رهبر انقلاب در زندان به چه چیزی پناه می‌بردند؟


17 مرداد 1398 - 18:59
5d4c2b4a18e37_5d4c2b4a18e3a
نشریه خط حزب‌الله در شماره صد و نود و هفت خود، خاطره‌ای را از مقام معظم رهبری در دوران زندان منتشر کرده است.

نشریه خط حزب‌الله در شماره جدید خود خاطره‌ای از دوران زندانی بودن حضرت آیت الله خامنه‌ای در دوران مبارزات انقلابی را منتشر کرده است که در ادامه می خوانید؛

مرا به سلولی بردند. این سلول، مربعی دو متر در دو متر بود. نیمی از آن کمی بلندتر بود که به عنوان سکویی برای نشستن و خوابیدن در نظر گرفته بودند... من برای نخستین بار در چنین اتاقک کوچکی بازداشت شده می‌شدم. به قرآن پناه بردم و با صدای بلند به قرآن خواندن پرداختم. در تلاوت من نشانه‌ای از لهجه فارسی نیست و این شبهه را القا می‌کند که یک عرب در حال تلاوت است. همانطور که مشغول تلاوت بودم، دیدم فردی پوشش سوراخ کوچک در را پس زده و به من می‌نگرد. رفت و یکی دیگر آمد، و باز همینطور یکی دیگر. من گمان می‌کردم این افراد که جلوی سوراخ در می‌آیند و می‌روند، از نگهبانان هستند؛ اما زمانی فهمیدم که نگهبان نیستند که یکی از آنان با لهجه عربی مخصوص خوزستانی‌ها با من حرف زد. متوجه نشدم چه می‌گوید، و پاسخش را هم ندادم. یکی دیگر آمد و با عربی پرسید: تو اهوازی هستی؟ گفتم: نه، من مشهدی هستم. آنها رفتند و دیگر برنگشتند. بعدا فهمیدم آنها از تشکیلاتی بودند که 《جبهه آزادی بخش غرب》نامیده می‌شد.

 

نشریه خط حزب‌الله در شماره صد و نود و هفت خود، خاطره‌ای را از مقام معظم رهبری در دوران زندان منتشر کرده است.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5d4c2b4a18e37_5d4c2b4a18e3a
17 مرداد 1398 - 18:59

نشریه خط حزب‌الله در شماره جدید خود خاطره‌ای از دوران زندانی بودن حضرت آیت الله خامنه‌ای در دوران مبارزات انقلابی را منتشر کرده است که در ادامه می خوانید؛

مرا به سلولی بردند. این سلول، مربعی دو متر در دو متر بود. نیمی از آن کمی بلندتر بود که به عنوان سکویی برای نشستن و خوابیدن در نظر گرفته بودند... من برای نخستین بار در چنین اتاقک کوچکی بازداشت شده می‌شدم. به قرآن پناه بردم و با صدای بلند به قرآن خواندن پرداختم. در تلاوت من نشانه‌ای از لهجه فارسی نیست و این شبهه را القا می‌کند که یک عرب در حال تلاوت است. همانطور که مشغول تلاوت بودم، دیدم فردی پوشش سوراخ کوچک در را پس زده و به من می‌نگرد. رفت و یکی دیگر آمد، و باز همینطور یکی دیگر. من گمان می‌کردم این افراد که جلوی سوراخ در می‌آیند و می‌روند، از نگهبانان هستند؛ اما زمانی فهمیدم که نگهبان نیستند که یکی از آنان با لهجه عربی مخصوص خوزستانی‌ها با من حرف زد. متوجه نشدم چه می‌گوید، و پاسخش را هم ندادم. یکی دیگر آمد و با عربی پرسید: تو اهوازی هستی؟ گفتم: نه، من مشهدی هستم. آنها رفتند و دیگر برنگشتند. بعدا فهمیدم آنها از تشکیلاتی بودند که 《جبهه آزادی بخش غرب》نامیده می‌شد.

 

منبع: خبرآنلاین

15

نظرات 3
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
ولایت 0 0 پاسخ 1398/5/17 -23:59

لعنت خدا بر دشمنان رهبر معظم انقلاب اسلامی ... لعنت خدا بر کسانی که خون به جگر این سید بزرگوار کردند... فقط منتظر اذن جهاد رهبریم تا دشمنان اسلام و انقلاب و رهبر رو نابود کنیم.... زنده باد نظام مقدس و مقتدر جمهوری اسلامی ایران... لبیک یا امام خامنه ای

جوان 2 1 پاسخ 1398/5/17 -20:12

وقتی انسان درمانده ‌گرفتار باشد به خدا وقران پناه میبرد ،وقتی آزاد می‌شود اینها را دیگر نمی شناسد

ابو ایمن 1398/5/17 -22:10

اره کاملا درسته حق باتو انسان اگر به مشکلی مواجه میشه متوجه میشه قیر از خدا هیچکس بدادش نمیرسه تایکم راه رابرایش باز کرد .همچی یادش میره

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks