تجاوز ۸ مرد به مینای ۳۳ ساله در خیابان‌های خلوت تهران


24 مرداد 1398 - 07:32
5d54cb3f11853_2019-08-15_07-32
زن کارتن‌خوابی که به سختی به یک مددکار اجتماعی اعتماد پیدا کرده بود زندگی‌اش را اینگونه تعریف کرده است.

سپیده علیزاده، مددکار اجتماعی می‌گوید: مینا بعد از مدتی برای نظافت به خانه من می‌آمد. کم‌کم به خانه‌های دیگر معرفی‌اش کردم تا برای خودش شغلی داشته باشد. این ماجرا یک سال و چهار ماه طول کشید. یعنی یک سال و چهار ماهی که مینا پاک بود و بعد از این مدت، لغزش می‌کند و دوباره به مواد مخدر معتاد می‌شود. مینا چند شب پیش، سه شبانه‌روز را در خیابان‌های تهران می‌گذراند. در این سه شب برای تهیه مواد مخدر به پاتوق‌ها می‌رود. هنگام خرید مواد، اتفاقات ناخوشایندی برای او می‌افتد که در کلام نمی‌گنجد.

این مددکار ادامه می دهد: زمانی که دیدمش، لباس‌هایش پاره بود و او برایم از آزار و اذیت توسط ۸ مرد از موادفروش‌ها تا راننده تاکسی و… گفت. از راننده‌تاکسی تا معتاد و باغبان و خارجی‌های ویلان در خیابان، او را آزار داده بودند».

علیزاده پس از کمی مکث ادامه می‌دهد: «این اتفاقات برای زنانی که شب‌ها در خیابان می‌خوابند، عادی است. برای من هم که به‌عنوان مددکار با این زنان در ارتباطم، دیگر دیدن این صحنه‌ها عادی شده است. اما میزان تخریب بدن مینا و کبودی سر و صورت، چنگ کشیده‌شده روی بدنش غیرقابل‌توصیف است.

مینا ایدزی شد

با اینکه می‌دانستم این اتفاقات درحین خرید مواد، عادی است، اما تا به حال این حجم تخریب را در یک فرد ندیده بودم. از طرف دیگر، مینا مشکوک به مثبت‌بودن اچ‌آی‌وی است و تو تصور کن در این دو شبی که او در خیابان گذرانده، ویروس ایدز به چند نفر انتقال پیدا کرده است…».

داستان زندگی مینا از همان ابتدا متفاوت است. مینا از دخترانی است که در شیرخوارگاه بزرگ شده است. مادرش و خانواده مادری‌اش همه در بهزیستی بزرگ شده‌اند و مادرش بیمار مزمن اعصاب و روان بوده و حالا هم در مرکز بیماران مزمن بهزیستی بستری است. هرچه‌ داروندار داشته، خانواده پدری‌اش برده‌اند و او چیزی نداشته.

عروس ۱۵ ساله یک مرد معتاد

سپیده علیزاده می‌گوید: «مینا می‌گوید تلخ‌ترین روز زندگی‌اش زمانی است که او را از مرکز بیرون کردند. بهزیستی برای او بهشت بود، اما بعد از ترخیص از بهزیستی در ۱۵ سالگی به عقد مرد معتادی درمی‌آید تا سایه‌ای بالای سرش باشد.

مرد معتاد بعد از چند روز او را هم معتاد می‌کند و عروس چندروزه به منقل و بساط عادت می‌کند. حاصل این زندگی شیرین، دو فرزند است که حالا در بهزیستی هستند. دو فرزند مینا به دلیل کودک‌آزاری در بهزیستی هستند. مینا می‌گوید شوهرش بعد از مصرف مواد، اسفنددودکن را داغ می‌کرده و بدن فرزندانش را می‌سوزانده…».

مینا تعریف کرده که بعد از مدتی توسط شوهرش به مردان دیگر کرایه داده می‌شده و همین باعث می‌شود از خانه فرار کند. مینا می‌شود کارتن‌خواب دروازه‌غار…

بعد از سه سال، مینا از طریق یکی از سازمان‌های مردم‌نهاد، ترک داده و به خانه میان‌راهی‌ای تحویل داده می‌شود که سپیده مددکار آنجاست. مینا قبل از رفتن به خانه میان‌راهی توسط یکی از خیرین در بیمارستان اعصاب و روان بستری و آنجا از مصرف مواد پاک و سپس به خانه میان‌راهی سپرده می‌شود.

مینا یک سال و چهار ماه در خانه میان‌راهی سپری می‌کند و چون رفت‌وآمد آنها به بیرون آزاد است، بعد از این مدت لغزش می‌کند… او برای تهیه مواد به جایی می‌رود که این بلاها سرش می‌آید… .

این مددکار اجتماعی می‌گوید: «من در این چند سال به‌کرات از این داستان‌ها می‌بینم و متأسفانه سال به سال عمق فاجعه بیشتر می‌شود. من نگران بارداری و اچ‌آی‌وی او هستم.

مثل خیلی از زنان دیگری که به ما مراجعه می‌کنند، ممکن است باردار شود و ما پدر او را نشناسیم. او فقط ۳۳ سال دارد… وقتی در گروه‌های چندنفری مورد آزار و اذیت واقع شده، قطعا انتقال اچ‌آی‌وی هم وجود دارد. حالا شما به عمق فاجعه پیش‌آمده فکر کنید…».

علیزاده اما از رنج دیگر این زنان نیز می‌گوید. داستان اینجاست که حتی اگر مینا بداند چه کسانی به او حمله کرده‌اند، نمی‌تواند از آنها شکایت کند، چون او اوراق هویتی ندارد. بدون شناسنامه و اوراق هویت، با اینکه برخی از کسانی که او را آزار داده‌اند را می‌شناسد اما نمی‌تواند به دادگاه مراجعه کند.

مینا هویتی ندارد برای اینکه به دادگاه مراجعه کند و از طرفی با کسی هم نمی‌تواند درددل کند و بلایی که سرش آمده را تعریف کند. چون اولین جمله‌ای که تحویلش می‌دهند، این است: کرم از خود درخت است… .

شاید خنده‌دار به نظر می‌آید، اما وجود این زن‌ها را نمی‌شود انکار کرد و شاید باید ترتیبی اندیشیده شود که برای جلوگیری از انتقال بیماری آنها بتوانند موادشان را از یک جای امن تهیه کنند.

علیزاده می‌گوید: «بعد از دو روز مینا به تلفن همراه من زنگ زد. صدای جیغ‌هایش هنوز توی گوشم است، فریاد می‌زد و از بلاهایی که بر سرش آمده بود تعریف می‌کرد. می‌گفت او را کف باغ کشانده‌اند و آزارش داده‌اند. من فهمیدم پابرهنه در خیابان‌ها راه می‌رود و آشفته است. او حتی نام محلی که آنجا بود را نمی‌دانست. بالاخره توانستم او را پیدا کنم و به کمپ برگردانم…».

مینا حالا دوباره به خانه میان‌راهی بازگشته و تصمیم دارد دوباره ترک کند. اما مددکارش می‌گوید بعد از اینکه پروسه ترک شروع شود او دوباره این اتفاقات را برای خودش مرور می‌کند؛ اتفاقاتی که ممکن است هیچ‌وقت نتواند او را راحت بگذارد. روزهای اول ترک شیشه روزهای ترسناکی است و حالا علاوه بر درد ترک اعتیاد، مینا باید منتظر التیام زخم‌های روی بدن و روحش هم باشد.

در شرایطی که زنان کارتن‌خواب به این سادگی در سطح شهر رها می‌شوند، نباید این اتفاقات دور از انتظار به نظر برسد. ترک سه‌ماهه و دوباره فرستادن آنها به خیابان باعث می‌شود که مورد آزار قرار بگیرند و بیماری‌های مقاربتی مثل کارت‌های دومینو از کارت اول به کارت بعدی منتقل شود. این داستان همچنان هم می‌تواند ادامه داشته باشد. پایانش را هنوز کسی نمی‌داند

زن کارتن‌خوابی که به سختی به یک مددکار اجتماعی اعتماد پیدا کرده بود زندگی‌اش را اینگونه تعریف کرده است.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5d54cb3f11853_2019-08-15_07-32
24 مرداد 1398 - 07:32

سپیده علیزاده، مددکار اجتماعی می‌گوید: مینا بعد از مدتی برای نظافت به خانه من می‌آمد. کم‌کم به خانه‌های دیگر معرفی‌اش کردم تا برای خودش شغلی داشته باشد. این ماجرا یک سال و چهار ماه طول کشید. یعنی یک سال و چهار ماهی که مینا پاک بود و بعد از این مدت، لغزش می‌کند و دوباره به مواد مخدر معتاد می‌شود. مینا چند شب پیش، سه شبانه‌روز را در خیابان‌های تهران می‌گذراند. در این سه شب برای تهیه مواد مخدر به پاتوق‌ها می‌رود. هنگام خرید مواد، اتفاقات ناخوشایندی برای او می‌افتد که در کلام نمی‌گنجد.

این مددکار ادامه می دهد: زمانی که دیدمش، لباس‌هایش پاره بود و او برایم از آزار و اذیت توسط ۸ مرد از موادفروش‌ها تا راننده تاکسی و… گفت. از راننده‌تاکسی تا معتاد و باغبان و خارجی‌های ویلان در خیابان، او را آزار داده بودند».

علیزاده پس از کمی مکث ادامه می‌دهد: «این اتفاقات برای زنانی که شب‌ها در خیابان می‌خوابند، عادی است. برای من هم که به‌عنوان مددکار با این زنان در ارتباطم، دیگر دیدن این صحنه‌ها عادی شده است. اما میزان تخریب بدن مینا و کبودی سر و صورت، چنگ کشیده‌شده روی بدنش غیرقابل‌توصیف است.

مینا ایدزی شد

با اینکه می‌دانستم این اتفاقات درحین خرید مواد، عادی است، اما تا به حال این حجم تخریب را در یک فرد ندیده بودم. از طرف دیگر، مینا مشکوک به مثبت‌بودن اچ‌آی‌وی است و تو تصور کن در این دو شبی که او در خیابان گذرانده، ویروس ایدز به چند نفر انتقال پیدا کرده است…».

داستان زندگی مینا از همان ابتدا متفاوت است. مینا از دخترانی است که در شیرخوارگاه بزرگ شده است. مادرش و خانواده مادری‌اش همه در بهزیستی بزرگ شده‌اند و مادرش بیمار مزمن اعصاب و روان بوده و حالا هم در مرکز بیماران مزمن بهزیستی بستری است. هرچه‌ داروندار داشته، خانواده پدری‌اش برده‌اند و او چیزی نداشته.

عروس ۱۵ ساله یک مرد معتاد

سپیده علیزاده می‌گوید: «مینا می‌گوید تلخ‌ترین روز زندگی‌اش زمانی است که او را از مرکز بیرون کردند. بهزیستی برای او بهشت بود، اما بعد از ترخیص از بهزیستی در ۱۵ سالگی به عقد مرد معتادی درمی‌آید تا سایه‌ای بالای سرش باشد.

مرد معتاد بعد از چند روز او را هم معتاد می‌کند و عروس چندروزه به منقل و بساط عادت می‌کند. حاصل این زندگی شیرین، دو فرزند است که حالا در بهزیستی هستند. دو فرزند مینا به دلیل کودک‌آزاری در بهزیستی هستند. مینا می‌گوید شوهرش بعد از مصرف مواد، اسفنددودکن را داغ می‌کرده و بدن فرزندانش را می‌سوزانده…».

مینا تعریف کرده که بعد از مدتی توسط شوهرش به مردان دیگر کرایه داده می‌شده و همین باعث می‌شود از خانه فرار کند. مینا می‌شود کارتن‌خواب دروازه‌غار…

بعد از سه سال، مینا از طریق یکی از سازمان‌های مردم‌نهاد، ترک داده و به خانه میان‌راهی‌ای تحویل داده می‌شود که سپیده مددکار آنجاست. مینا قبل از رفتن به خانه میان‌راهی توسط یکی از خیرین در بیمارستان اعصاب و روان بستری و آنجا از مصرف مواد پاک و سپس به خانه میان‌راهی سپرده می‌شود.

مینا یک سال و چهار ماه در خانه میان‌راهی سپری می‌کند و چون رفت‌وآمد آنها به بیرون آزاد است، بعد از این مدت لغزش می‌کند… او برای تهیه مواد به جایی می‌رود که این بلاها سرش می‌آید… .

این مددکار اجتماعی می‌گوید: «من در این چند سال به‌کرات از این داستان‌ها می‌بینم و متأسفانه سال به سال عمق فاجعه بیشتر می‌شود. من نگران بارداری و اچ‌آی‌وی او هستم.

مثل خیلی از زنان دیگری که به ما مراجعه می‌کنند، ممکن است باردار شود و ما پدر او را نشناسیم. او فقط ۳۳ سال دارد… وقتی در گروه‌های چندنفری مورد آزار و اذیت واقع شده، قطعا انتقال اچ‌آی‌وی هم وجود دارد. حالا شما به عمق فاجعه پیش‌آمده فکر کنید…».

علیزاده اما از رنج دیگر این زنان نیز می‌گوید. داستان اینجاست که حتی اگر مینا بداند چه کسانی به او حمله کرده‌اند، نمی‌تواند از آنها شکایت کند، چون او اوراق هویتی ندارد. بدون شناسنامه و اوراق هویت، با اینکه برخی از کسانی که او را آزار داده‌اند را می‌شناسد اما نمی‌تواند به دادگاه مراجعه کند.

مینا هویتی ندارد برای اینکه به دادگاه مراجعه کند و از طرفی با کسی هم نمی‌تواند درددل کند و بلایی که سرش آمده را تعریف کند. چون اولین جمله‌ای که تحویلش می‌دهند، این است: کرم از خود درخت است… .

شاید خنده‌دار به نظر می‌آید، اما وجود این زن‌ها را نمی‌شود انکار کرد و شاید باید ترتیبی اندیشیده شود که برای جلوگیری از انتقال بیماری آنها بتوانند موادشان را از یک جای امن تهیه کنند.

علیزاده می‌گوید: «بعد از دو روز مینا به تلفن همراه من زنگ زد. صدای جیغ‌هایش هنوز توی گوشم است، فریاد می‌زد و از بلاهایی که بر سرش آمده بود تعریف می‌کرد. می‌گفت او را کف باغ کشانده‌اند و آزارش داده‌اند. من فهمیدم پابرهنه در خیابان‌ها راه می‌رود و آشفته است. او حتی نام محلی که آنجا بود را نمی‌دانست. بالاخره توانستم او را پیدا کنم و به کمپ برگردانم…».

مینا حالا دوباره به خانه میان‌راهی بازگشته و تصمیم دارد دوباره ترک کند. اما مددکارش می‌گوید بعد از اینکه پروسه ترک شروع شود او دوباره این اتفاقات را برای خودش مرور می‌کند؛ اتفاقاتی که ممکن است هیچ‌وقت نتواند او را راحت بگذارد. روزهای اول ترک شیشه روزهای ترسناکی است و حالا علاوه بر درد ترک اعتیاد، مینا باید منتظر التیام زخم‌های روی بدن و روحش هم باشد.

در شرایطی که زنان کارتن‌خواب به این سادگی در سطح شهر رها می‌شوند، نباید این اتفاقات دور از انتظار به نظر برسد. ترک سه‌ماهه و دوباره فرستادن آنها به خیابان باعث می‌شود که مورد آزار قرار بگیرند و بیماری‌های مقاربتی مثل کارت‌های دومینو از کارت اول به کارت بعدی منتقل شود. این داستان همچنان هم می‌تواند ادامه داشته باشد. پایانش را هنوز کسی نمی‌داند

منبع: رکنا

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


24

نظرات 16
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
سیروس مهدیون 1 0 پاسخ 1398/5/25 -18:14

من خیلی متأثرشدم من که جامعه رامقصرمیدانم

مهران 1 0 پاسخ 1398/5/25 -14:02

آمریکا در چه فکریه ایران در از بسیجیه

ی شهروند 1 0 پاسخ 1398/5/25 -13:53

نظر بنویسم؟؟ بجای اینکه فک کنن مشکلات فقط حجاب هست، جااانه ناموستون ب فکر باشین، خوب اگه سر ناموستون همچین بلایی بیارن بازم بیخیال میشینین؟ این ساقیای موادو چ ریز چ درشت بگیرین، ن ک س ماه برن زندان اونجا بشه دانشگاه چارتا خلاف دیگم یادبگیرن بیان بیرون بدتر از قبل... یه درصد از حرفارو عمل کنن دیگه این مشکلاتو نداریم تو ملت

ناشناس 0 0 پاسخ 1398/5/25 -13:14

وامصیبتا وا اسلاما

یک ایرانی 1 1 پاسخ 1398/5/25 -12:56

روحانی و وزراش شرمسارباشید که مملکت به گندوفساد کشاندیدهمان طوری شدکه دشمنان ما میخواستن.کشورمااول شد در:کارتن خوابی،فساد و فحشا، گرسنگی ، بیسوادی( فقط نمره الکی درمدار س می دهندمخصوصا مدرسه شهدا ۳۹ کرمان) وای اقا به دادمان برس سکوت بسه وای بر مسولین بهزیستی که دختر۱۵ ساله رارها کردندوای وای وای اف برنامردی و بی غیرتیتان اوف

کاربر ناشناس 1398/5/26 -22:20

99درصد تقصیره روحانی و وزرا البته اگه منصف باشی حالا بگو اون یک درصد تقصیره چه کسی و کساییه.

؟؟؟؟؟ 4 0 پاسخ 1398/5/25 -11:04

سپیده علیزاده می‌گوید: «مینا می‌گوید تلخ‌ترین روز زندگی‌اش زمانی است که او را از مرکز بیرون کردند. بهزیستی برای او بهشت بود،.............////// او که سرپناهی نداشته چرا او را از مرکز بیرون کردند ، بنا بر این مسئول تمام بدبختی ها و رنج های او مسئولین مرکز بهزیستی هستند ، در این مملکت چه خبر است ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

ناشناس 3 0 پاسخ 1398/5/25 -11:01

این داستان خواندم از انسان بودن خودم بدم می آید آدم اینقدر باارزش بود که خداوند دستور داد تمام فرشته ها برایش سجده کنندچرا بایدمواد مخدر مصرف کنیم تا کارمان به اینجا بکشد از حیوان پست تر شویم دعا کنید که فقط خدا خودش به دادمان برسد

پدرام 3 1 پاسخ 1398/5/25 -06:24

کشور به حال خود کاملا رها شده سخت ترین کار آقای روحانی رفتن به استخر و سوناست

مهدی بابای 0 0 پاسخ 1398/5/25 -01:33

ایا کسی هست ک باانهاازدواج کنه وطرفش هم بهبودیافته باشه

ترکاش 1 0 پاسخ 1398/5/24 -16:22

باید تو جامعه تو مدارس تو اینستا تو اخبار اعلام کنن مردم یه کم باخبربشن چشم و گوششون باز کنن خیلی متاسفم

... 14 2 پاسخ 1398/5/24 -15:48

چشم دولتمردان و روحانیون روشن . مملکت اسلامی و شیعه رو تبدیل کردند به یک باغ وحش . دست مریزاد

فاطمه 1 0 پاسخ 1398/5/24 -14:37

خدایا چه می شود چرا

کاربر ناشناس 3 0 پاسخ 1398/5/24 -14:23

اگاهی های مردم نسبت به ایدز یا کم یافراموش میکنن ای کاش خیلی تذکر داده میشد چه تواخبار چه اینستا وچه تومدارس وگروه ها

انسان 2 0 پاسخ 1398/5/24 -12:25

خیلی متاسف شدم

محمد 11 0 پاسخ 1398/5/24 -09:31

تشکر می کنیم از چنین مدد کاران اجتماعی. این ها فرشته واقعی هستند.

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما
اصلاح‌طلبان اشتباهات بزرگی داشته‌اند / جهانگیری نماینده اصلاح‌طلبان در دولت نیست / لاریجانی پتانسیل ریاست‌جمهوری را ندارد / روحانی و خاتمی به طور مرتب دیدار می‌کنند / برای شکستن تحریم‌ها به یک دوم خرداد دیگر نیاز داریم
حیات بابک زنجانی در گروی بازگشت ۲میلیارد یورو است / او همچنان در انفرادی است و سلول لاکچری ندارد / اگر وزیر نفت سندی دارد، با صدای بلند اعلام‌کند
زنی که می‌تواند خلبان هواپیما باشد، چرا نتواند راننده موتور باشد / برخی مواجه‌ها با مسائل زنان، جفا به دین است
دختری که می‌تواند قدرتمندترین زن انگلیس بعد از ملکه شود/ عاشق پیشه یا قدرت‌طلب؟/ کری سایموند؛ نامزد بوریس جانسون واقعا کیست؟
دکتر عارف هنوز هم یک چهره سیاسی نیست / مهمترین کار واعظی حفظ فاصله بین اصلاح‌طلبان و شخص رییس‌جمهور است/ نمی‌دانم جهانگیری در دولت چه می‌کند/ حوادث دی 96 شوک برای اصلاح‌طلبان بود
مهم‌ترین رهبران جهان را که جنازه‌شان گم شده است بشناسید/ از ناپدید شدن هیتلر و شایعه زنده بودنش تا ناپدید شدن جنازه صدام و رضا شاه و حل کردن جسد تزار روسیه در اسید
اینفوگرافی؛ تعداد ناوهای جنگی 8 کشور اول جهان/ ایران در رتبه‌ چهارم قرار دارد