ناگفته‌های «علیرضا افتخاری» درباره اتفاقاتی که بعد از دوره «احمدی‌نژاد» از سرگذراند / گریه‌های دخترم مرا از خودکشی منصرف کرد


19 تیر 1398 - 08:46
filemanager/7/varzeshi/688799_690
علیرضا افتخاری گفت: آقای احمدی‌نژاد جوری خودش را به آغوش من انداخت که انگار من یوسف گم‌گشته ایشان بودم. من طناب خریده بودم خودکشی کنم. فشار بدی روی من و خانواده ام بود. فرزند کوچکم فهمید و گریه کرد و گفت که بابا نکن.

 سال گذشته در رسانه‌ای دیگر با استاد افتخاری گفتگو کردم. آن زمان اجازه برگزاری کنسرت نداشت و نقد‌های تندی علیه ارشاد و دولت مطرح کرد. این بار خبری از آن اعتراض‌ها نبود و سعی کرد همه را به آرامش و وحدت دعوت کند. او مافیای موسیقی را رد کرده و اتحاد بین خوانندگان پاپ را ستایش می‌کند.

آیا معتقدید که موسیقی مافیا دارد؟

به هر حال موسیقی مانند درختی است که وجود دارد و آفتی که بر وجود این درخت می‌نشیند، غروری است که برخی از این جوان‌های تازه وارد در موسیقی، به آن گرفتار می‌شوند. این غرور باعث می‌شود که خواننده جوان، از اصل خودش دور شود. من نمی‌گویم موسیقی دچار مکافات شده، ولی قدر هم را نمی‌دانند و باهم دوست نیستند و به هرفردی که یک یا دو سال در موسیقی فعالیت می‌کند، می‌گویند استاد. متاسفانه آن خواننده طلبگی نکرده، استاد خوانده می‌شود و به خودش غره می‌شود.

آن روز‌ها که کار می‌کردیم، بزرگان و اساتیدی بودند که ما دور آن‌ها جمع می‌شدیم. الان به جای آن اساتید جوان‌ها هستند؛ بدون اینکه نت واحدی باشند و کلاس منش و اخلاقی را پشت سر گذاشته باشند. چه ایرادی دارد که همین جوان‌ها دور هم جمع شوند و تشریک مساعی کنند. حد آشنایی خواننده‌های جوان از همدیگر و اساتیدشان، به اندازه همین است که چه آهنگ جدیدی خوانده ا ند. انگار که هیچ دوستی و مودتی بین آن‌ها نیست. این مساله در موسیقی سنتی زیاد است در حالی که در موسیقی پاپ این طور نیست و با هم دوستی می‌کنند و حتی با هم اجرا‌های مشترک دارند. این مشکل را بزرگ‌تر از مشکلات دیگر می‌دانم. شاید ایراد از خود آن درخت است که چنین اتفاقاتی برایش می‌افتد.

یعنی بین خوانندگان موسیقی اصیل اختلاف وجود دارد؟

ای کاش که بین بچه‌های موسیقی اصیل هم مودت و دوستی باشد. دوام این دوستی‌ها خیلی مهم است، حتی به لحاظ حرفه‌ای هم می‌شود بده و بستان‌هایی در محافلی که دور هم جمع هستند، شکل بگیرد. به هر حال ممکن است من چیز‌هایی را ندانم و مثلا خواننده‌ای دیگر، چیز‌هایی بلد است و می‌شود از او یاد گرفت. نمی‌شود با خواندن یکی، دو آهنگ استاد شد. باید همیشه یاد گرفت و متواضع بود.

یکی از تهیه کنندگان موسیقی صحبت می‌کرد و می‌گفت مردم سلیقه هایشان تغییر کرده و دیگر دوره موسیقی‌های سنتی و اصیل تمام شده است و اقبال مردم بیشتر به سمت موسیقی پاپ است. چقدر با این نظر موافقید؟

موسیقی اصیل مثل بقعه شیخ لطف الله است. مگر می‌شود کلنگ برداشت و معماری قدیم و اصیل ایرانی را نادیده گرفت. موسیقی اصیل، مخاطبش را به وحدت و شناخت می‌رساند. موسیقی اصیل، نیایش و عهد و پیمان دارد، پرهیز از بیهودگی دارد، بالابرنده و روحیه دهنده است و درونگرایی دارد. به هر حال درک یکپارچگی موسیقی اصیل، آدمِ خودش را می‌خواهد. البته که موسیقی را باید شناخت، چون مثل یک گنج مخفی و دسترسی به آن مشکل است. رسیدن به ردیف موسیقی، خیلی مشکل است. درست مثل برلیانی که در دل تاریکی باید دنبال آن گشت و پیدایش کرد. سال‌های سال طول کشیده و بزرگانی نشستند و برای تک تک ردیف‌های آن کار کردند. خواننده در موسیقی اصیل باید تلاش بیشتری کند و به نقطه‌ای برسد که وقتی اجرا می‌کند؛ بگوید استادم به من اجازه اجرا داد. شما از این خواننده‌های جوان بپرسید که شما چه ردیفی را کار کرده اید. آیا ردیف استاد روانشاد رضوی سروستانی را کار کرده اند.

قطعا باید در این مسیر تلاش بیشتری کرد. از ویژگی‌های موسیقی اصیل این است که روح آدمی را به وحدت می‌رساند. اما موسیقی عصر حاضر، روح آدم را به کثرت می‌رساند و همش داد و قال است. من نمی‌خواهم به خواننده‌های موسیقی پاپ انتقاد کنم. حرفم این است که اساس مقایسه بین موسیقی اصیل با این مدل موسیقی امروز اشتباه است. کسی که موسیقی اصیل را گوش می‌کند، سراغ موسیقی کثرت آور نمی‌رود. ضمن اینکه خلق جدیدی هم ندارند و موسیقی حال حاضر در یک گام مینور اجرا می‌شود. موسیقی اصیل در هر دوره‌ای مخاطبان خودش را دارد و مثل یک اثر تاریخی ماندگار است.

یک بار دیگر سوال اولم را مطرح می‌کنم و دلم می‌خواهد صریح پاسخ دهید. آیا مافیای موسیقی را قبول دارید؟

نه، من لفظ مافیای موسیقی را قبول ندارم. چون استفاده از این تعبیرها، برخی آدم‌ها را بزرگ می‌کند که اصلا در حد این حرف‌ها نیستند. البته افرادی را داریم که جوانی را به دنیای موسیقی می‌آورند و دست به افراط‌هایی هم می‌زنند. افراطی که جوان خواننده را مجبور می‌کند در یک زمان کوتاه، مثلا ۳۰۰ اجرا داشته باشد. خب این‌ها افراط است و لطماتی را به وجود آن خواننده می‌زند و از طرف دیگر مردم هم دلزده می‌شوند. در اجرای موسیقی هم باید نه افراط باشد و نه تفریط. یعنی این طور نباشد که یکی صد‌ها اجرا داشته باشد و خواننده‌ای دیگر در کنج خانه بماند و جایی برای اجرا نداشته باشد. توصیه‌ای هم به جوان‌ها دارم. به‌هر‌حال خواننده‌شدن مشکلات خودش را دارد. بچه‌هایی هستند که تا پای جان برای موسیقی تلاش می‌کنند. همین که در استودیو و مکانی خالی از اکسیژن کار می‌کنند خیلی سخت است. سفارشم این است که زیاد از حد در فضای بدون اکسیژن استودیو نمانند که گرفتار عوارض جسمی و روحی شوند.

استاد تجویدی

افتخاری در سال ۱۳۵۷ در آزمون باربد شرکت می‌کند. آن زمان استاد علی تجویدی، مدیر بخش آزمون بوده است. افتخاری در گفت وگویی درباره مرحوم تجویدی چنین گفته است: «از لحاظ اخلاق و منش، شخصیت خیلی بزرگوار و فرزانه‌ای داشتند. فرزانگی در ضرب نوازی‌شان، نگاه زیبایشان نسبت به جوانان و افرادی که در باغ فردوس جمع می‌شدند و برخورد محترم ایشان با آنها، همواره وجود داشت. آنجا تازه متوجه شدم که اخلاق چیست. درست است پدرم، عموهایم و بزرگ تر‌های خانواده ام را دیده بودم، اما وقتی این شخصیت فرزانه را دیدم، تازه متوجه شدم اخلاق و دانش در اخلاق چیست.» افتخاری درباره آغاز همکاری‌اش با استاد علی تجویدی می‌گوید: «با مشاهداتی که از شور و حال این بزرگمرد داشتم، عاشق ایشان شدم. حالا کلمه عشق شاید به‌معنی علاقه مندی و دوست‌داشتن نباشد. اما به ایشان خیلی علاقه‌مند شدم. استاد تجویدی کتبا نوشتند و به من و آقای پازوکی (مجوز) دادند. ما هم شروع به انجام وظیفه کردیم که بعد هم خودشان فرمودند اجرای این کار قابل ستایش است که به دستور ایشان روی جلد نوار چاپ شد.» ایشان گفتند: «اجرای آلبوم «یاد استاد» قابل ستایش است.»

آغوش پرماجرا

استاد افتخاری، مرداد‌ماه سال ۱۳۸۹ و همزمان با شرایط خاصی که کشور داشت به‌مناسبت روز خبرنگار، در برنامه‌ای به عنوان خواننده حاضر می‌شود که به گفته خودش برای پلی‌بک در آن پنج میلیون تومان می‌گیرد. در ادامه این مراسم، محمود احمدی نژاد نیز به سالن می‌رود. بعد از پایان اجرا، افتخاری و احمدی نژاد یکدیگر را به گرمی در آغوش می‌گیرند و روبوسی می‌کنند و دیالوگ‌هایی هم بین آن‌ها رد و بدل می‌شود. اتفاقی که در همان سال‌های پرحاشیه، هزینه‌های زیادی را متوجه افتخاری می‌کند. او بعد‌ها در گفت‌وگویی فاش کرد که می‌خواسته خودکشی کند: «آقای احمدی نژاد جوری خودش را به آغوش من انداخت که انگار من یوسف گم‌گشته ایشان بودم. جوری به من چسبید و من را بوسید و پشت‌سر هم این اتفاقات را شکل دادند که... بابا بوسیدن یک‌بار، دو‌بار... من طناب خریده بودم خودکشی کنم. فشار بدی روی من و خانواده ام بود. فرزند کوچکم فهمید و گریه کرد و گفت: «بابا نکن.» گفتم نمی‌توانم و واقعا تاب این همه توهین و تهدید را ندارم. در ایران که هیچ‌کس حواسش به من نبود و درد دل من را نمی‌شنید. سوپرمارکت محل به من جنس نمی‌فروخت! آرایشگر محل ما می‌گفت آقا وقتی شما روی این صندلی می‌نشینید دیگر هیچ‌کس به مغازه من نمی‌آید و عذرخواهی می‌کرد و مودبانه می‌گفت دیگر نیایم.

پرکارترین

او را پرکارترین خواننده پس از انقلاب می‌دانند. نزدیک به ۸۴ آلبوم از او منتشر شده است. در سال ۶۲، اولین آلبومش را آن‌هم با بزرگ‌ترین آهنگساز آن روز‌ها یعنی فرامرز پایور، به یاد استاد فقیدش تاج اصفهانی به‌نام «آتش دل» منتشر کرد. یک‌سال بعد «دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود» را برای تیتراژ سریال امیر‌کبیر (سعید نیک‌پور) خواند؛ آواز ماهوری که با نی محمد‌علی کیانی‌نژاد اجرا می‌شد. افتخاری با خواندن این آواز، حسابی سر زبان‌ها افتاد. تا سال ۶۶ در اصفهان بود و به خواست پدرش کار موسیقی را کنار گذاشت، البته تمریناتش را ادامه می‌داد. بعد از سه سال پدرش رضایت داد تا به‌دنیای موسیقی برگردد و او دوباره برای کار‌های جدیدش راهی تهران شد. او تا سال ۷۵ بسیار کم کار بوده است. از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۹ را می‌توان دوره اوج افتخاری به شمار آورد که به طور متوسط پنج آلبوم در سال می‌خوانده است. نهایتا سومین دوران کاری افتخاری از سال ۱۳۸۹ به بعد تاکنون است که بسیار کم کار بوده و تقریبا به‌طور متوسط هر چهار سال یک آلبوم ارائه داده است. نیمه‌دوم دهه ۷۰ در هر فروشگاه محصولات موسیقی، آلبوم‌های افتخاری دیده می‌شد و دور، دور او بود.

علیرضا افتخاری گفت: آقای احمدی‌نژاد جوری خودش را به آغوش من انداخت که انگار من یوسف گم‌گشته ایشان بودم. من طناب خریده بودم خودکشی کنم. فشار بدی روی من و خانواده ام بود. فرزند کوچکم فهمید و گریه کرد و گفت که بابا نکن.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

filemanager/7/varzeshi/688799_690
19 تیر 1398 - 08:46

 سال گذشته در رسانه‌ای دیگر با استاد افتخاری گفتگو کردم. آن زمان اجازه برگزاری کنسرت نداشت و نقد‌های تندی علیه ارشاد و دولت مطرح کرد. این بار خبری از آن اعتراض‌ها نبود و سعی کرد همه را به آرامش و وحدت دعوت کند. او مافیای موسیقی را رد کرده و اتحاد بین خوانندگان پاپ را ستایش می‌کند.

آیا معتقدید که موسیقی مافیا دارد؟

به هر حال موسیقی مانند درختی است که وجود دارد و آفتی که بر وجود این درخت می‌نشیند، غروری است که برخی از این جوان‌های تازه وارد در موسیقی، به آن گرفتار می‌شوند. این غرور باعث می‌شود که خواننده جوان، از اصل خودش دور شود. من نمی‌گویم موسیقی دچار مکافات شده، ولی قدر هم را نمی‌دانند و باهم دوست نیستند و به هرفردی که یک یا دو سال در موسیقی فعالیت می‌کند، می‌گویند استاد. متاسفانه آن خواننده طلبگی نکرده، استاد خوانده می‌شود و به خودش غره می‌شود.

آن روز‌ها که کار می‌کردیم، بزرگان و اساتیدی بودند که ما دور آن‌ها جمع می‌شدیم. الان به جای آن اساتید جوان‌ها هستند؛ بدون اینکه نت واحدی باشند و کلاس منش و اخلاقی را پشت سر گذاشته باشند. چه ایرادی دارد که همین جوان‌ها دور هم جمع شوند و تشریک مساعی کنند. حد آشنایی خواننده‌های جوان از همدیگر و اساتیدشان، به اندازه همین است که چه آهنگ جدیدی خوانده ا ند. انگار که هیچ دوستی و مودتی بین آن‌ها نیست. این مساله در موسیقی سنتی زیاد است در حالی که در موسیقی پاپ این طور نیست و با هم دوستی می‌کنند و حتی با هم اجرا‌های مشترک دارند. این مشکل را بزرگ‌تر از مشکلات دیگر می‌دانم. شاید ایراد از خود آن درخت است که چنین اتفاقاتی برایش می‌افتد.

یعنی بین خوانندگان موسیقی اصیل اختلاف وجود دارد؟

ای کاش که بین بچه‌های موسیقی اصیل هم مودت و دوستی باشد. دوام این دوستی‌ها خیلی مهم است، حتی به لحاظ حرفه‌ای هم می‌شود بده و بستان‌هایی در محافلی که دور هم جمع هستند، شکل بگیرد. به هر حال ممکن است من چیز‌هایی را ندانم و مثلا خواننده‌ای دیگر، چیز‌هایی بلد است و می‌شود از او یاد گرفت. نمی‌شود با خواندن یکی، دو آهنگ استاد شد. باید همیشه یاد گرفت و متواضع بود.

یکی از تهیه کنندگان موسیقی صحبت می‌کرد و می‌گفت مردم سلیقه هایشان تغییر کرده و دیگر دوره موسیقی‌های سنتی و اصیل تمام شده است و اقبال مردم بیشتر به سمت موسیقی پاپ است. چقدر با این نظر موافقید؟

موسیقی اصیل مثل بقعه شیخ لطف الله است. مگر می‌شود کلنگ برداشت و معماری قدیم و اصیل ایرانی را نادیده گرفت. موسیقی اصیل، مخاطبش را به وحدت و شناخت می‌رساند. موسیقی اصیل، نیایش و عهد و پیمان دارد، پرهیز از بیهودگی دارد، بالابرنده و روحیه دهنده است و درونگرایی دارد. به هر حال درک یکپارچگی موسیقی اصیل، آدمِ خودش را می‌خواهد. البته که موسیقی را باید شناخت، چون مثل یک گنج مخفی و دسترسی به آن مشکل است. رسیدن به ردیف موسیقی، خیلی مشکل است. درست مثل برلیانی که در دل تاریکی باید دنبال آن گشت و پیدایش کرد. سال‌های سال طول کشیده و بزرگانی نشستند و برای تک تک ردیف‌های آن کار کردند. خواننده در موسیقی اصیل باید تلاش بیشتری کند و به نقطه‌ای برسد که وقتی اجرا می‌کند؛ بگوید استادم به من اجازه اجرا داد. شما از این خواننده‌های جوان بپرسید که شما چه ردیفی را کار کرده اید. آیا ردیف استاد روانشاد رضوی سروستانی را کار کرده اند.

قطعا باید در این مسیر تلاش بیشتری کرد. از ویژگی‌های موسیقی اصیل این است که روح آدمی را به وحدت می‌رساند. اما موسیقی عصر حاضر، روح آدم را به کثرت می‌رساند و همش داد و قال است. من نمی‌خواهم به خواننده‌های موسیقی پاپ انتقاد کنم. حرفم این است که اساس مقایسه بین موسیقی اصیل با این مدل موسیقی امروز اشتباه است. کسی که موسیقی اصیل را گوش می‌کند، سراغ موسیقی کثرت آور نمی‌رود. ضمن اینکه خلق جدیدی هم ندارند و موسیقی حال حاضر در یک گام مینور اجرا می‌شود. موسیقی اصیل در هر دوره‌ای مخاطبان خودش را دارد و مثل یک اثر تاریخی ماندگار است.

یک بار دیگر سوال اولم را مطرح می‌کنم و دلم می‌خواهد صریح پاسخ دهید. آیا مافیای موسیقی را قبول دارید؟

نه، من لفظ مافیای موسیقی را قبول ندارم. چون استفاده از این تعبیرها، برخی آدم‌ها را بزرگ می‌کند که اصلا در حد این حرف‌ها نیستند. البته افرادی را داریم که جوانی را به دنیای موسیقی می‌آورند و دست به افراط‌هایی هم می‌زنند. افراطی که جوان خواننده را مجبور می‌کند در یک زمان کوتاه، مثلا ۳۰۰ اجرا داشته باشد. خب این‌ها افراط است و لطماتی را به وجود آن خواننده می‌زند و از طرف دیگر مردم هم دلزده می‌شوند. در اجرای موسیقی هم باید نه افراط باشد و نه تفریط. یعنی این طور نباشد که یکی صد‌ها اجرا داشته باشد و خواننده‌ای دیگر در کنج خانه بماند و جایی برای اجرا نداشته باشد. توصیه‌ای هم به جوان‌ها دارم. به‌هر‌حال خواننده‌شدن مشکلات خودش را دارد. بچه‌هایی هستند که تا پای جان برای موسیقی تلاش می‌کنند. همین که در استودیو و مکانی خالی از اکسیژن کار می‌کنند خیلی سخت است. سفارشم این است که زیاد از حد در فضای بدون اکسیژن استودیو نمانند که گرفتار عوارض جسمی و روحی شوند.

استاد تجویدی

افتخاری در سال ۱۳۵۷ در آزمون باربد شرکت می‌کند. آن زمان استاد علی تجویدی، مدیر بخش آزمون بوده است. افتخاری در گفت وگویی درباره مرحوم تجویدی چنین گفته است: «از لحاظ اخلاق و منش، شخصیت خیلی بزرگوار و فرزانه‌ای داشتند. فرزانگی در ضرب نوازی‌شان، نگاه زیبایشان نسبت به جوانان و افرادی که در باغ فردوس جمع می‌شدند و برخورد محترم ایشان با آنها، همواره وجود داشت. آنجا تازه متوجه شدم که اخلاق چیست. درست است پدرم، عموهایم و بزرگ تر‌های خانواده ام را دیده بودم، اما وقتی این شخصیت فرزانه را دیدم، تازه متوجه شدم اخلاق و دانش در اخلاق چیست.» افتخاری درباره آغاز همکاری‌اش با استاد علی تجویدی می‌گوید: «با مشاهداتی که از شور و حال این بزرگمرد داشتم، عاشق ایشان شدم. حالا کلمه عشق شاید به‌معنی علاقه مندی و دوست‌داشتن نباشد. اما به ایشان خیلی علاقه‌مند شدم. استاد تجویدی کتبا نوشتند و به من و آقای پازوکی (مجوز) دادند. ما هم شروع به انجام وظیفه کردیم که بعد هم خودشان فرمودند اجرای این کار قابل ستایش است که به دستور ایشان روی جلد نوار چاپ شد.» ایشان گفتند: «اجرای آلبوم «یاد استاد» قابل ستایش است.»

آغوش پرماجرا

استاد افتخاری، مرداد‌ماه سال ۱۳۸۹ و همزمان با شرایط خاصی که کشور داشت به‌مناسبت روز خبرنگار، در برنامه‌ای به عنوان خواننده حاضر می‌شود که به گفته خودش برای پلی‌بک در آن پنج میلیون تومان می‌گیرد. در ادامه این مراسم، محمود احمدی نژاد نیز به سالن می‌رود. بعد از پایان اجرا، افتخاری و احمدی نژاد یکدیگر را به گرمی در آغوش می‌گیرند و روبوسی می‌کنند و دیالوگ‌هایی هم بین آن‌ها رد و بدل می‌شود. اتفاقی که در همان سال‌های پرحاشیه، هزینه‌های زیادی را متوجه افتخاری می‌کند. او بعد‌ها در گفت‌وگویی فاش کرد که می‌خواسته خودکشی کند: «آقای احمدی نژاد جوری خودش را به آغوش من انداخت که انگار من یوسف گم‌گشته ایشان بودم. جوری به من چسبید و من را بوسید و پشت‌سر هم این اتفاقات را شکل دادند که... بابا بوسیدن یک‌بار، دو‌بار... من طناب خریده بودم خودکشی کنم. فشار بدی روی من و خانواده ام بود. فرزند کوچکم فهمید و گریه کرد و گفت: «بابا نکن.» گفتم نمی‌توانم و واقعا تاب این همه توهین و تهدید را ندارم. در ایران که هیچ‌کس حواسش به من نبود و درد دل من را نمی‌شنید. سوپرمارکت محل به من جنس نمی‌فروخت! آرایشگر محل ما می‌گفت آقا وقتی شما روی این صندلی می‌نشینید دیگر هیچ‌کس به مغازه من نمی‌آید و عذرخواهی می‌کرد و مودبانه می‌گفت دیگر نیایم.

پرکارترین

او را پرکارترین خواننده پس از انقلاب می‌دانند. نزدیک به ۸۴ آلبوم از او منتشر شده است. در سال ۶۲، اولین آلبومش را آن‌هم با بزرگ‌ترین آهنگساز آن روز‌ها یعنی فرامرز پایور، به یاد استاد فقیدش تاج اصفهانی به‌نام «آتش دل» منتشر کرد. یک‌سال بعد «دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود» را برای تیتراژ سریال امیر‌کبیر (سعید نیک‌پور) خواند؛ آواز ماهوری که با نی محمد‌علی کیانی‌نژاد اجرا می‌شد. افتخاری با خواندن این آواز، حسابی سر زبان‌ها افتاد. تا سال ۶۶ در اصفهان بود و به خواست پدرش کار موسیقی را کنار گذاشت، البته تمریناتش را ادامه می‌داد. بعد از سه سال پدرش رضایت داد تا به‌دنیای موسیقی برگردد و او دوباره برای کار‌های جدیدش راهی تهران شد. او تا سال ۷۵ بسیار کم کار بوده است. از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۹ را می‌توان دوره اوج افتخاری به شمار آورد که به طور متوسط پنج آلبوم در سال می‌خوانده است. نهایتا سومین دوران کاری افتخاری از سال ۱۳۸۹ به بعد تاکنون است که بسیار کم کار بوده و تقریبا به‌طور متوسط هر چهار سال یک آلبوم ارائه داده است. نیمه‌دوم دهه ۷۰ در هر فروشگاه محصولات موسیقی، آلبوم‌های افتخاری دیده می‌شد و دور، دور او بود.

منبع: فرهیختگان

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


24

نظرات 31
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
مصطفی 1 0 پاسخ 1398/4/21 -05:33

باعرض سلام خدمت استاد افتخاری عزیز همه این چیز ها را فراموش کنید و دوباره برای ما بخانید لطفا من با این آهنگ تون خیلی حال کردم کاروان رفتو تو در خابو بیابان در پیش

ابراهیم حامدی 1 0 پاسخ 1398/4/21 -00:21

سلام .دردو بلای احمدی نژاد تو سر همه بد خواهاش.تنها مردی بود که فقرا را صاحب خانه کرد و........

سلیمانی 2 1 پاسخ 1398/4/20 -10:15

با سلام افتخاری از افتخارات کشور ایرانِ من درست متوجه نشدم چه اتفاقی افتاده فقط اینو میدونم هنر و هنرمند روحیه حساس داره و مهربان برعکس سیاست و سیاستمدار روحیه خشن دارن و بیرحم در نتیجه منفی در مثبت میشه منفی من اعتقاد دارم هنرمند نه در سیاست دخالت کنه نه با سیاسیون آشنا بشه چون ضربه روحی میخوره

احسان 3 2 پاسخ 1398/4/20 -07:25

درود بر شما جناب افتخاری همه ما ایرانیان با صدای شما خاطرات زندگیمان را ساختیم ، هنر ایران و ایرانی را در تعداد زیادی از آهنگهایتان به اعتلا رساندید، دستمریزاد. اما آنچه باید همه بدانند این است که هنر مانا است و سیاست و سیاسیون رفتنی ، هنرمند اگر میخواهد ارزشمند باشد باید نگاه تاریخی به سیاست داشته باشد و هرگز خود را به هیچ حکومت یا شخصی وابسته نکند .

علی 3 15 پاسخ 1398/4/20 -01:16

اقای احمدیان شما خواهر زاده بقایی هستی یا بابک زنجانی؟ . این را بدانید و در اینده تاریخ خواهد نوشت ظلمی که احمدی نژاد به این مملکت کرد محمود افغان نکرد . بنده سیاسی نیستم ولی این را بگویم گره های کوری که در تحریم ها خورده شده از دست مبارک حاج محمود شما خورده . برادر مگه مملکت داری چاله میدونه که به جوامع بین المللی بگی اینفدر قطنامه صادر کنی تا ...... پاره بشه .و وای به حال بزرگان مملکت که از این فرد حمایت کردن و بعد جلو همه اینها وایساد حتی رهبری .

Mary 1398/4/20 -23:47

از منفی هایی که خوردید معلومه چقد راست گفتید

امید 4 7 پاسخ 1398/4/20 -00:38

سگ زرد برادر شغاله نه روحانی نه احمدی نژاد هیچکس بفکرمردم نیس لطفااینقد خودتونو گول نزنید جفتشون مردم رو باخاک یکسان کردن

فتح الله احمدیان 13 6 پاسخ 1398/4/19 -22:55

آقای افتخاری،استاد چرت و پرت نگو،،، من به عنوان یک ایرانی حاظرم تو تلویزیون جلو ۸۵ ملیون آدم کفش احمدی نژاد رو ببوسم،پاشو خودتو جمع کن،ای مرد تنها آمد تو میدون، از جنس بیچاره ها بود،درود بر شرفش،

میرزا 7 3 پاسخ 1398/4/19 -21:52

اقای افتخاری اگه این حرفو واقعا خودت زدی باید گفت که هم دنیاتو فروختی و هم آخرت تو ...معمولا اینجورحرفها رو آدمهای شیشه ای میزنند ..! خداوند تو را ببخشد

ایرانی 16 3 پاسخ 1398/4/19 -18:08

قدرآقای احمدی نژاد رو ندونستی حالا انتظار بکش تا آقای روحانی بگیرتت در آغوش میدونی چیه قانون زندگی این هس ک هر کس احترام گذاشت بدش بگی هر کس بی احترامی کرد دنبالش راه بیفتی متاسفانه مردم همیشه دروغ رو همراهی میکنن تا حقیقت اینجاست ک باید تاسف خورد

علی 11 1 پاسخ 1398/4/19 -18:01

گذشت زمان خیلی چیزها رو روشن میکنه آقای افتخاری.فقط کامنتهای مردمو الان بخون

راستگو 7 6 پاسخ 1398/4/19 -16:50

آغوش یک مطرب هیچوقت خوب نیست

علی 8 0 پاسخ 1398/4/19 -16:14

استادافتخاری عزیز من جوان ایرانی عاشق صدای زیبا ومعنوی شما هستم یا علی بگو وبخوان استاد که چن توبسیار کم داریم چه خاطره ها که از صدای استاد داریم آقا ما با صدای شما زندگی کردیم من به شخصه بابت تمام این بی مهری ها عذرخواهی میکنم وبدا به حالشان عشق فقط استاد علیرضا افتخاری

سید 7 2 پاسخ 1398/4/19 -16:00

آنچه که عرض می شود نافی زحمات جناب افتخاری و تلاش ایشان در بسط و گسترش موسیقی اصیل ایرانی نیست ، چه اینکه ایشان به عنوان خواننده ایی بودند که در آن مقطع در جبهه عظیم مردم حامی دکتر احمدی نژاد شناخته میشدند، ولیکن بیان اینگونه مواضع از ایشان بعید است و به نظر اخلاقی نیست. درست است که ایشان سیاسی نیست ولیکن رعایت امانت و انصاف از جانب ایشان مورد انتظار است.

فهيمه 14 1 پاسخ 1398/4/19 -14:57

الان مردم فهميدن فرقي بين احمدي نژاد و حسن نيست كه حال آقاي افتخاري هم بهتره ،مردم ما همينن با يه غوره سردي ميكنن با يه مويز گرمي ،تازه اين روزا خيليا رو ميبينم كه ميگن قدر احمدي نژاد رو ندونستيم

اا 1398/4/19 -16:58

قدر ندونستیم دیگه :(

ناصر 7 4 پاسخ 1398/4/19 -14:50

عجله استاد در رساندن خود به احمدی نژاد بود که او هم نخواست دلشو بشکنه و گرفتش تو آغوش. تصاویر گویا و شفاف هستند. اگه اینقدر برات سخت بود، از اولش قبول نمیکردی در مراسمی که احمدی نژاد هستش، بخونی. خود کرده را تدبیر نیست. حالا هم خیلی بخودت سخت نگیر.

محسن 12 0 پاسخ 1398/4/19 -14:50

بابا جمع کنید تو رو خدا ما که طرفدار احمدی نژاد نبودیم و نیستیم و به روحانی رای دادیم دستت از سر کچل احمدی نژاد ور دارین این مسخره بازی پوپولیستی چیه که خبر فوری دنبالشه واقعا خجالت آوره

احمد 14 1 پاسخ 1398/4/19 -14:24

جناب افتخاری فیلمش هستا که کی پرید تو اغوش کی مردم را نفهم فرض نکنین ، دوما رسانه مخالف اونقدر روی شما تاثیر گذاشت که میخواستی خودکشی کنی یه مثال میارم و اصلا منظور فقط درس از تاریخه نه مقایسه این دو برهه تاریخی ،اگه شما زمان امام حسین بودی میرفتی سمت بنی امیه چون تمام تبلیغات علیه امام بود و اگه میرفتی سمتش دیگه کسی باهات نبود اینه منطق شما؟؟ الان هم دارن بر علیه احمدی میگن ولی این دولت که گرونی و افسار گسیختگیش بدتر از اون زمانه بری دیدار کنی کسی بهت چیزی نمیگه ازت هم تشکر میکنن چون رسانه زنجیره ای چنان کلاغ را رنگ میکنه که باور کنی طوطی هندیه ،

علی 1398/4/19 -18:03

بهترین کامنت.احسنت

رشید 1398/4/21 -13:23

آقای افتخاری با علی بودن و مرد بودن گرسنگی کشیدن دارد. برو با معاویه ها باش که تا خرخره در این جهان از مادیات رنگارنگ سیر میکنند شما را . برو عزیزم اگر خواهان شهرتی با معاویه ها باش اگر خواهان شرف و عزت هستی با علوی ها باش

آریان 2 26 پاسخ 1398/4/19 -14:14

احمدی نژاد فقط ظاهرش خوب بود ولی پشت پرده چه ها ک نکرد

یک خواننده 27 3 پاسخ 1398/4/19 -14:12

بله حالا همون مردم دارن تاوان اون بی انصافی و افراطی گری در نقد و انتقادشون رو میدن ... با دولت بنفش تا ۱۴۰۰ خوش باشن

هاشمی 22 1 پاسخ 1398/4/19 -13:45

سلام بر استاد آواز ایران عزیز، استاد اون فشارها نه از سوی مردم بلکه از سوی موادی قدرت و دارندگان زور و زر بوده است، گاهی آدما باید برای همراهی با جبهه حق هزینه هم بدهن، مطمئنا این اتفاق میتونه جزء افتخارات آقای افتخاری باشه.

Mary 25 9 پاسخ 1398/4/19 -13:42

آقای افتخاری باعث افتخار بوده که رییس جمهور سابق ملت که اکثر مستضعفین دوسش داشتن شمارو به آغوش خودشون راه داده باشن واقعا فکر میکنید کی هستید خیلی ها که ادعاشون میشد در این چند سال آزموده شدن و خداوند کاری کرد که الان همه میگن کاش به عقب برگردیم و دست کریمانه دکتر احمدی نژادرو ببوسیم چون میدونی زمان معروفیتت به پایان رسیده واسه خودت حاشیه درست میکنی معروف شی ولی غافل از اینکه عزت و ذلت دست خداست پاچه خواری رو بذار کنار

عباس 20 1 پاسخ 1398/4/19 -13:41

سلام دوستان گرامی در خبرفوری! ما نه آن زمان چشمانمان ضعیف بود که تشخیص ندهیم چه کسی خودش را با شتاب به دیگری رساند و با شوق در آغوش او جای گرفت و نه آلزایمر گرفته ایم که پس از چند سال صحنه به آن واضحی را فراموش کنیم استاد افتخاری از مفاخر هنر ایران هستند و محبوب دل میلیونها ایرانی اما کاش قضیه را کاملا برعکس بازگو نمی کردند

بهروز 1398/4/19 -15:27

بابت این کامنتعباس آقا، من تو اینترنت سرچ کردم و واقعا همینطوری بود که شما فرمودین...چقدر آدما زود رنگ عوض میکنن و موضوع رو وارونه تعریف میکنن..و چقدر بدبختیم ما ملت که به حرف همچین هنرمندان دم‌دمی مزاجی میریم پای صندوق رای و اونی که اینا میگن رو انتخاب میکنیم..

امیرعباس 1398/4/20 -12:04

راست میگه. جوری دویدی سمت محمود که داشت پاهات بهم پنالتی میزد. بعدم جوری بوسش میکردی که انگار عقده بوس داری بعدم احمدی نژاد صد شرف داشت به دولت کنونی اگر پولی از جیبمون میرفت یه چیزی هم میذاشت توو جیبمون. مثل اینا نبود که دو دستی توی جیب مردم کرده باشه

ابهام 26 4 پاسخ 1398/4/19 -13:32

لیاقت این مردمی که این کارها را کردن همین شیخ حسن و کابینشه

داودی 38 3 پاسخ 1398/4/19 -10:31

اقای افتخاری تمام مطالب شما در مورد موسیقی درست است بهر حال سلایق فرق میکند نسل جوان کنونی دنیای خودش را دارد نه در موسیقی بلکه در تمام امورات زندگی و اما راجع به اقای احمدی نژاد دادا خیلی قلو کردی ایشان در ان زمان مرد قدرتمند ایران در سمت ریاست جمهور ی بودند نه تنها شما بلکه اکثر اساتید شما و مردم خاص اعم از سیاسی اجتماعی دانشگاهی نظامی مباهات و افتخار میکردند با ایشان دست بدهند حالا چه برسد به در آغوش گرفتن لذا لطفا ناخواسته در مسیر جریان های سیاسی قرار نگیرید چون شما انسانی وارسته و با احساسی هستید و ادبیات سیاسی برای شما ناشناخته است هر کس در این مملکت قدرت و میز دارد برای اجرای قانون و مشکلات مملکت بالاخره هم دشمن پیدا میکند و هم دوست شما بدانید دوستان ایشان کمتر ازدشمنان ایشان نیستند ضمنا چون اهل مطالعه هستید توصیه میکنم عملکرد ایشان در زمان ریاست جمهوری را مطالعه کنید ایشان خدمات بی نظیری هم برای مملکت و مردم ایران داشته اندمشکل در این مملکت کثرت قدرت است که تمام عالمان علم سیاست با این موضوع مشکل دارند بخصوص در ایران با توجه به روحیات و خلق و خوی مردم صبور و فهیمی که مخاطبش شما هستید هنر و هنرمند در ایران زمین جایگاه خاص دارند و در قلب مردم ما جا دارند این هنرمند چه مربوط به پنجاه - شصت سال پیش باشد چه مربوط به نسل بعد از انقلاب باشند قدر این علاقه و محبت باطنی مردم نسبت به خودتان را بدانید و برادرانه توصیه میکنم از آن روی داد همیشه به نیکی یاد کنید چرا که هنرمند باید همه مردم را عاشقانه دوست بدارد تا نامش ماندگار بماند .

م.ز 1398/4/19 -13:41

کاملا موافقم.مخصوصا با اون قسمت مشکل کثرت قدرت در ایران.اصلا فساد مخصوصا فساد اقتصادی در این مملکت زیاد است چون کثرت قدرت وجود دارد.زیرا قدرت ثروت می آورد و قدرت و ثروت،معمولا فساد می آورد.زیرا کمتر انسانی جنبه داشتن این دو را با هم دارد. از طرفی هم این کثرت قدرت باعث شده مردم قربانی اختلافات بین قدرتمندان جور و واجور در این مملکت باشند...

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما
دکتر عارف هنوز هم یک چهره سیاسی نیست / مهمترین کار واعظی حفظ فاصله بین اصلاح‌طلبان و شخص رییس‌جمهور است/ نمی‌دانم جهانگیری در دولت چه می‌کند/ حوادث دی 96 شوک برای اصلاح‌طلبان بود
مهم‌ترین رهبران جهان را که جنازه‌شان گم شده است بشناسید/ از ناپدید شدن هیتلر و شایعه زنده بودنش تا ناپدید شدن جنازه صدام و رضا شاه و حل کردن جسد تزار روسیه در اسید
سازوکار حزبی برای بررسی پرونده اخلاقی مدیران اصلاح طلب نداریم / «نجفی» عضو کارگزاران بود، چرا از انتصاب او حمایت کردند؟ / حاشیه های اخلاقی مدیران، اصلاح طلب و اصولگرا نمی شناسد
اینفوگرافی؛ تعداد ناوهای جنگی 8 کشور اول جهان/ ایران در رتبه‌ چهارم قرار دارد
بنیاد مستضعفان؛ سازمانی با بیش از 56 هزار میلیارد درآمد؟ / از شایعه ساخت باشگاه در دبی تا هزینه 100 میلیارد تومانی برای یک ساختمان
آمریکایی‌ها معتقدند ظریف سرشان کلاه گذاشته / ترامپ برای انتخابات به عکس یادگاری با روحانی نیاز دارد / آمریکا در جنگ با ایران پیروز نمی‌شود
بیت‌کوین چیست و چگونه کار می‌کند؟ / معرفی کامل این ارز دیجیتال