دختر17ساله،چگونه قصه تجاوز گروهی به خودش را ساخت؟


1 مرداد 1398 - 08:10
filemanager/7/banovan/97-07-c23-2078
وقتی دیدم با خودسری ها و برقراری روابط آزادانه با چند جوان هوسران، رسوایی وحشتناکی به بار آورده ام نقشه ای کشیدم تا آبرویم نزد خانواده ام حفظ شود به همین دلیل ماجرای دروغ تجاوز گروهی را مطرح کردم

 دختر 17 ساله در حالی این جملات را بر زبان جاری می کرد که پدرش با شنیدن سرگذشت هولناک او آرام آرام در گوشه اتاق مددکار اجتماعی اشک می ریخت و از شدت خشم و اندوه شانه هایش به لرزه افتاده بود.

«سولماز» که دیگر نمی توانست «قصه فریب» را بیشتر از این ادامه بدهد، با تاکید بر این که داستان ساختگی تجاوز گروهی را برای فرار از آبروریزی مطرح کرده است درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: از روزی که وارد دبیرستان شدم افکار و اندیشه هایم به خاطر رفاقت با چند تن از همکلاسی هایم به کلی تغییر کرد. آن ها از جنس فرهنگ خانوادگی ما نبودند و ظاهری متفاوت با تقلید از فیلم و سریال های غربی داشتند. من هم که تحت تاثیر افکار و رفتار آن ها قرار گرفته بودم همه حرکات، پوشش و نوع رفتار آن ها با جنس مخالف را کورکورانه تقلید می کردم.

به همین دلیل ابتدا چادر را کنار گذاشتم و لباس های تنگ و کوتاه پوشیدم. بعد هم موهایم را از زیر روسری بیرون ریختم و سعی کردم برای خودم دوست پسری پیدا کنم! در واقع این رفتارهای زشت برای من به ارزش تبدیل شد تا جایی که گویی افکار نسنجیده دوستانم در اعماق مغز من رسوخ کرد. از آن جا بود که اختلاف بین من و پدرم آغاز شد. او مدام مرا نصیحت می کرد که حجابم را حفظ کنم و با دوستان ناباب معاشرت نکنم.  اما من که از شنیدن این حرف ها بیزار بودم به پدرم توهین می کردم. شغل اش را به رخش می کشیدم و فریاد می زدم شرمگین ام از این که یک کارگر ساختمانی پدر من است.

اما پدرم با شنیدن این جملات تلخ فقط بغض می کرد و نمی گذاشت اشک هایش سرازیر شوند. با وجود این هیچ گاه از نظر مالی مرا در مضیقه نمی گذاشت تا این که پسر یکی از همسایگان به خواستگاری ام آمد.

پدرم در حالی به خانواده «کاوه» به بهانه تحصیل من جواب رد داد که من به او علاقه مند شده بودم چرا که «کاوه» جوانی مودب و متین بود. به همین دلیل به طور پنهانی در حالی با او رابطه برقرار کردم که به روابط نامتعارفم با پسران دیگر ادامه می دادم. در این میان با جوانی که عاشق هیکل و تیپ او شده بودم به طور تلفنی ارتباط برقرار کردم. او را به همکلاسی هایم نشان می دادم و به آن ها فخر می فروختم که چنین دوست پسر خوش تیپی دارم.

هنوز یک ماه از این آشنایی و دیدارهای خیابانی با «فرامرز» نگذشته بود که روزی به من پیشنهاد کرد برای کشیدن قلیان به منزل مجردی اش بروم. اگرچه ابتدا مخالفت کردم اما وقتی چهره درهم کشیده او را دیدم پشیمان شدم و تصمیم گرفتم مانند دختران غربی و بدون ترس و واهمه به منزلش بروم که حداقل کلاسم را نزد دوستانم حفظ کنم.

خلاصه به بهانه رفتن به مدرسه از منزل خارج شدم و به منزل مجردی فرامرز رفتم تا به او بفهمانم که به حرف هایش اعتماد دارم اما متاسفانه در حالی با چشمان هوس آلود فرامرز روبه رو شدم که دیگر کاری از دستم ساخته نبود و این گونه همه هستی و آینده ام را نابود کردم. به خاطر این که بعد از این اتفاق تلخ روی بازگشت به خانه را نداشتم چند روز نزد فرامرز ماندم تا این که با یک داستان ساختگی تصمیم گرفتم به منزل بازگردم. وقتی وارد خانه شدم با چشمانی گریان به پدرم گفتم که چند جوان مرا ربوده و مورد تجاوز قرار داده اند.

پدرم که با شنیدن این ماجرا دستانش به لرزه افتاده بود با پلیس تماس گرفت و مرا به کلانتری آورد اما ماموران فقط با چند سوال ساده به داستان ساختگی من پی بردند و دروغ بودن ماجرای تجاوز را برملا کردند. من که دیگر چاره ای جز بیان حقیقت نداشتم روابطم با فرامرز را مطرح کردم.

وقتی دیدم با خودسری ها و برقراری روابط آزادانه با چند جوان هوسران، رسوایی وحشتناکی به بار آورده ام نقشه ای کشیدم تا آبرویم نزد خانواده ام حفظ شود به همین دلیل ماجرای دروغ تجاوز گروهی را مطرح کردم

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

filemanager/7/banovan/97-07-c23-2078
1 مرداد 1398 - 08:10

 دختر 17 ساله در حالی این جملات را بر زبان جاری می کرد که پدرش با شنیدن سرگذشت هولناک او آرام آرام در گوشه اتاق مددکار اجتماعی اشک می ریخت و از شدت خشم و اندوه شانه هایش به لرزه افتاده بود.

«سولماز» که دیگر نمی توانست «قصه فریب» را بیشتر از این ادامه بدهد، با تاکید بر این که داستان ساختگی تجاوز گروهی را برای فرار از آبروریزی مطرح کرده است درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: از روزی که وارد دبیرستان شدم افکار و اندیشه هایم به خاطر رفاقت با چند تن از همکلاسی هایم به کلی تغییر کرد. آن ها از جنس فرهنگ خانوادگی ما نبودند و ظاهری متفاوت با تقلید از فیلم و سریال های غربی داشتند. من هم که تحت تاثیر افکار و رفتار آن ها قرار گرفته بودم همه حرکات، پوشش و نوع رفتار آن ها با جنس مخالف را کورکورانه تقلید می کردم.

به همین دلیل ابتدا چادر را کنار گذاشتم و لباس های تنگ و کوتاه پوشیدم. بعد هم موهایم را از زیر روسری بیرون ریختم و سعی کردم برای خودم دوست پسری پیدا کنم! در واقع این رفتارهای زشت برای من به ارزش تبدیل شد تا جایی که گویی افکار نسنجیده دوستانم در اعماق مغز من رسوخ کرد. از آن جا بود که اختلاف بین من و پدرم آغاز شد. او مدام مرا نصیحت می کرد که حجابم را حفظ کنم و با دوستان ناباب معاشرت نکنم.  اما من که از شنیدن این حرف ها بیزار بودم به پدرم توهین می کردم. شغل اش را به رخش می کشیدم و فریاد می زدم شرمگین ام از این که یک کارگر ساختمانی پدر من است.

اما پدرم با شنیدن این جملات تلخ فقط بغض می کرد و نمی گذاشت اشک هایش سرازیر شوند. با وجود این هیچ گاه از نظر مالی مرا در مضیقه نمی گذاشت تا این که پسر یکی از همسایگان به خواستگاری ام آمد.

پدرم در حالی به خانواده «کاوه» به بهانه تحصیل من جواب رد داد که من به او علاقه مند شده بودم چرا که «کاوه» جوانی مودب و متین بود. به همین دلیل به طور پنهانی در حالی با او رابطه برقرار کردم که به روابط نامتعارفم با پسران دیگر ادامه می دادم. در این میان با جوانی که عاشق هیکل و تیپ او شده بودم به طور تلفنی ارتباط برقرار کردم. او را به همکلاسی هایم نشان می دادم و به آن ها فخر می فروختم که چنین دوست پسر خوش تیپی دارم.

هنوز یک ماه از این آشنایی و دیدارهای خیابانی با «فرامرز» نگذشته بود که روزی به من پیشنهاد کرد برای کشیدن قلیان به منزل مجردی اش بروم. اگرچه ابتدا مخالفت کردم اما وقتی چهره درهم کشیده او را دیدم پشیمان شدم و تصمیم گرفتم مانند دختران غربی و بدون ترس و واهمه به منزلش بروم که حداقل کلاسم را نزد دوستانم حفظ کنم.

خلاصه به بهانه رفتن به مدرسه از منزل خارج شدم و به منزل مجردی فرامرز رفتم تا به او بفهمانم که به حرف هایش اعتماد دارم اما متاسفانه در حالی با چشمان هوس آلود فرامرز روبه رو شدم که دیگر کاری از دستم ساخته نبود و این گونه همه هستی و آینده ام را نابود کردم. به خاطر این که بعد از این اتفاق تلخ روی بازگشت به خانه را نداشتم چند روز نزد فرامرز ماندم تا این که با یک داستان ساختگی تصمیم گرفتم به منزل بازگردم. وقتی وارد خانه شدم با چشمانی گریان به پدرم گفتم که چند جوان مرا ربوده و مورد تجاوز قرار داده اند.

پدرم که با شنیدن این ماجرا دستانش به لرزه افتاده بود با پلیس تماس گرفت و مرا به کلانتری آورد اما ماموران فقط با چند سوال ساده به داستان ساختگی من پی بردند و دروغ بودن ماجرای تجاوز را برملا کردند. من که دیگر چاره ای جز بیان حقیقت نداشتم روابطم با فرامرز را مطرح کردم.

منبع: خراسان

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


33

نظرات 5
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
نازنین آیم پور 0 1 پاسخ 1398/5/2 -00:48

اعدام شود

بهروز 3 0 پاسخ 1398/5/1 -16:01

لعنت بر گرگ صفتانِ این شهر که بخاطر شهوت و خوشگذرانی به هیچ بنده‌ی بی آزاری رحم نمیکنند و خدا رو شکر در حکومتی زندگی میکنیم که این رفتار خلاف قانون و عرف محسوب میشود و شکرگذارم که هنوز هوسبازان و هوسرانان با بهانه‌های واهی و کمپینهای کثیف و مخ زدنهای غربی و چهارشنبه‌های سفید نتوانسته‌اند به خواسته‌های شیطانی و زدودنِ غیرت و شرف از دخترکان‌ِ این سرزمین موفق عمل کنند و این سرنوشت در انتظار کسانی‌ست که به دنبال آزادی‌های یواشکی و غربی کردنِ سیستم آموزشی هستند...همه‌ی کسانی که در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته‌اند و بخاطر خانواده‌های بی بند و بار دستمال هر دستِ کثیفی گشته‌اند امروز مدافع آزادی و بی بند و باری دختران شده‌اند..خدایا ما را از شرِ این فکرهای پلید و این عقلهای ناقصِ که کورکورانه به دنبال ایجاد فرهنگ غربی هستند در امان نگه دار..آمین

ولی الله محمودی نژاد 0 1 پاسخ 1398/5/1 -13:08

دوست عزیز تندنرو ما که نمیدونیم پدر ومادر این خانواده خودشون چطورآدمهایی بودندویاهستند.پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم دریک مجلسی میفرماید:وای بربچه های آخرزمان ازدست پدر ومادرهایشان. اصحاب میپرسندپدرمادرهای مشرکشان. حضرت میفرمایند:نه پدرمادرهای مومنشان چراکه آنهابرای امکانات دنیاییشان همه کاری میکنند ولی درامرخودسازی خودشان وتربیت اُخروی فرزندانشان کاملاً بی توجه اند.ضماًاگرپدرومادر این دختردرست عمل کرده باشندپس نزدخدا هیچ گیری ندارندواین دخترهست که خودشرو بدبخت کرده شاید این آبروریزی زمینه بازگشتش باشه ان شاءالله.براساس آیه شریفه وعسی ان تکرهونه شیئاً وهوَخیرلکم

بهلول در گوهر شاد 9 3 پاسخ 1398/5/1 -10:35

دنیا اگر بپاشه برای بغض اون کارگر ساختمان که این چنین اذیتش کردندباید گفت کم است. اگر نفرینش شهرش را گرفتار طاعون و وبا و بلای ناگهانی کند کم کرده. اگر نعوذ بالله این بنده مظلوم خدا در عدالت خالق بخواهد اندکی فکر شک به مخیله اش خطور دهد نباید خرده اش گرفت. باید چنین دختران و دوستانی را زنده زنده سوزاند. بنده خدا در زمانی که داشته آجر را بادست برای سختمان حمل می کرده و فرغون آجر بر سرش می ریخته دقیقا در همین زمان دخترش در فکر خیانت بناموس پدر بوده. باید به اونها که می گویند نباید به دختران فشار وارد کرد که با حجاب باشند و شعائر دینی را رعایت کنند. پاک باشند و گرفتار دوستی خیابانی نشوند.اونها که معتقد به سهل انگاری و تسامح با دختران بالغ و رشیده هستند. اونها که معتقد به رها نمودن فرزند دختر یا پسر نوجوان و خردسالندو.... گفت نفرین بر شما و نفرین بر ذات و نسب شما همین وسوسه امثال شماها بود که نسل بی دین و بی بندوبار فعلی را بار آورده که پدری زحمتکش و دلسوز امروز باید با دلی شکسته در گوشه خانه سر پایین بگیرد و اشک بریزد. بیچاره چه کشیده وقتی داشته دخترش را نصیحت می کرده و اون دختر عفریته به پدرش توهین و دهن کجی می کرده. خداوندا این چنین افراد و دختران و پسران و حتی همسران را به آتش خشمت بسوزان حتی اگر لازم باشد خشک و تر گاهی با هم بسوزند.

بهروز 1398/5/1 -16:05

جالبه...اون کسانی که به این مطلب منفی داده‌اند یا خود کاسبانِ شهوت و بی بند و باری هستند و یا خود درگیر این کثافت‌بازی‌ها گشته‌اند وگرنه آدمِ عاقل که برخورد با سواستفاده کردن از یک دختر ۱۷ ساله را تقبیح نمیکنه..اما همون کسانی که به عشق غرب و امریکا موافق هرزگی هستند هم بدانند اگر این خلاف در امریکا هم به وقوع پیوسته بود الان ۲۰ سال حبس در انتظار اون مجرم بود.‌متاسفم

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما
اصلاح‌طلبان اشتباهات بزرگی داشته‌اند / جهانگیری نماینده اصلاح‌طلبان در دولت نیست / لاریجانی پتانسیل ریاست‌جمهوری را ندارد / روحانی و خاتمی به طور مرتب دیدار می‌کنند / برای شکستن تحریم‌ها به یک دوم خرداد دیگر نیاز داریم
حیات بابک زنجانی در گروی بازگشت ۲میلیارد یورو است / او همچنان در انفرادی است و سلول لاکچری ندارد / اگر وزیر نفت سندی دارد، با صدای بلند اعلام‌کند
زنی که می‌تواند خلبان هواپیما باشد، چرا نتواند راننده موتور باشد / برخی مواجه‌ها با مسائل زنان، جفا به دین است
دختری که می‌تواند قدرتمندترین زن انگلیس بعد از ملکه شود/ عاشق پیشه یا قدرت‌طلب؟/ کری سایموند؛ نامزد بوریس جانسون واقعا کیست؟
دکتر عارف هنوز هم یک چهره سیاسی نیست / مهمترین کار واعظی حفظ فاصله بین اصلاح‌طلبان و شخص رییس‌جمهور است/ نمی‌دانم جهانگیری در دولت چه می‌کند/ حوادث دی 96 شوک برای اصلاح‌طلبان بود
مهم‌ترین رهبران جهان را که جنازه‌شان گم شده است بشناسید/ از ناپدید شدن هیتلر و شایعه زنده بودنش تا ناپدید شدن جنازه صدام و رضا شاه و حل کردن جسد تزار روسیه در اسید
اینفوگرافی؛ تعداد ناوهای جنگی 8 کشور اول جهان/ ایران در رتبه‌ چهارم قرار دارد