکنید و ب ریش ملت ایران ک دوهزار سال پیشینه دارند میخندید، وقتتون تموم داره میشه، تیک تاک، تیک تاک، تیک تاک

مستقل 1399/7/4 -12:01

بله با این نظر جنابعالی موافقم ... تیک تاک تیک تاک

ناشناس 3 4 پاسخ 1399/7/4 -09:37

چرا مرد خدا احمدی نژاد را میکوبی احمدی نژاد یاری مردم ایران بود وهست بهش تهمت نزن باید اون دنیا جواب بدی فقط بفکر جیب خودتی

ح خ 4 2 پاسخ 1399/7/3 -23:06

از تو نامرد تر وخائن تر وجود ندارد چرا نمیگی گلوله ای که خوردی بنابر نقشه خودت بود

عباسی 7 3 پاسخ 1399/7/3 -20:20

آقای حجاریان جوری سخن به زبان میاورند که انگار خود ایشون تافته ای جدا بافته هستن ،آقای حجاریان در حال حاضر که شما و آقازاده های شما که از رانت بالائی برخوردار هستید توسط دولت شیخ حسن و در این چند سال گذشته واردات گندم کشور در دخل و تصرف شما و آقازاده ای شما هستش ،آیا شما و امثال شما واقعا میتونید دغدقه ای مردم محروم و مظلوم را داشته باشید ،مسبب این وضعیت مردم و کشور شما و دولتهای گذشته هستن که خاندان سالاری و کاخ نشینی را سرلوحه ای کار خودشون کردن ،بجای اینکه به کشور و ملت خدمت کنند ،تنها دولتی که مردمی بود و برای کشور و ملت تمام وقت کار و خدمت کرد ،دولت دکتر احمدی نژاد بود که با کارشکنی شما و اربابهای شما روبه رو بود ،و چون به شما و اربابهای شما و احزاب باج نداد ،دولت خدمتگزار را دورغگو خطاب میکنید ،لعنت خدا و پیامبر او بر خائنین وطن فروش و ضد مردمی

درود خدا بر محمد و آل محمد (مهری ) 1 7 پاسخ 1399/7/3 -15:17

درود خدا بر شما برادران زحمت کش

وحدتی 9 3 پاسخ 1399/7/3 -13:52

حجاریان غلط کرد . اگر اینها اختیار ندارند شکر می خورند برای ریاست جمهوری کاندید می شوند و تو هم شکر می خوری که اینهمه دروغ میگی ، دروغگوی اصلی خودتی ، شما روحانی رو به کشور تحمیل کردید چون خودتون گزینه مقبولی برای رای آوری نداشتید و از نردبان روحانی استفاده کردید. مردم رو هالو فرض نکنید.

علی 8 3 پاسخ 1399/7/3 -13:44

نامردی اگرنری کویت کارگری اونیکه تو کویت کارگری می کنه شرف ووجدانش هزاربرابرشما است

پزشک سهمیه ای 7 1 پاسخ 1399/7/3 -12:33

از واردات گندم چه خبرا

منصور 8 3 پاسخ 1399/7/3 -11:07

آقای حجاریان بانی تمام این بی اعتمادی ها طرز فکر تو وامثالهم که غرب گدایید هستید ولاغیر،،، خدا شما و هم فکرانتان را به زمین گرم ببخشد که در این صورت مملکت روی آسایش را خواهد دید

الن 10 1 پاسخ 1399/7/3 -09:52

در جمهوری اسلامی کی راست میگه؟ دورغ که عادی شده باید دنبال راستگو بگردیم

علی 12 4 پاسخ 1399/7/3 -09:43

والا احمدی نژاد دروغ نگفت هرکاری ام گفت انجام داد به نحو احسن

محمد 12 3 پاسخ 1399/7/3 -08:53

این حجاریان از لحاظ تاریخی را می توان بیشتر از طیف ابوسفیان و مروان توصیف کرد ،نه اینکه حقیقت را ندانند بلکه فریبکار و دروغگو و منافق هستند اون موقع مناظرات احمدی نژاد دروغ گفت یا دارودسته شما ،تمام دستاوردهای انقلاب یک طرف زمان دکتر احمدی نژاد یک طرف ،چه از نظر اقتصادی و چه فرهنگی ولی شما افساد طلبان همه آنها را با دروغ و نفاق و کینه بر باد دادید ،فساد فرهنگی و اقتصادی ناشی از عملکرد شما هست ،نظام به شما خیلی باج داد و الان در تله بی اعتمادی و سرمایه اجتماعی گرفتار شده است ،تنها جبران وضع موجود التماس و التجا به احمدی نژاد برای بازگشت اعتماد مردم به نظام است وگرنه کشور به خفگی می رسد البته باور براین است قبول کردن احمدی نژاد برای آمدن یک فداکاری بزرگ برای اصلاح تباهی وضعیت گرفتار مملکت است چرا که واقعا انجام اصلاحات اساسی با این شدت از تباهی بسیار سخت است و مسلما امثال دروغگویان همچون شما ،عبدی ،مهاجرانی ،خاتمی اساس فساد و تباهی هستید وای بر شما نتیجه تفکرات قدرت طلبانه فاسد شما ،که مردان با غیرت را بی غیرت وزنان پاک دامن را آلوده به فساد کرد .

هادی 1399/7/3 -12:52

مرحبا آفرین

گندمی 11 0 پاسخ 1399/7/3 -08:51

بیخیال ترین رییس‌جمهور قرن روحانی بود

حسین 9 2 پاسخ 1399/7/3 -08:33

انصافا تو یکی روی نامردی رو سفید کردی حرف نزن شما تا مرفق دستتون با هم تو یه کاسه است

بیجانی کرج 7 3 پاسخ 1399/7/3 -08:29

سلام و ارادت ، چون آقایان به اصطلاح مسئول، متوجه شده اند که اگر نام خادم ملت، دلسوز محرومان و امین بیت المال ،(در هنگام مسئولیت) حاج محمود احمدی نژاد را ببرند ،مصاحبه ای که میکنند بالاترین خواننده و یا بیننده را خواهد داشت ،بدون هیچ دلیل و برهان و یا به قصد تخریب از وی یاد میکنند ولی غافل از اینکه اولا خداوند خودش از همه چیز اگاه است و ثانیا مردم نان را به نرخ روز و با مشکلات فراوان بدست آورده و میخورند وخوب وبد را تشخیص میدهند پس خواهش میکنم خودتون رو خسته نکنید ،و بیشتر از این به گناهان خود نیافزاید که روسیاهی به زغال میماند بدرود.

هادی 10 3 پاسخ 1399/7/3 -08:23

بهتره تو و اربابت "محمد خالی بند"که فاجعه ای به نام شیخ حسن راباتکرارتان به مردم تحمیل کردید سرتان رابه جایی فروببرید ودیگر اظهار نظر نکنید.

مهرداد سربندی 2 7 پاسخ 1399/7/3 -08:03

مبحث بی اعتمادی اجتماعی از جمله مباحث مهم آسیب شناسی اجتماعی است و تحلیل جناب حجاریان بسیار شیوا و در خور تامل است. لذا جای تشکر دارد. اما ایکاش جامعه در خصوص این موضوع نظرات افراد دیگر از جناخ اصولگرا . از اساتید حوزه و دانشگاه و دانشمند و صاحب نظران خارجی آگاه می شد. واقع امر این است که همواره از ابتدای حلقت بشر همه جنگها و بحث و جدلها بر سر دو موضوع (تعاریف و مصادیق) بوده و بعد از این هم خواهد بود. یکی می گوید خقیقت این است دیگری می گوید حقیقت آن است. شخص سال و رابع و خامس الی ... هم نظرات خود را دارند. تازه وقتی خردجمعی به یک تعریف جامع از حقیقت می رسد اختلافات بر سر مصادیق آغاز می شود. اینکه ما ذیل فرمایشات کاملا خردمندانه جناب حجاریان به عنوان اظهار نظر مسائلی را مطرح می کنیم که گاه جنبه اهانت دارد و گاه جنبه تهمت و تا خدودی بخاطر دردیست که همه حس می کنند و سعی می کنند به شکلی خود را با گفتن بعضی کلمات آرام کنند. اما هیچ دربطی که تحلیل جناب حجاریان نداشته و ملاک درستی و نادرستی تحلیل ایشان نیست. برای کمک کردن به درک صحیح افکار عمومی و پیشگیری از آسیب هایی که قرار است بعد از این بخاطر بی اعتمادی جامعه دامنگیر ایران عزیز و انقلاب مقدسمان شود من از تحلیل گران برجسته دانشگاهی بویژه از طیف اصولگرا انتظار و خواهش دارم تحلیل خود را در مورد مبحث بی اعتمادی ارائه دهند.

نذیر 9 3 پاسخ 1399/7/3 -07:12

توراست می گویی!!!!!!ولی توی تمام دروغهایی که در همه عمر گفته وشنیده ای یک حرف راست از من بشنو.قطعا با این فرمانی که داری حرکت می کنی بدان که یک روز حسرت می خوری ومی گویی ای کاش همان روزا میمردم واینهمه بار گناه را با خود نمی آوردم

چه فرقی میکنه که کی باشم 4 4 پاسخ 1399/7/3 -05:53

آنهایی که بین مسئولین تفاوت قائل میشن یا ابله و یا بدنبال انتفاع بیشتر از این وضعیت هرج و مرج کشور هستند در کشور ما بجز رهبری هیچ مسئولی اختیار تام ندارد در مورد آقای حجاریان هم انسان جایزالخطاست حدود بیش از نود درصد مردم نظرشان نسبت به قبل از انقلاب تغییر کرده ما هم در دوران داغی و عنفوان جوانی و جهالت با اشغال سفارت موافق بودیم حجاریان هم یک انسان است مثل ما اروپا هم 2 الی 3 قرن پیش این دوران گذار فعلی ما را تجربه کرد با این تفاوت که دوران ما با عصر سرعت انتقال اطلاعات مصادف شد و ما خیلی زود متوجه شدیم که اشتباه کردیم همه ی ما قبلا"برداشت دیگری از انقلاب داشتیم ما همه انسانیم آقای رفسانجانی، کدیور ،حجاریان،ختمی،کربی،موسوی،ناطق،ابطحی،سیدحسن،خمینی،.....هم مثل ما بر داشت متفاوتی از نتیجه انقلاب داستند بنابراین تفاوت بین مسئولین قایل شدن یعنی خریدن وقت برای مکیدن خون مردم

محمد 1399/7/3 -10:36

برای کسی که طبق عنوان خودش ،چه فرقی داره که کی باشم پس بهتر است اظهار نظر نکنه ،چون که فرقی نمی کنه چی باشه.

سعید 1399/7/8 -12:25

درود به شرفت، عالی گفتی. مهم اینه که مردم دیگه این حکومت رو نمیخوان، چپ و راست هم نداره.

قلندر 1 0 پاسخ 1399/7/3 -03:53

سعید عسگر و سعید امامی هر دو این اواخر شدن جاسوس موساد و تیشه به ریشه وزارتاطلاعات زدن و حقشان با ان جنایاتی که مرتکب شدن انداختن در آسیاب بود

بابک 7 1 پاسخ 1399/7/3 -03:10

کارگری چیه دولتمردان بی خرد و بی دانش. گدایی توی کویت از ریسی ایران بهتره

قلندر 3 5 پاسخ 1399/7/3 -02:50

سعید عسگر وسعید امامی دو نوکر اسرائیل بودن که با همین سعید حجاریان دستش روشد باهوشتر از دکتر حجاریان پایه گذار وزارت اطلاعات مگه داریم اگر او نبود فساد دسگاه امنیتی کشور را از ریشه میزد آخرش هم گلوله یه ابله در شقیقه اش نشاندن ?چرا که او مردی که زیاتر از بقیه میدانست

خلیل 6 0 پاسخ 1399/7/3 -01:52

این ره که میرویم به ترکستان است

قلندر 2 5 پاسخ 1399/7/3 -01:48

آقای حجاریان شما که خودت پایه گذار وزارت اطلاعات بودی در چینش پستهای کلیدی آیا دقت کرده بودی که منجر به آن قتل‌ها بود خودت هم مقصری اما در مورد خاتمی با شما موافق هستم چرا که دولتی بود که هم کار بود هم مسائل مالی مردم کمتر ریسک داشت شهرهای زیادی ساخته شد و بیکاری کم بود تازه با نفت هشت دلاری.خدا عمرش دهد آدم‌های با سواد واقعی قدر او را میدانند

رحیم اب منگل 1399/7/3 -12:33

این رسم قلندری نیست که هر مثل تو فکر نکنه بیسواده خاتمی بی عرضه بود حتی بیسوادها هم اینو میدونند

مهدی 9 2 پاسخ 1399/7/3 -01:22

اگه دکتر احمدینژاد زل میزد تو دوربین دروغ میگفت برادر جان که مردم انقدر دوستدارش نبودن شما جوری صحبت میکنی که انگار مدینه فاضله ای اساس مشکلات کشور از فتنه میاد برادر که شما ها سران اون فتنه اید

کاظم 7 0 پاسخ 1399/7/3 -00:40

همشون دروغ میگن،بلایی سر ایران آوردین که مردم کلا ناامید شدند

. 17 22 پاسخ 1399/7/2 -22:21

درود بر فرزند دانشمند ایران عزیز.بخشی از حقایق را با جسارت قابل قبولی بیان کردی

طاها یاسینی 1399/7/2 -23:17

نظر اول رابه اشتباه مثبت زدم ،بواقع منفیه

امید 1399/7/3 -00:57

تیم و طایفه حجاریان مثل .... از برگشت محمود - و رو شدن خیانت هاشون - میترسن و با طرح این مطلب دو هدف اصلی را دنبال میکنند ۱- زدن احمدی نژاده که اصلی ترین هدفه ؛ چون روحانی تاریخ مصرفش گذشته پس هدف از زدن هردو فقط زدن محموده ۲- با حمله به روحانی میخوان خودشون از ایشون برائت جسته و راهی برای معرفی شخص مورد نظر خودشون باز کنند ( در حالیکه اگر کمی حافظه تاریخی داشته باشیم میدونیم که روحانی دستپخت خودشونه)

ناشناس 21 9 پاسخ 1399/7/2 -22:08

راه باز جاده دراز میری دست حسن جونم بگیر وببر. درضمن کلیدم بذار زیر گلدون

احمد عربی 16 8 پاسخ 1399/7/2 -21:20

تو نگران چی هستی گندم تو وارد کن

بنده خدا 15 7 پاسخ 1399/7/2 -21:05

نه اون خوبه نه ایشون لعنت به هر سه تا تون

لللل 4 13 پاسخ 1399/7/2 -21:00

حرف درست چقدر دردناکه!!!

سعید 20 16 پاسخ 1399/7/2 -20:23

شما صلاحیت اظهار نظر راجع به احمدی نژاد را ندارید.

امید 1399/7/2 -21:19

آقاسعید شما هم تو خونه هاله نورمیبینی دورت؟ مطمئنی شیشه نمیزنی داداش؟

بیجانی کرج 1399/7/3 -09:06

سلام و ارادت ،نظر اقا سعید کاملا درست و منطقیه و ظاهرا کسی که ....میزنه، اقا امید شمایی که انقدر هم ،جنسش خوبه که از قدیما رفتی فضا و پایین تشریف نمیاری ،یه خورده ابلیمو بخور اقا امید بیا پایین ،تا پایین تشریف نیووردی اینم بگم اکثر هم فکر هات و هم رای هاتون بد جوری پشیمون شدن گفتم که پایین امدی شوکه نشی

بهلول 26 2 پاسخ 1399/7/2 -20:21

شما همه چه راست وچپ برای غارت چپاول آمدید چون هیچکاری برای مردم باشرف ایرانی نکردید.فقط در فکر مال اندوزی بودیدومملکت رابه فلاکت انداختید که مردم آرزوی یک زندگی آرام رادارند.چنگیز با ایران نکرد .چقدر کمبود دارید؟

امید 1399/7/2 -21:21

جان بهلول تو بیا ۱۴۰۰ شرکت کن من قول میدم بهت رای بدم فقط بهلول رئیس جمهورراستگوی ایران زمین

بهلول 1399/7/3 -08:37

امید بشین توخونه یقول ودوقول بازی کن باشه پسر خوب

محمد 16 5 پاسخ 1399/7/2 -20:13

h از قدیم گفتن .سگ زرد برادر شغاله

arad 22 1 پاسخ 1399/7/2 -19:50

توهین آمیز ترین حرف آقای روحانی به ما که ساعتها در صف انتخابات بودیم تا به ایشان رای بدهیم این بود که فرمودند وعده هایی که به مردم دادم ما چند سال قبل بود نه الان آیا این حرف ایشان منطقی بود ؟؟؟؟

امید 1399/7/2 -21:23

داداش کار ازمنطق واین حرفها گذشته حسن یک مرد رند ومارمولک هست کلید رو آورد ولی قفل شکست بیصاحب

بی نام 24 4 پاسخ 1399/7/2 -19:27

از وقتی جنابعالی و دوستان اصلاح طلبت سفارت آمریکا را اشغال کردید ما به این روز سیاه افتاده ایم. خجالت نمی کشی حرف می زنی؟ دروغگو حافظه ندارد یعنی همین. یادت رفته شما چه کارهایی در کشور کرده اید؟ این دولت روحانی هم دستپخت شما و امثال شما و رئیس تکرار شماست. در ضمن در مورد واردات گندم هم خوب است شفاف سازی بفرمایید.

شایون 26 1 پاسخ 1399/7/2 -19:21

من ترجیح میدم شهروند درجه 3 جهنم باشم ولی تو بهشت آباد شما اصلاح طلبها نباشم. فرقی هم نمی کنه تو بهشت اصولگراها هم چیزی مثل بهشت خودتونه. لعنت به هر دوتاش

علی 7 6 پاسخ 1399/7/2 -19:12

من با بسیاری از گفته های حجاریان موافقم ولی در مواردی مثل دولت خاتمی نه چون امثال پرونده زهرا رهنورد و رشوه گیری کروبی احمدی نژاد را به ریاست جمهوری رساند.

امید 1399/7/2 -21:26

بچه برو مقایسه کن دوره خاتمی ازنظراقتصادی باثبات ترین دوره ازسال ۱۳۵۷ تاالان که ۱۳۹۹هست پس حرف الکی نزن

علی 1399/7/3 -06:23

بدبخت بی سواد، تو فقیر عقل واطلاعاتی دنیاهمه میدانند که ما ایرانی جماعت کل آرامش و رفاه وامنیت رافقط در زمان آقای خاتمی داشتیم قبل وبعدش همه ازمرفع وطبقات ضعیف متآسفانه زیرخط فقرهستیم مگرتعداد اندکی اونم قطعآ به خلاف ودلالی وکارچاق کنی وصلا مثل آقای ابراهیم سنوبر که کسی اینو نمیدونه یک دولت درسایه تشکیل داده بدون سواد ‌رفته یه موسسه سفیران صلح تشکیل داده وبه اسم صلح توکل نهادهای حکومتی نفوظ کرده هرکاری که فکرشوبکنی باپول انجام میده چراباید دستگاهای نظارتی حکومتی تا این حدضعیف باشن درو پیکرنباشه هرکی بیاد راحت بشه کارچاق کن ومیلیاردها دلار به جیب بزنه وهر روز هم مست مست هستش واقعا خسته شدیم بریدیم اینقد داستانها ی عجیب میبینیم لطفآ تواینترنت سرچ کنید سفیران صلح ابراهیم سنوبر تا ببینید باکیها عکس گرفتن وارتباط دادن واقغا نمیتونید مملکتواداره کنید برید کنار دولت نباشه مملکت آرامش بیشتری داره ها

ناشناس 6 2 پاسخ 1399/7/2 -18:51

تمام کسانی که در این چهل سال مسئولیت داشتند مجرم هستند امثال شما که بیرون مینشینید ودیگران را هدایت می کنید تفر بیشتر است وچه کنیم کسی نیست وحدت را به جامعه باز گرداند تا همکیشان شما جرأت یابه گویی نداشته باشید

مرشد 10 7 پاسخ 1399/7/2 -18:40

نوکری پاکستان .هند و،،،،،،،بهتر از شهروندی ایران است

ناشناس 1399/7/2 -22:12

بدو بدو جای نمونی. 2نفر هندو پاکستان بدو بدو که رفتیما

ریزه میزه 13 3 پاسخ 1399/7/2 -18:22

اقای حجاریان درطول تاریخ راستگوترازخودت واقای عبدی هم سراغ داری!؟

کاربر ناشناس 12 7 پاسخ 1399/7/2 -17:36

به نظرم باید سعید عسگر طوری تورا می زد که برای همیشه خفه می شدی

خلیل 1399/7/3 -01:56

چقدر بی ادبی شما اینجا ستون نظرات هست نه انتقام

نقی 1399/7/3 -09:36

هنوز دیر نشده. خودت این کار را بکن. شما که سعید عسگر قهرمان زندگیت است باید مسیر آن قهرمان را دنبال کنی. آفرین به شما.

محمد راد 13 0 پاسخ 1399/7/2 -16:56

وتو هم در انتخابات قبلی غوطه ور دردریای مواج دروغ ؛ویا به دروغ، چه ساحل ها که نشان ندادید،و چه قهقهه مستانه که سر نمی دادید! پررویی وبی حیایی وبی خیالی درمقابل شما کم آورده ولنگ انداخته است و هرچه پزو ژست متقلبانه روسرکشیده اید

محمود 17 0 پاسخ 1399/7/2 -16:49

اقای حجاریان مردمی که از شما از آن دم میزنید به نتیجه قطعی رسیده اند شما اصلاح طلبان نقش سوپاپ را بازی میکنید باور نداریدمخفیانه ازخودشان بپرسید

ع غ 17 9 پاسخ 1399/7/2 -16:31

انقلاب کردیم که افرادی سالم و انقلابی مانند آقای احمدی نژاد برای مملکت و مردم کار دلسوزانه و انقلابی انجام دهند. هر چه امروز شاهد آن هستیم نتیجه عملکرد منفی اصلاح طلبان است.مردم در انتخابات نمایندگان مجلس یادهم نشان دادند که دیگر اعتمادی به اصلاح طلبان ندارند . بنابراین در انتخابات آینده ریاست جمهوری آگاه هستند که به چه کسی رای دهند . به امید آن روز عزیز.

علی 1399/7/3 -06:28

بروبابا هرکی بیاد آش همینه فک کردی اصولگراها فرشته نجاتن غیررررررررر بدبده خوب نمیشه رئیس جمهورتوایران عروسک خیمه شب بازیه قدرت واستقلال نداره وسلام

روح 18 7 پاسخ 1399/7/2 -16:19

شما دیگه دهنتونو ببندید با این روحانی چقدر بی شرفو بیحیا هستین شما خونخوارین. احمدی نژاد وجودشو داشت بخاطره مردم جلوی همه ایستاد خاک بر سر نادانان بین همه ی مردمم میرفت خیلی پستیه دروغ به چنین آدمی بستن الان همه اصولیو اصلاحات دست به دسته هم دادن هر روز این انسان شریفو میزنن یه خورده حیا کنید چرا آنقدر خبیث هستید مگه احمدی‌نژاد جز ارامشو رفاه برای مردم چی میخواست امیدوارم به سزای اعمالتون برسید خدا حافظ این مرد بزرگ باشه میدونم که خیلی ها دنبال از بین بردن این آدم هستن خدا نگهدارش باشه.

سیدرسول موسوی 1399/7/2 -19:18

رفت گفت تحریم ها کاغذپاره است هشتاد مورد کنفرانس هتل لوزان و 10000لیتر آب زمزم این گند را نمیشوید ببین کاغذ پاره چه به روزگار ایران اورده حالا قضاوت با تحلیلگران

ئ 15 3 پاسخ 1399/7/2 -16:18

از گندم چه خبر قیمتش چند میشه بکاریم یانه راستش بگو

احمد 19 0 پاسخ 1399/7/2 -15:40

شما نامردا نون تون را تو خون مردم میزارید و میخورید خدا همتون رو به زمین گرم بزنه

متنفر ازین آدمهای فرصت طلب 13 0 پاسخ 1399/7/2 -15:20

کدامتون دروغگو نیستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همه تون مثل همید دقیقا وارث ضرب المثل سگ زرد برادر شغاله هستید البته نه از نوع سگها و شغالهای ایرانی / بلکه از نوع سگهای وحشی امریکایی که حتی به ناموس خودشونم رحم نمیکنند

علی 1399/7/3 -06:32

درود برتو وقیقآ وطن فروش وناموس فروش زمانه هستن مردم دیگه تاخرخره زیر بدبختی هستند اینا انگار نمیخوان بفهمن

کاربر ناشناس 10 0 پاسخ 1399/7/2 -14:49

راستگو فقط من هستم که فامیلم راستگو است

دوست 1399/7/2 -15:41

شما هم بعید میدونم راستگوی واقعی باشید چون اگه راستگو بودید نام و نام خانوادگی خودتونو نمیذاشتید کاربرناشناس/ قطعا این فامیل زیبا مربوط به اجدادتونه که باز هم قطعا مسمایی داشته که براشون اتخاب کردند

ناظمی 34 12 پاسخ 1399/7/2 -14:37

دروغ اززمانی که شمامرتجعین به نام اصلاح طلب دولت رودست گرفتیدتواین مملکت شروع شد!یادته گلوله ای که بهت شلیک کردن هزینه درمانت چقدربرای این ملت بیچاره آب خورد؟هنوزکه هنوزه ملت دارن تبعات اون بازی ترورجنابعالی رومیپردازن ،میپرسی باچی؟ بارانت واردات گندم ازخارج

رضا 1399/7/2 -15:45

بابا تو دیگه کی هستی؟زدن ترورش کردن و ضاربش هم راست راست میچرخه بعد تو شاکی ای خرج عملش فلان شده.اصلا حجاریان آدم بد و تحلیلگر دروغگو.ترورش کردن الان هم هنوز رو ویلچره و درست نمیتونه حرف بزنه یعنی از انسانیت تهی شدیم

نقی 1399/7/3 -09:43

نظریات شما بدن انسان را می لرزونه و آدم را دلسرد می کند. دوستان شما این انسان را از هستی ناقص کردند. بعد می گی هزینه عملش را ملت پرداخت کردند.

یاسر 25 7 پاسخ 1399/7/2 -14:36

این حجاریان هم در دوره اصلاحات ودرزمان مدیر مسئولی روزنامه صبح امروز چه دروغها به جامعه تزریق میکرد تا جامعه را درگیر ومشوش و نگران کند در اتفاقات کوی دانشگاه 78 کشته سازی راه میانداخت در قتل های زنجیره ای فلش رو به سمت افراد مخالف خود و جناح خود میبرد و....

محمد 31 5 پاسخ 1399/7/2 -14:32

نون شما هم توی این حرفاهست

س 33 13 پاسخ 1399/7/2 -14:32

شما کینه احمدی نژاد را بلحاظ محبوبیت ایشان نزد مردم و ملتهای آزاده دنیا بگور خواهید برد ..چه خبر از واردات گندم..

ناشناس 1399/7/2 -17:45

احمدی نژاد کیه دیگه داره کلی میگه جز چندتا گول 45 هزار تومن یارانه بخور کی طرفدارشه آخه؟ملتهای آزاده رو زا کجا آوردی آخه از سخنرانیهای خود محمود؟

a.a 38 7 پاسخ 1399/7/2 -14:24

آره دادا همه دروغگو هستند فقط تو راست میگی

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما
دوئل بایدن - ترامپ و ایالات سرنوشت ساز/ ترامپ پیروزی با آراء الکترال را تکرار می‌کند؟/ بایدن در انتظار گرفتن انتقام هیلاری از ترامپ
آمار بگیرید پروفسور سمیعی چندتا فالوور دارد و آقایی که ترکیبی می‌زند، چند تا/ خدا را شکر می‌کنم که جزو بازماندگان سال ۹۸ هستم/ چرا مهر کمدی روی من می‌زنید؟
به آقای روحانی رای دادم، هوادارانم حق دارند بلاکم کنند / فکر می‌کردم کرونا برای همسایه است
سردبیر لوبلاگ: آمریکا آماده ورود به جنگ داخلی با اشاره ترامپ/ شواهد نگران کننده ای وجود دارد/ اگر ترامپ نتیجه انتخابات را نپذیرد چه اتفاقی می‌افتد؟
اطلاعاتی جالب از دفاع مقدس؛ از کوچک‌ترین شهید تا مسن‌ترین رزمنده با ۱۰۵ سال سن‌/ شهناز، نام اولین شهید زن / تلخ‌ترین روز جنگ چه روزی بود؟
رضاشاه فراماسون نبود / چرخش پهلوی اول به‌سوی آلمانها با چراغ سبز انگلیس بود / قاجارها هم به‌دنبال توسعه ایران بودند ولی نگذاشتند / رضاخان به مجلس می‌گفت طویله! / رضاشاه نمی‌رفت، انقلاب می‌شد