اقدام شیطانی با دختر ۱۱ ساله زیر پل یکی از اتوبان های تهران / 6 نفر بودند + جزئیات تلخ


15 شهریور 1398 - 06:30
5d71674013972_2019-09-06_00-21
۶ نفر بوده اند که تجاوز کردند. ۶ معتاد شیشه ای که شرایط و قرائن گواه آن بود که در جریان ارتکاب عمل شنیع خود در شرایط طبیعی نبوده اند و از حالت عادی خارج شده بودند. قربانی ۶ مرد ، دختری ۱۱ ساله بوده است.

 خردادماه امسال ، او شبانه با جمعی دیگر در شهر پرسه می زدند. در جریان بازدید به یکی از های یکی از بزرگراه ها رسیدند. توانی برای تعریف آنچه دیده ، ندارد. برای بیان هر کلمه مکث می کند تا ببیند با چند واژه می تواند عمق فاجعه را بگوید.

۶ نفر بوده اند که تجاوز کردند. ۶ شیشه ای که شرایط و قرائن گواه آن بود که در جریان ارتکاب عمل شنیع خود در شرایط طبیعی نبوده اند و از حالت عادی خارج شده بودند.

قربانی ۶ مرد ، دختری ۱۱ ساله بوده است. راوی می‌گوید: شاهدان دو نفر دیگرشان آنجا بودند . حال‌شان بد شد، شوک آنچه مقابل چشمانشان رخ داده بود، هنوز هم هست. نمی‌تواند بیشتر بگوید. روایت دوم از همان ابتدا سراغ عکس می رود . گوشی همراهش پر از تصاویر آسیب های اجتماعی کف خیابان است. روی یک عکس متوقف می شود. تصویر بزرگ می شود.

دختربچه ای زانوهایش را بغلش گرفته و در گوشه ای از فضای ماشین چمباتمه زده است. لباس‌هایش آنقدر چرک است که به سختی می توان رنگ صورتی لباسش را تشخیص داد. او را در چهار راه قیطریه پیدا کرده اند. کودکی که دو، سه نفر دیگر مثل او بوده اند. چشمانش را معصومانه به دوربین دوخته است.

عادت نداشته ازاو عکس بگیرند و شاید همین سبب شده نگاه منگی به تصویر داشته باشد. لحظات سیاه زندگی او را آخرین گوشی آیفون ثبت کرده است و شاید همین هم برایش عجیب بوده؛ در یکی از شب های شهر او را شناسایی کرده اند. اینکه کجا بوده است بیان نشد. اینکه چه ساعت از شب بود گفته نشد. بررسی‌های حکایت از جسمی شکنجه شده داشت.

شنیدنش هم حس بدی دارد. صدا آرام می شود؛ سخت از میان جمله ادا شده واژه چند‌بار شنیده می شود. باورش آنقدر سخت است که دوباره و سه باره ، عدد پرسیده می‌شود. اطمینان دارد. و این بار برای آنکه بتوان باور کرد بلندتر می‌گوید: چند بار در طول یک روز دختر شکنجه شده است. هنوز تصویر دختر بچه بر صفحه گوشی تلفن همراه موجود است. فقط ۶یا ۷ سالش بوده ، یعنی اگر مدرسه می رفت اول دبستان بود. اگر بچه ای مثل بچه‌های دیگر شهر بود حتما دلش پیش کتاب ها و درس‌هایش بود. حتما جایی از وقتش جلوی بود و بخشی دیگر را با همسالانش می گذراند. اگر کودکی معمولی بود شاید در این سن و سال دوست داشت ادای کارهای مادرش را درآورد. شاید از پدرش می خواست برای تولدش چیز خاصی بخرد. پذیرفتن و باور آنچه رخ داده، سخت است. شبیه فیلم های ترسناک آمریکایی می ماند که می ترسی اما می دانی دروغ است. ترس آمده است. با همه وجود،ذهن، از پذیرش آنچه گفته شد سر باز می زند، کاش نه او ۷ ساله بود و نه این تصویر حقیقت داشت.

کاش دروغ بود اما تصویر خط بطلانی بر خیال پردازی‌های ذهن مغشوش است. پرونده اش لای پوشه های مددکاری است. شاهد حادثه، همه کابوس هایش را نگفت. بعضی حرف ها را نمی شود گفت. بعضی حرف را نمی‌شود نوشت.  باور کنیم زمانی که دکتر مینو محرز، رئیس مرکز تحقیقات به ایسنا اعلام کرد طبق مطالعه‌‌ای روی یک هزار کودک کار در تهران بیشترین میزان شیوع ایدز در کودکان کار و خیابان بین سنین ۱۰ تا ۱۸ سال است و بیشترین راه ابتلا در بین این کودکان، تجاوز جنسی هم بین دختران و هم بین پسران بوده است، باور کردن مطالعه علمی هم سخت بود . هشدار این محقق برای اینکه اگر کاری نکنند امکان تجاوز جنسی و اعتیاد در این کودکان زیاد شده و به ‌تبع آن ابتلا به ایدز در میان آنها افزایش می‌یابد، جدی بود.

این مطالعه‌ نشان داد ۴تا ۵ درصد این کودکانHIV مثبت بودند. یعنی ۵۰ کودک که بیشترشان در جریان یک اتفاق شوم، سلامت‌شان تباه شده است. یافته‌های پژوهش «سنجش رفتارهای پر خطر در کودکان کار و خیابان در ایران »که توسط «سازمان بهزیستی» انجام شده حاکی از آن است که این کودکان از سنین پایین با روابط جنسی آشنا می‌شوند به گونه ‌ای که میانگین سن شروع روابط جنسی در دختران، ۱۲/۵ و در پسران ۱۳/۷سال است و در مجموع، ٢١ درصد این کودکان رابطه جنسی را تجربه کرده‌اند . اهانت و خشونت از سوی مردم، «کتک خوردن»، «خفت شدن»و «آزار جنسی» از جمله تجربه‌های کودکان کار در زندگی خیابانی‌شان است که در گزارش «سازمان بهزیستی» به آن‌ اشاره شده است.  دست ما کوتاه است مولود بشنوایی، عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان است.انجمن حمایت از حقوق کودکان با بیست و یک سال فعالیت در زمینه کودکان کار و خیابان، قدیمی ترین نهاد مدنی است که در این زمینه فعالیت می‌کند. این انجمن آمارهای جامع و گزارش‌های مستندی دارد که برای کودکان کار رخ داده است.

بشنوایی می‌گوید: گزارش های مراکز پزشکی، گزارش خود کودکان و مردم نشان می‌دهد کودکان ما حدود تعرض و تعدی به خود را نمی شناسند ؛ دایم باید به آنها گفته شود کسی حق ندارد به مسائل خصوصی شما دست بزند. اجازه ندارند به شما دست بزنند. دست زدن هم نوعی تعرض است اما متاسفانه تجاوز به کودکان هنوز یک مسئله غایی دیده می شود.  عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان می‌گوید: خواهش می‌کنم جامعه را حساس کنید. دولتمردان را حساس کنید . هر چقدر هم چشم‌ها را بست و ندید باز این مسائل هست و ممکن است مخاطرات آن در آینده گریبان این جامعه را بگیرد. یکی از کارهای انجمن حمایت از حقوق کودکان، آموزش مهارت ها به دختران است. به آنها یاد داده شده است وقتی در خیابان هستند اگر کسی خواست آنها را اذیت کند ، داد و فریاد کنند؛ چند روز قبل یکی از دخترهای ۱۲ ساله مرکز، اول با گریه و بعد با خوشحالی گفته است یک موتور سوار قصد داشته او را بدزدد اما او آنقدر جیغ کشیده که مرد موتور سوار رهایش کرده و مردم به دادش رسیده اند.

بشنوایی می‌گوید: یاد گرفتن مهارت‌ها در پیشگیری تاثیر اصلی را دارد. باید مرکزی باشد که به این بچه‌ها بها دهد. کودک باید بفهمد کسی هست که از او حمایت کند و تنها نمی‌ماند. اگر یک شماره سه رقمی باشد که دایم در برنامه های تلویزیونی گفته شود، بچه احساس امنیت می کند که مامن و پناهگاهی دارد و آن‌وقت تن به اتفاقات ناگوار نمی‌دهد. کلام آخر این فعال حقوق کودک تلخ است؛ می‌گوید: ما دائم در این مرکز التیام آلام می‌دهیم. مددکارهای ما در تنهایی‌شان به خاطر فشارهایی که به این کودکان می‌آید گریه می‌کنند. باور کنید در خیلی از مواقع، دست ما کوتاه است. ما می توانیم بچه را التیام دهیم اما او به همان چرخه باز می‌گردد و تغییری در کار نیست. کودکان کار در خیابان‌ها بی‌پناه هستند، تعرض به کودکان کار هزینه‌ای برای ندارند چرا که کودک کار سر و صاحب ندارد و خدا کند قانون، مردم و هر کس که دستش می‌رسد به داد بی‌کسی آنها برسد.

۶ نفر بوده اند که تجاوز کردند. ۶ معتاد شیشه ای که شرایط و قرائن گواه آن بود که در جریان ارتکاب عمل شنیع خود در شرایط طبیعی نبوده اند و از حالت عادی خارج شده بودند. قربانی ۶ مرد ، دختری ۱۱ ساله بوده است.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5d71674013972_2019-09-06_00-21
15 شهریور 1398 - 06:30

 خردادماه امسال ، او شبانه با جمعی دیگر در شهر پرسه می زدند. در جریان بازدید به یکی از های یکی از بزرگراه ها رسیدند. توانی برای تعریف آنچه دیده ، ندارد. برای بیان هر کلمه مکث می کند تا ببیند با چند واژه می تواند عمق فاجعه را بگوید.

۶ نفر بوده اند که تجاوز کردند. ۶ شیشه ای که شرایط و قرائن گواه آن بود که در جریان ارتکاب عمل شنیع خود در شرایط طبیعی نبوده اند و از حالت عادی خارج شده بودند.

قربانی ۶ مرد ، دختری ۱۱ ساله بوده است. راوی می‌گوید: شاهدان دو نفر دیگرشان آنجا بودند . حال‌شان بد شد، شوک آنچه مقابل چشمانشان رخ داده بود، هنوز هم هست. نمی‌تواند بیشتر بگوید. روایت دوم از همان ابتدا سراغ عکس می رود . گوشی همراهش پر از تصاویر آسیب های اجتماعی کف خیابان است. روی یک عکس متوقف می شود. تصویر بزرگ می شود.

دختربچه ای زانوهایش را بغلش گرفته و در گوشه ای از فضای ماشین چمباتمه زده است. لباس‌هایش آنقدر چرک است که به سختی می توان رنگ صورتی لباسش را تشخیص داد. او را در چهار راه قیطریه پیدا کرده اند. کودکی که دو، سه نفر دیگر مثل او بوده اند. چشمانش را معصومانه به دوربین دوخته است.

عادت نداشته ازاو عکس بگیرند و شاید همین سبب شده نگاه منگی به تصویر داشته باشد. لحظات سیاه زندگی او را آخرین گوشی آیفون ثبت کرده است و شاید همین هم برایش عجیب بوده؛ در یکی از شب های شهر او را شناسایی کرده اند. اینکه کجا بوده است بیان نشد. اینکه چه ساعت از شب بود گفته نشد. بررسی‌های حکایت از جسمی شکنجه شده داشت.

شنیدنش هم حس بدی دارد. صدا آرام می شود؛ سخت از میان جمله ادا شده واژه چند‌بار شنیده می شود. باورش آنقدر سخت است که دوباره و سه باره ، عدد پرسیده می‌شود. اطمینان دارد. و این بار برای آنکه بتوان باور کرد بلندتر می‌گوید: چند بار در طول یک روز دختر شکنجه شده است. هنوز تصویر دختر بچه بر صفحه گوشی تلفن همراه موجود است. فقط ۶یا ۷ سالش بوده ، یعنی اگر مدرسه می رفت اول دبستان بود. اگر بچه ای مثل بچه‌های دیگر شهر بود حتما دلش پیش کتاب ها و درس‌هایش بود. حتما جایی از وقتش جلوی بود و بخشی دیگر را با همسالانش می گذراند. اگر کودکی معمولی بود شاید در این سن و سال دوست داشت ادای کارهای مادرش را درآورد. شاید از پدرش می خواست برای تولدش چیز خاصی بخرد. پذیرفتن و باور آنچه رخ داده، سخت است. شبیه فیلم های ترسناک آمریکایی می ماند که می ترسی اما می دانی دروغ است. ترس آمده است. با همه وجود،ذهن، از پذیرش آنچه گفته شد سر باز می زند، کاش نه او ۷ ساله بود و نه این تصویر حقیقت داشت.

کاش دروغ بود اما تصویر خط بطلانی بر خیال پردازی‌های ذهن مغشوش است. پرونده اش لای پوشه های مددکاری است. شاهد حادثه، همه کابوس هایش را نگفت. بعضی حرف ها را نمی شود گفت. بعضی حرف را نمی‌شود نوشت.  باور کنیم زمانی که دکتر مینو محرز، رئیس مرکز تحقیقات به ایسنا اعلام کرد طبق مطالعه‌‌ای روی یک هزار کودک کار در تهران بیشترین میزان شیوع ایدز در کودکان کار و خیابان بین سنین ۱۰ تا ۱۸ سال است و بیشترین راه ابتلا در بین این کودکان، تجاوز جنسی هم بین دختران و هم بین پسران بوده است، باور کردن مطالعه علمی هم سخت بود . هشدار این محقق برای اینکه اگر کاری نکنند امکان تجاوز جنسی و اعتیاد در این کودکان زیاد شده و به ‌تبع آن ابتلا به ایدز در میان آنها افزایش می‌یابد، جدی بود.

این مطالعه‌ نشان داد ۴تا ۵ درصد این کودکانHIV مثبت بودند. یعنی ۵۰ کودک که بیشترشان در جریان یک اتفاق شوم، سلامت‌شان تباه شده است. یافته‌های پژوهش «سنجش رفتارهای پر خطر در کودکان کار و خیابان در ایران »که توسط «سازمان بهزیستی» انجام شده حاکی از آن است که این کودکان از سنین پایین با روابط جنسی آشنا می‌شوند به گونه ‌ای که میانگین سن شروع روابط جنسی در دختران، ۱۲/۵ و در پسران ۱۳/۷سال است و در مجموع، ٢١ درصد این کودکان رابطه جنسی را تجربه کرده‌اند . اهانت و خشونت از سوی مردم، «کتک خوردن»، «خفت شدن»و «آزار جنسی» از جمله تجربه‌های کودکان کار در زندگی خیابانی‌شان است که در گزارش «سازمان بهزیستی» به آن‌ اشاره شده است.  دست ما کوتاه است مولود بشنوایی، عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان است.انجمن حمایت از حقوق کودکان با بیست و یک سال فعالیت در زمینه کودکان کار و خیابان، قدیمی ترین نهاد مدنی است که در این زمینه فعالیت می‌کند. این انجمن آمارهای جامع و گزارش‌های مستندی دارد که برای کودکان کار رخ داده است.

بشنوایی می‌گوید: گزارش های مراکز پزشکی، گزارش خود کودکان و مردم نشان می‌دهد کودکان ما حدود تعرض و تعدی به خود را نمی شناسند ؛ دایم باید به آنها گفته شود کسی حق ندارد به مسائل خصوصی شما دست بزند. اجازه ندارند به شما دست بزنند. دست زدن هم نوعی تعرض است اما متاسفانه تجاوز به کودکان هنوز یک مسئله غایی دیده می شود.  عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان می‌گوید: خواهش می‌کنم جامعه را حساس کنید. دولتمردان را حساس کنید . هر چقدر هم چشم‌ها را بست و ندید باز این مسائل هست و ممکن است مخاطرات آن در آینده گریبان این جامعه را بگیرد. یکی از کارهای انجمن حمایت از حقوق کودکان، آموزش مهارت ها به دختران است. به آنها یاد داده شده است وقتی در خیابان هستند اگر کسی خواست آنها را اذیت کند ، داد و فریاد کنند؛ چند روز قبل یکی از دخترهای ۱۲ ساله مرکز، اول با گریه و بعد با خوشحالی گفته است یک موتور سوار قصد داشته او را بدزدد اما او آنقدر جیغ کشیده که مرد موتور سوار رهایش کرده و مردم به دادش رسیده اند.

بشنوایی می‌گوید: یاد گرفتن مهارت‌ها در پیشگیری تاثیر اصلی را دارد. باید مرکزی باشد که به این بچه‌ها بها دهد. کودک باید بفهمد کسی هست که از او حمایت کند و تنها نمی‌ماند. اگر یک شماره سه رقمی باشد که دایم در برنامه های تلویزیونی گفته شود، بچه احساس امنیت می کند که مامن و پناهگاهی دارد و آن‌وقت تن به اتفاقات ناگوار نمی‌دهد. کلام آخر این فعال حقوق کودک تلخ است؛ می‌گوید: ما دائم در این مرکز التیام آلام می‌دهیم. مددکارهای ما در تنهایی‌شان به خاطر فشارهایی که به این کودکان می‌آید گریه می‌کنند. باور کنید در خیلی از مواقع، دست ما کوتاه است. ما می توانیم بچه را التیام دهیم اما او به همان چرخه باز می‌گردد و تغییری در کار نیست. کودکان کار در خیابان‌ها بی‌پناه هستند، تعرض به کودکان کار هزینه‌ای برای ندارند چرا که کودک کار سر و صاحب ندارد و خدا کند قانون، مردم و هر کس که دستش می‌رسد به داد بی‌کسی آنها برسد.

منبع: رکنا

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


17

نظرات 2
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
اصغر محبی 0 0 پاسخ 1398/6/15 -21:22

فقط اعدام این افراد شرور و متجاوز مسکن درد و رنج این کودک و خانواده خواهد بود .متاسفانه هر روز این جور اخبار را می شنویم ولی چرا با این همه دقت و توجه مراجع پلیس روز به روز تعداد این جرایم بیشتر میشه ؟!!

علی 0 2 پاسخ 1398/6/15 -12:33

پس انهایی که فوری عکس العمل نشان میدهند و از حقوق بچه ها دفاع میکنند کجایند . این هم دختریست یازده ساله که عقد نکرده ولی چندین نفر به او تجاوز کرده اند . اینجا اشکالی نیست چون در این اب ماهی وجود ندارد که بگیرند مثل ناهنجاریهای فرهنگی و اجتماعی چون خودشان انرا میخواهند مثل دخترانی که برای فحشا به ان ور اب میروند . فقط مشکل همان دختر عقد کرده یازده ساله بود که قرار بود چند سال بعد خانه شوهر برود . فقط انجا بود که رگ غیرت عده ای بیرون زد .

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما
تشکیل پلیس قضایی از اختلاف سلیقه‌ ضابطان جلوگیری می‌کند / حفاظت اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی درباره یک موضوع واحد، سه نظر متفاوت دارند
عصبانی‌ترین مردم دنیا را داریم/حضور خانواده‌ها در ورزشگاه‌ها آثار فرهنگی مثبت دارد/ کمتر شاهد نظرات مترقیانه مبتنی بر عنصر زمان و مکان هستیم
آتش "آزادی" بر پیکر "سارا" / بدنی که سوخت، قفلی که باز نشد
احمدی‌نژاد معتاد به دیده شدن است / مايكل جكسون در رده بندی مطالبات مردمی نیست/ عجيب بودن فرد را مشهور می سازد، اما محبوب نه!
در برخی نقاط کشور شاهد 3متر فرونشست هستیم/ پیشروی فرونشست به محدوده‌ فرودگاه امام نگران کننده است
به جای فیلتر فضای مجازی صدا و سیما را آزاد کنید/ می‌توانیم بر اساس قانون اساسی صدا و سیما را از انحصار خارج کنیم / در مقام عمل و توجه به مسائل فرهنگی زیر فرش هستیم/ نمک به زخم اهالی فرهنگ نپاشیم
چه نمره‌ای به دولت می‌دهید؟ / عملکرد دولت روحانی بهتر بود یا احمدی‌نژاد؛ نظر بدهید