خاطرات آیت‌الله هاشمی؛۷ مهر ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶:

حسن روحانى درباره مذاكرات با رهبری مشورت کرد


8 مهر 1399 - 21:29
5f725021eb463_5f725021eb466
«يلتسين تسليم فشار آمريكا براى لغو قرارداد فروش سلاح به ايران نشده؛ فقط وعده داده كه علاوه بر قرارداد چيزى ندهد.»

خاطرات مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶ در زیر آمده است:

 سال ۱۳۷۱
ساعت هفت به دفتر رفتيم. تا ساعت نُه صبح كارها را انجام دادم. براى شركت در ملاقات هيأت افغان با رهبرى، به دفتر آيت‌الله خامنه‌اى رفتم. پس از ملاقات، باهم به فرودگاه رفتيم. در بين راه، مذاكرات مفيدى دربارة افغانستان و همكارى با شيعيان و مسايل پَشتون و فارس و سفر ايشان به اُزبكستان و تاجيكستان و نوع كمك‌ها داشتيم.
بعد از مصاحبه در فرودگاه، آنها با بدرقه رسمى به سوى مشهد عزيمت كردند. در مراجعت، دكتر [علي اكبر] ولايتى، [وزير امورخارجه]، با ماشين من آمد و گزارش سفر به نيويورك را داد؛ اين‌گونه فهميده است كه آمريكايى‌ها از ادعاهاى امارات متحده عربي [در خصوص جزيره ابوموسي]، حمايت جدى نمى‌كنند. از ملاقات با وزير امور خارجه انگليس راضى است.
[آقاي عبيدالله عبدالرزاق‌اُف]، وزير امور خارجه اُزبكستان آمد. نامه آقاي [اسلام]كريم‌اُوف، [رييس‌جمهور اُزبكستان] را آورد. قرار شد كه او تا آخر ماه جارى به تهران بيايد.
عصر [آقاي مهدي كرباسيان]، رييس سازمان تأمين اجتماعى آمد. گزارش داد و براى امور بانكى و سرمايه‌گذارى استمداد كرد. آقاى [ابوالفضل] توكلى بينا، [مشاور رييس‌جمهور در امور اصناف] آمد. گزارش اصناف را داد. از وزارت بازرگانى انتقاد كرد و براى كمك به شيعيان پاكستان، مطالبي گفت.
[آاقاي ذاكرجان وزيراُف]، وزير معارف تاجيكستان آمد. نامه آقاي اسكندرُف، كفيل رياست‌جمهورى را آورد و درخواست اسلحه كرد.گفتم مى‌دهيم، به شرط آنكه وسيله انتقال مطمئن باشد كه كشف نشود. دكتر [حسن] روحانى، [دبير شوراي عالي امنيت ملي] آمد. براى دادن اسلحه به تاجيكستان نظر خواست. دربارة سفرم به سمنان هم صحبت شد.
تا ساعت هشت‌ونيم شب كارها را انجام دادم و به خانه آمدم. آقاي [حسين] شيخ‌الاسلام، [معاون وزير امورخارجه]، دربارة صدور بيانيه‌اى براى پاسخ به امارات متحده عربي، تلفنى مشورت كرد.

 سال ۱۳۷۲
[آقای علی محمد بشارتی]، وزير كشور آمد. گزارشى داد از وضع نيروهاى انتظامى و شهردارى‌ها و برنامه‌اى كه براى كنترل و فعال كردن آنها دارد. از اينكه حكم رهبرى در مورد جانشينى [فرمانده کل قوا در نیروی انتظامی] ضعيف است، گله كرد. در مورد تعويض ریيس پليس تهران و بعضى استاندارها صحبت شد؛ گفتم با اظهارات تند، روحيه شهردارى‌ها را ضعيف نكنند، ولى مراقبت جدى براى جلوگيرى از خودسرى‌ها بشود و تكيه بر انتخابى‌كردن شهردارى‌ها باشد.
آقاى كاشان، [معاون بانک مرکزی] آمد. گزارش مذاكرات از آلمان دربارة مهلت بيشتر براى پرداخت تعهدات معوق را داد؛ راضى است. قرار شده تا دو ماه ديگر كشورهاى آلمان، فرانسه، ايتاليا، ژاپن و... اقدام كنند.
آقاى [عبدالله] عقبایى، [فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ] آمد. از برخوردهاى وزير كشور گله كرد و از خدماتش گفت. آقاى [حمید] ميرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] آمد. گزارش سفر به استان خوزستان و پيشرفت‌هاى بازسازى را داد و براى اعتبار بيشتر استمداد كرد.
آقايان [محمدعلي] تسخيرى، [علي] لاريجانى و [سيد محمد] صدر، از شوراى عالى تبليغات آمدند. گفتند جريان گذشته كارشان به بن بست رسيده و تصميم گرفته‌اند، تحرك را در سازمان زيرنظر وزير ارشاد داشته باشند و مديريت سازمان هم مشاور [وزیر] باشد؛ پذيرفتم و قول حمايت دادم.
عصر در جلسه هیأت دولت شركت كردم. شب آقای آقازاده، [وزیر نفت] از ژنو خبر داد كه كويتى‌ها بدخلقى مى‌كنند. براى تكميل كار تصميمات خوبى گرفته شده و لازم است كه من با امير كويت صحبت كنم؛ فوراً به وزارت امورخارجه گفتم ترتيب مذاكره تلفنى داده شود كه ساعت هشت شب به نتيجه رسيد. صحبت گرمى داشتيم و پذيرفت كه باعث به هم خوردن توافق اوپك نشوند. خوشبختانه همه مسایل حل و تصميمات مناسبى اتخاذ شد كه اميد است، قيمت نفت را اصلاح كند.

صبح گروه‌هاى شركت ‏كننده در اُلمپيادهاى دانش‌آموزی، همراه با اساتيد و خانواده‌‌ها آمدند. دكتر [محمدعلی] نجفى، [وزیر آموزش و پرورش]، گزارش داد. جايزه‌هاى آنها را دادم: كامپيوتر و سكه

 سال ۱۳۷۳
تا ساعت ده و نیم صبح كارها را انجام دادم. دكتر [محمدحسین] عادلى آمد. اولين ملاقات بعد از رفتن از بانك مركزى بود. اصرار دارد در سمت معاونت اقتصادى [رییس‏ جمهور] كار كند. گفتم بايد آقای [محسن] نوربخش را هم راضى كنيم. پيشنهاد قائم‏ مقامى وزير معادن و فلزات را نپذيرفته است؛ حتى ترجيح مى‌دهد عنوان مشاورت من را با يك مسئوليت دانشگاهى داشته باشد. آقاى غزالى آمد. پيشنهاد كرده‏‌ام در وزارت اطلاعات مسئوليتى بگيرد؛ قرار شد بپذيرد. مايل است ارتباط ويژه‏اى هم با من در آن سمت داشته باشد.آقاى آشيخ ‏عباس پورمحمدى آمد. تأكيد داشت كه به وضع امنيتى منطقه رفسنجان و كرمان بيشتر توجه كنيم.
مجمع تشخيص مصلحت نظام جلسه داشت. طرح حل مشكل اراضى موردتجاوز از جنگل و مراتع در دستور بود. شوراى نگهبان با مصوبه مجلس مخالفت كرده و به مجمع آمده است؛ با نظر مجلس موافقت كرديم، با امتيازات اضافى. نتيجه اين شد كه اين‏گونه اراضى كه از سال 1348 تاكنون، به نحوى مصرف‏ شده و مجوز قانونى براى اجاره يا خريد ندارد، زير نظر كميسيون با اجاره يا فروش، از بلاتكليفى بيرون آيد.
تا ساعت چهار و نیم بعد از ظهر كارها را انجام دادم و به خانه آمدم. درگزارش‌ها، مذاكرات [بوریس]يلتسين، [رییس‏ جمهور روسیه] و [بیل] كلينتون، [رییس‏ جمهور آمریکا] مورد توجه است و معلوم است كه يلتسين تسليم فشار آمريكا براى لغو قرارداد فروش سلاح به ايران نشده؛ فقط وعده داده كه علاوه بر قرارداد چيزى ندهد.

 سال ۱۳۷۴
در منزل بودم. وقت به استراحت و مطالعه دربارة كشورهاي مورد سفرم، ويتنام، فيليپين و بنگلادش‏ گذشت. در گزارش‌ها، امضاي قرارداد خودگرداني بين فلسطين و اسرایيل و كودتا در کشور كومور مهم است.

 سال ۱۳۷۵
صبح گروه‌هاى شركت ‏كننده در اُلمپيادهاى دانش‌آموزی، همراه با اساتيد و خانواده‌‌ها آمدند. دكتر [محمدعلی] نجفى، [وزیر آموزش و پرورش]، گزارش داد. جايزه‌هاى آنها را دادم: كامپيوتر و سكه. برايشان در اهميت دانش و دانشمند و لزوم تقويت دستاوردهاى درخشان صحبت كردم.
آقاى [مصطفی] ميرسليم، [دبیر شورای‏عالی انقلاب فرهنگی] آمد و خواست، مصوبة شوراى عالى انقلاب فرهنگى، در مورد تبديل مؤسسات آموزشى نوع دوم به نوع اول، ابلاغ نشود تا در مورد هويت و وضع آنها بررسى شود؛ موافقت كردم.
آقاى مهندس [اکبر] تُركان، [وزیر راه و ترابری] آمد. گزارش وضع آزادراه‌هاى دردست ساخت و طرح‌ها را داد. براى تشويق بانك‌ها به سرمايه‌گذارى استمداد كرد و براى تبديل خطوط راه‏آهن ديزلى به برقى و اجازه انتقال بخشى از اعتبارات راه‏ آهن زاهدان -كرمان اجازه گرفت.
[آقای محمدرضا هاشمی گلپایگانی]، وزير فرهنگ و آموزش عالى، همراه معاونان و رؤساى دانشگاه‌ها آمدند. دربارة كمبود اعتبارات توضيحات دادند. آقاى [حمید] ميرزاده، [رییس سازمان برنامه و بودجه]، ضمن اعتراف به كمبود، بخشى از خواست‌هاى آنها را پذيرفت كه عمدتاً در اثر بالابردن حقوق كاركنان دولت در سال‏جارى پيش‏آمده است.
عصر با دكتر [حسن] روحانى، [دبیر شورای‏عالی امنیت ملی]، در مورد [نامزدی در انتخابات] رياست‏جمهورى آينده صحبت شد. مذاكراتش با رهبري را گزارش كرد و استنباط داشت كه موافقت صريح نبوده؛ گرچه مخالفت هم نبوده و با توضيحات من، قانع شد كه مخالفت ندارند، ولى ترديد از اين جهت دارد كه اگر [جامعه] روحانيت مبارز و جامعه مدرسين [حوزه علمیه] قم، هر دو از رقيب حمايت كنند، به ضرر اوست و از اين جهت، هنوز مُردد است.
شب جلسه شوراى عالى امنيت ملی داشتيم. قرار شد براى برگشت [جلال] طالبانى، [رهبر اتحادیه میهنی] به كردستان عراق كمك شود و اگر دولت فعلى افغانستان و آقاى [عبدالرشید] دوستُم و [محمدکریم] خليلى هم بخواهند در مقابل طالبان مقاومت كنند، حمايت‏شان نماييم. شام را میهمان من بودند. ديروقت به خانه رسيدم.

 سال ۱۳۷۶
بعد از نماز، همراه محافظان براى کوه نوردى رفتـیم. در همـان دره دارآبـاد، از نیمـه راه بـه شاخه دیگرى از دره رفتیم. در کنار آبشارها و چشمه هاى کبوترخانـه و چـال آبـشار مگـس توقف کردیم. با ماژیک روی سنگ یادگـاري نوشـته بودنـد. در مراجعـت از دره دیگـرى آمدیم. در مسیر، با تعدادى از مردم متفرقه که بـه کـوه آمـده بودنـد، احـوال پرسـى کـردم؛ معمولاً از کاسب هاى بازار بودند و از رکود نامناسب بازار و اقتصاد کشور از فـرش و خانـه و مصالح ساختمانى و ... شکایت داشتند؛ کم کم این ادعا به تواتر مـى رسـد. در جـایى چنـد نفر در آب سرد، آبتنى مى کردنـد. رفـتن، یـک سـاعت و چهـل دقیقـه و برگـشتن، یـک ساعت و ده دقیقه طول کشید. در خانه، بعد از استحمام و صبحانه، بخشی از خاطرات سـال 1360 را بـراى آمـاده شـدن جهت چاپ مطالعه کردم. جالب و یادآور خاطرات و مسایل سال هاى اول انقـلاب اسـت. فکر مى کنم، خیلى مورد استقبال قرار گیرد. خوشبختانه اصلاح کمى می‌طلبد. معمولاً عـین
عبارات را تأیید مى‌کنم.

آقاى سید صادق الحسینى لبنانى و خانواده‌اش و خانواده شهید صالح الحـسینى آمدنـد. از مصاحبه‌ام که درباره مسأله فلسطین راه حلی ارایه داده‌ام تعریف کرد و گفت، مورد توجه محافل بین المللى و غربى قرار گرفته است. یادم آورد که تصمیم به تأسیس حـزب‌الله لبنـان، چند سال پیش در منزل من ، در ملاقات با او و ابوهشام گرفته شد که بـراى همـین موضـوع آمده بودند و من تأیید کردم و از امام هم اجازه گرفتم. سپس آقاى [علی اکبر] محتشمى کـه سفیر [ایران در سوریه ] بود، نماینده امام در این مورد شد. در مورد مسایل شهردارى تهـران اظهار نگرانى‌کردند و گفتند، مردم از این برخوردها ناراضی‌اند و خشمگین. خبرنگار است.

به دفتر کوشک رفتم . تا عصر به ها مطالعه بولتن‌ها و کتـاب اسرار الـصلاة امـام گذشـت. بـه خانه آمدم. در اخبار، مسأله امضاى قرارداد استحصال گاز پارس جنوبى ما با شرکت توتـال و شرکتهای گاز روسیه و مالزى مورد توجه است و آمریکا را عصبانی کرده. کار بزرگى است، با بیش از دو میلیارد دلار هزینه. در زمـان مـسئولیت مـن، توافـق شـد و پـس از تهیـه مقدمات، دیروز به امضا رسید.

آتش‌ سوزى وسیع و کـم نظیـر جنگـل هـاى انـدونزى مهـم اسـت کـه حتـى بـا اسـتفاده از امکانات کشورهاى پیشرفته خاموش کننده، متوقف نشده و امروز گفته مى‌شود که آتش بـه اعماق معادن زغال سنگ منطقه سرایت کرده و مشکل عمیقتر شده است

«يلتسين تسليم فشار آمريكا براى لغو قرارداد فروش سلاح به ايران نشده؛ فقط وعده داده كه علاوه بر قرارداد چيزى ندهد.»

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5f725021eb463_5f725021eb466
8 مهر 1399 - 21:29

خاطرات مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶ در زیر آمده است:

 سال ۱۳۷۱
ساعت هفت به دفتر رفتيم. تا ساعت نُه صبح كارها را انجام دادم. براى شركت در ملاقات هيأت افغان با رهبرى، به دفتر آيت‌الله خامنه‌اى رفتم. پس از ملاقات، باهم به فرودگاه رفتيم. در بين راه، مذاكرات مفيدى دربارة افغانستان و همكارى با شيعيان و مسايل پَشتون و فارس و سفر ايشان به اُزبكستان و تاجيكستان و نوع كمك‌ها داشتيم.
بعد از مصاحبه در فرودگاه، آنها با بدرقه رسمى به سوى مشهد عزيمت كردند. در مراجعت، دكتر [علي اكبر] ولايتى، [وزير امورخارجه]، با ماشين من آمد و گزارش سفر به نيويورك را داد؛ اين‌گونه فهميده است كه آمريكايى‌ها از ادعاهاى امارات متحده عربي [در خصوص جزيره ابوموسي]، حمايت جدى نمى‌كنند. از ملاقات با وزير امور خارجه انگليس راضى است.
[آقاي عبيدالله عبدالرزاق‌اُف]، وزير امور خارجه اُزبكستان آمد. نامه آقاي [اسلام]كريم‌اُوف، [رييس‌جمهور اُزبكستان] را آورد. قرار شد كه او تا آخر ماه جارى به تهران بيايد.
عصر [آقاي مهدي كرباسيان]، رييس سازمان تأمين اجتماعى آمد. گزارش داد و براى امور بانكى و سرمايه‌گذارى استمداد كرد. آقاى [ابوالفضل] توكلى بينا، [مشاور رييس‌جمهور در امور اصناف] آمد. گزارش اصناف را داد. از وزارت بازرگانى انتقاد كرد و براى كمك به شيعيان پاكستان، مطالبي گفت.
[آاقاي ذاكرجان وزيراُف]، وزير معارف تاجيكستان آمد. نامه آقاي اسكندرُف، كفيل رياست‌جمهورى را آورد و درخواست اسلحه كرد.گفتم مى‌دهيم، به شرط آنكه وسيله انتقال مطمئن باشد كه كشف نشود. دكتر [حسن] روحانى، [دبير شوراي عالي امنيت ملي] آمد. براى دادن اسلحه به تاجيكستان نظر خواست. دربارة سفرم به سمنان هم صحبت شد.
تا ساعت هشت‌ونيم شب كارها را انجام دادم و به خانه آمدم. آقاي [حسين] شيخ‌الاسلام، [معاون وزير امورخارجه]، دربارة صدور بيانيه‌اى براى پاسخ به امارات متحده عربي، تلفنى مشورت كرد.

 سال ۱۳۷۲
[آقای علی محمد بشارتی]، وزير كشور آمد. گزارشى داد از وضع نيروهاى انتظامى و شهردارى‌ها و برنامه‌اى كه براى كنترل و فعال كردن آنها دارد. از اينكه حكم رهبرى در مورد جانشينى [فرمانده کل قوا در نیروی انتظامی] ضعيف است، گله كرد. در مورد تعويض ریيس پليس تهران و بعضى استاندارها صحبت شد؛ گفتم با اظهارات تند، روحيه شهردارى‌ها را ضعيف نكنند، ولى مراقبت جدى براى جلوگيرى از خودسرى‌ها بشود و تكيه بر انتخابى‌كردن شهردارى‌ها باشد.
آقاى كاشان، [معاون بانک مرکزی] آمد. گزارش مذاكرات از آلمان دربارة مهلت بيشتر براى پرداخت تعهدات معوق را داد؛ راضى است. قرار شده تا دو ماه ديگر كشورهاى آلمان، فرانسه، ايتاليا، ژاپن و... اقدام كنند.
آقاى [عبدالله] عقبایى، [فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ] آمد. از برخوردهاى وزير كشور گله كرد و از خدماتش گفت. آقاى [حمید] ميرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] آمد. گزارش سفر به استان خوزستان و پيشرفت‌هاى بازسازى را داد و براى اعتبار بيشتر استمداد كرد.
آقايان [محمدعلي] تسخيرى، [علي] لاريجانى و [سيد محمد] صدر، از شوراى عالى تبليغات آمدند. گفتند جريان گذشته كارشان به بن بست رسيده و تصميم گرفته‌اند، تحرك را در سازمان زيرنظر وزير ارشاد داشته باشند و مديريت سازمان هم مشاور [وزیر] باشد؛ پذيرفتم و قول حمايت دادم.
عصر در جلسه هیأت دولت شركت كردم. شب آقای آقازاده، [وزیر نفت] از ژنو خبر داد كه كويتى‌ها بدخلقى مى‌كنند. براى تكميل كار تصميمات خوبى گرفته شده و لازم است كه من با امير كويت صحبت كنم؛ فوراً به وزارت امورخارجه گفتم ترتيب مذاكره تلفنى داده شود كه ساعت هشت شب به نتيجه رسيد. صحبت گرمى داشتيم و پذيرفت كه باعث به هم خوردن توافق اوپك نشوند. خوشبختانه همه مسایل حل و تصميمات مناسبى اتخاذ شد كه اميد است، قيمت نفت را اصلاح كند.

صبح گروه‌هاى شركت ‏كننده در اُلمپيادهاى دانش‌آموزی، همراه با اساتيد و خانواده‌‌ها آمدند. دكتر [محمدعلی] نجفى، [وزیر آموزش و پرورش]، گزارش داد. جايزه‌هاى آنها را دادم: كامپيوتر و سكه

 سال ۱۳۷۳
تا ساعت ده و نیم صبح كارها را انجام دادم. دكتر [محمدحسین] عادلى آمد. اولين ملاقات بعد از رفتن از بانك مركزى بود. اصرار دارد در سمت معاونت اقتصادى [رییس‏ جمهور] كار كند. گفتم بايد آقای [محسن] نوربخش را هم راضى كنيم. پيشنهاد قائم‏ مقامى وزير معادن و فلزات را نپذيرفته است؛ حتى ترجيح مى‌دهد عنوان مشاورت من را با يك مسئوليت دانشگاهى داشته باشد. آقاى غزالى آمد. پيشنهاد كرده‏‌ام در وزارت اطلاعات مسئوليتى بگيرد؛ قرار شد بپذيرد. مايل است ارتباط ويژه‏اى هم با من در آن سمت داشته باشد.آقاى آشيخ ‏عباس پورمحمدى آمد. تأكيد داشت كه به وضع امنيتى منطقه رفسنجان و كرمان بيشتر توجه كنيم.
مجمع تشخيص مصلحت نظام جلسه داشت. طرح حل مشكل اراضى موردتجاوز از جنگل و مراتع در دستور بود. شوراى نگهبان با مصوبه مجلس مخالفت كرده و به مجمع آمده است؛ با نظر مجلس موافقت كرديم، با امتيازات اضافى. نتيجه اين شد كه اين‏گونه اراضى كه از سال 1348 تاكنون، به نحوى مصرف‏ شده و مجوز قانونى براى اجاره يا خريد ندارد، زير نظر كميسيون با اجاره يا فروش، از بلاتكليفى بيرون آيد.
تا ساعت چهار و نیم بعد از ظهر كارها را انجام دادم و به خانه آمدم. درگزارش‌ها، مذاكرات [بوریس]يلتسين، [رییس‏ جمهور روسیه] و [بیل] كلينتون، [رییس‏ جمهور آمریکا] مورد توجه است و معلوم است كه يلتسين تسليم فشار آمريكا براى لغو قرارداد فروش سلاح به ايران نشده؛ فقط وعده داده كه علاوه بر قرارداد چيزى ندهد.

 سال ۱۳۷۴
در منزل بودم. وقت به استراحت و مطالعه دربارة كشورهاي مورد سفرم، ويتنام، فيليپين و بنگلادش‏ گذشت. در گزارش‌ها، امضاي قرارداد خودگرداني بين فلسطين و اسرایيل و كودتا در کشور كومور مهم است.

 سال ۱۳۷۵
صبح گروه‌هاى شركت ‏كننده در اُلمپيادهاى دانش‌آموزی، همراه با اساتيد و خانواده‌‌ها آمدند. دكتر [محمدعلی] نجفى، [وزیر آموزش و پرورش]، گزارش داد. جايزه‌هاى آنها را دادم: كامپيوتر و سكه. برايشان در اهميت دانش و دانشمند و لزوم تقويت دستاوردهاى درخشان صحبت كردم.
آقاى [مصطفی] ميرسليم، [دبیر شورای‏عالی انقلاب فرهنگی] آمد و خواست، مصوبة شوراى عالى انقلاب فرهنگى، در مورد تبديل مؤسسات آموزشى نوع دوم به نوع اول، ابلاغ نشود تا در مورد هويت و وضع آنها بررسى شود؛ موافقت كردم.
آقاى مهندس [اکبر] تُركان، [وزیر راه و ترابری] آمد. گزارش وضع آزادراه‌هاى دردست ساخت و طرح‌ها را داد. براى تشويق بانك‌ها به سرمايه‌گذارى استمداد كرد و براى تبديل خطوط راه‏آهن ديزلى به برقى و اجازه انتقال بخشى از اعتبارات راه‏ آهن زاهدان -كرمان اجازه گرفت.
[آقای محمدرضا هاشمی گلپایگانی]، وزير فرهنگ و آموزش عالى، همراه معاونان و رؤساى دانشگاه‌ها آمدند. دربارة كمبود اعتبارات توضيحات دادند. آقاى [حمید] ميرزاده، [رییس سازمان برنامه و بودجه]، ضمن اعتراف به كمبود، بخشى از خواست‌هاى آنها را پذيرفت كه عمدتاً در اثر بالابردن حقوق كاركنان دولت در سال‏جارى پيش‏آمده است.
عصر با دكتر [حسن] روحانى، [دبیر شورای‏عالی امنیت ملی]، در مورد [نامزدی در انتخابات] رياست‏جمهورى آينده صحبت شد. مذاكراتش با رهبري را گزارش كرد و استنباط داشت كه موافقت صريح نبوده؛ گرچه مخالفت هم نبوده و با توضيحات من، قانع شد كه مخالفت ندارند، ولى ترديد از اين جهت دارد كه اگر [جامعه] روحانيت مبارز و جامعه مدرسين [حوزه علمیه] قم، هر دو از رقيب حمايت كنند، به ضرر اوست و از اين جهت، هنوز مُردد است.
شب جلسه شوراى عالى امنيت ملی داشتيم. قرار شد براى برگشت [جلال] طالبانى، [رهبر اتحادیه میهنی] به كردستان عراق كمك شود و اگر دولت فعلى افغانستان و آقاى [عبدالرشید] دوستُم و [محمدکریم] خليلى هم بخواهند در مقابل طالبان مقاومت كنند، حمايت‏شان نماييم. شام را میهمان من بودند. ديروقت به خانه رسيدم.

 سال ۱۳۷۶
بعد از نماز، همراه محافظان براى کوه نوردى رفتـیم. در همـان دره دارآبـاد، از نیمـه راه بـه شاخه دیگرى از دره رفتیم. در کنار آبشارها و چشمه هاى کبوترخانـه و چـال آبـشار مگـس توقف کردیم. با ماژیک روی سنگ یادگـاري نوشـته بودنـد. در مراجعـت از دره دیگـرى آمدیم. در مسیر، با تعدادى از مردم متفرقه که بـه کـوه آمـده بودنـد، احـوال پرسـى کـردم؛ معمولاً از کاسب هاى بازار بودند و از رکود نامناسب بازار و اقتصاد کشور از فـرش و خانـه و مصالح ساختمانى و ... شکایت داشتند؛ کم کم این ادعا به تواتر مـى رسـد. در جـایى چنـد نفر در آب سرد، آبتنى مى کردنـد. رفـتن، یـک سـاعت و چهـل دقیقـه و برگـشتن، یـک ساعت و ده دقیقه طول کشید. در خانه، بعد از استحمام و صبحانه، بخشی از خاطرات سـال 1360 را بـراى آمـاده شـدن جهت چاپ مطالعه کردم. جالب و یادآور خاطرات و مسایل سال هاى اول انقـلاب اسـت. فکر مى کنم، خیلى مورد استقبال قرار گیرد. خوشبختانه اصلاح کمى می‌طلبد. معمولاً عـین
عبارات را تأیید مى‌کنم.

آقاى سید صادق الحسینى لبنانى و خانواده‌اش و خانواده شهید صالح الحـسینى آمدنـد. از مصاحبه‌ام که درباره مسأله فلسطین راه حلی ارایه داده‌ام تعریف کرد و گفت، مورد توجه محافل بین المللى و غربى قرار گرفته است. یادم آورد که تصمیم به تأسیس حـزب‌الله لبنـان، چند سال پیش در منزل من ، در ملاقات با او و ابوهشام گرفته شد که بـراى همـین موضـوع آمده بودند و من تأیید کردم و از امام هم اجازه گرفتم. سپس آقاى [علی اکبر] محتشمى کـه سفیر [ایران در سوریه ] بود، نماینده امام در این مورد شد. در مورد مسایل شهردارى تهـران اظهار نگرانى‌کردند و گفتند، مردم از این برخوردها ناراضی‌اند و خشمگین. خبرنگار است.

به دفتر کوشک رفتم . تا عصر به ها مطالعه بولتن‌ها و کتـاب اسرار الـصلاة امـام گذشـت. بـه خانه آمدم. در اخبار، مسأله امضاى قرارداد استحصال گاز پارس جنوبى ما با شرکت توتـال و شرکتهای گاز روسیه و مالزى مورد توجه است و آمریکا را عصبانی کرده. کار بزرگى است، با بیش از دو میلیارد دلار هزینه. در زمـان مـسئولیت مـن، توافـق شـد و پـس از تهیـه مقدمات، دیروز به امضا رسید.

آتش‌ سوزى وسیع و کـم نظیـر جنگـل هـاى انـدونزى مهـم اسـت کـه حتـى بـا اسـتفاده از امکانات کشورهاى پیشرفته خاموش کننده، متوقف نشده و امروز گفته مى‌شود که آتش بـه اعماق معادن زغال سنگ منطقه سرایت کرده و مشکل عمیقتر شده است

منبع: انتخاب

66

نظرات 2
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
مهدی 7 0 پاسخ 1399/7/8 -23:50

بی خود دنبال محبوبیت برایه شیخ سمنانی نباشید!!!

یوسف 0 1 پاسخ 1399/7/8 -23:13

یادت بخیر آیت الله. اگه بودی شاید‌‌‌.....

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما