آیا افزایش جمعیت و فرزندآوری موجب سیاه روزی ما می‌شود؟/ مروی بر یک نظریه جنجالی ۲۰۰ساله


9 تیر 1399 - 15:31
5ef739c279f85_2020-06-27_16-51
مالتوس معتقد است افزایش بی‌رویه جمعیت می‌تواند برای یک جامعه فاجعه بیافریند. در مقابل مخالفان او معتقدند نظریه او خام است و اتفاقا این افزایش جمعیت در شرایطی می‌تواند منجر به پیشرفت یک جامعه هم بشود.

 به گزارش خبر فوری، بیش از 200 سال پیش در چنین روزی یکی از بزرگترین آثار فکری جهان به چاپ رسید و توانست در مدتی کوتاه مانند بمبی منفجر شود. در 29  ژوئن سال 1798، توماس مالتوس، اقتصاددان انگلیسی رساله‌ای تحت عنوان «مساله جمعیت» را منتشر کرد. نظریات مالتوس در این کتاب چنان بدیع و ساختارشکنانه بود که مساله جمعیت توانست به یکی از کلاسیک‌ترین آثار فکری غرب تبدیل شده و تا امروز مورد بحث قرار بگیرد.

انفجار جمعیت و فاجعه آینده

برای فهم دقیق نظریات مالتوس ابتدا باید ببینیم او در کتابش چه می‌گوید.  توماس مالتوس در غرب قرن 18 و 19 که بشر فوق العاده به آینده‌اش امیدوار است و گمان دارد با پیشرفت عقل‌گرایی، تکنولوژی و تمدن می‌تواند به زودی آینده باشکوه انسانی را روی زمین بنا کند، دست به قلم شد. او در این فضای خوشبینانه چنان تلخ و بدبینانه و به خصوص هشدارگونه قلم فرسایی کرد که کتابش مانند آب سردی بر روی کوره داغ تمدن غرب عمل کرد. شاید به همین دلیل باشد که بعد از انتشار کتاب، حملات فراوانی به جانب او شد.

مالتوس در اولین رساله‌اش علیه پیش‌بینی ویلیام گادوین از جهان کامل آینده، جایی که نیازهای هرکسی برآورده می‌شود بحث کرد. گادوین یکی از متفکران آنارشیست انگلیسی بود که در کتاب قضاوت سیاسی و برخی آثار دیگری سعی دارد از طریق محو دولت مرکزی و جایگزینی سندیکاهای مختلف آینده باشکوهی برای بشر ترسیم کند.

مالتوس بر خلاف گادوین، رواج بی حد و حصر انسان گرایی و سندیکاگرایی را کلید برتری جامعه نمی‌داند. او معتقد است جهان بر خلاف تصور بسیاری از فیلسوفان به صورت هشدارگونه ای به سمت فقر، بدبختی و نکبت در حرکت است. او ریشه این نکبت را بر خلاف گادوین نه دولت مرکزی بلکه سرشت و طبیعت بشر می‌داند.

مالتوس معتقد است که نوعی میل ذاتی در وجود انسان‌ها قرار دارد که می‌تواند خلاف اقتضائاتش عمل کرده و موجب نابودی او شود. این میل ذاتی "تمایل و توانایی بیش از حد بشر به تولیدمثل" است. مالتوس معتقد است این میل بشر به تولید مثل معمولا نوعی حالت خود- تخریبی می‌گیرد چرا که در بسیاری از مواقع بشر بدون توجه به مقدار غذایی که در دسترس او است، شروع به تولید مثل و زاد و ولد می‌کند.

مالتوس ضمن مشاهدات خود و تهیه نمودارهای جمعیتی جوامع مختلف، سعی دارد با یک نظریه ریاضیاتی رای خود را به اثبات برساند. او معتقد است الگوی افزایش جمعیت بر اساس تولید مثل انسان و الگوی ازدیاد غذا با هم مطابقت ندارد. طبق رای مالتوس، جمعیت به صورت تصاعد هندسی افزایش می‌یابد اما غذا به صورت عددی(حسابی) بیشتر و بیشتر می‌شود. به عبارتی، غذای یک جامعه آماری در طول یک ماه 2 واحد افزایش می‌یابد و ماه بعد نیز 2 واحد به آن افزوده شود اما جمعیت اگر در یک سال 2 واحد افزایش یابد در سال دوم این عدد به 4 رسیده و در سال سوم نیز عدد 8 را به ثبت می‌رساند. این به خوبی نشان می‌دهد که جمعیت بشر در طول چندین و چند سال از منابع غذایی او چندبرابر بیشتر می‌شود.

مالتوس فکر می‌کرد که بین دو نیاز اساسی انسان، یعنی تامین غذا (بقای شخص) و تولید مثل(بقای نوع) تضاد وجود دارد و شرایط خوب بشر و تامین غذا باعث می‌شود که این میل دوم(تولید مثل) دائما بیشتر و بیشتر بالفعل شده و غلبه بیشتری پیدا کند. بنابراین، مالتوس معتقد است که افزایش جمعیت دائمی انسان ها بر خلاف جوامع حیوانی دیگر(مانند مورچه ها) دائما از منابع غذاییش بیشتر می‌شود و در نتیجه، بشر روز به روز فقیرتر و نگون بخت تر می‌گردد. به همین دلیل، مالتوس بر خلاف روشنفکران زمانه اش آینده بشر را تاریک می‌بیند. او معتقد بود که افزایش فرزندآوری نهایتا باعث نابودی همان فرزندان می‌شود چرا که آنها برای تامین غذایشان باید روز به روز بیشتر و بیشتر با یکدیگر جنگیده یا رقابت کنند.

مالتوس البته معتقد است که با یک سری تدابیر می‌توان مانع از چنین فاجعه ای شده و آینده بشر را همچنان روشن نگه داشت. اقتصاددان انگلیسی برای جلوگیری از رشد جمعیت، سه نوع راه‌حل ارائه می‌دهد:
۱. منع یا فشار اخلاقی (عقب‌ انداختن ازدواج‌ها)
۲. کنترل جمعیت از طریق برنامه تنظیم خانواده
۳. فقر و گرسنگی

در بین این سه رای، به خصوص سومی بسیار عجیب و جالب است. مالتوس معتقد است که فقر بیشتر طبقات نهایتا باعث افزایش تقسیم غذا بین گروهها و کاهش تولید مثل شده و این امر در نهایت ما را به سمت نوعی تعادل می‌برد.

تاثیر مالتوس بر متفکران بعدی

نظریه مالتوس روی بسیاری از متفکران بزرگ بعدی تاثیر گذاشت؛ به خصوص بر بسیاری از اندیشمندانی که بر خلاف روشنگران قرن 18 و ابتدای قرن 19 معتقد بودند آینده بشر می‌تواند تاریک تر از آن چیزی باشد که گمان می‌رود. تا قبل از مالتوس بسیاری از فلاسفه (به خصوص ایده آلیست های آلمانی) معتقد بودند که قانون دیالکتیک طبیعی نهایتا به سمتی حرکت می‌کند که بشر را پادشاه جهان می‌نمایند. بسیاری از روشنفکران نسبت به عقل و طبیعت بشر خوشبین بودند و انسان گرایی افراطی رشد بسیاری پیدا کرده بود.

مالتوس از دو جهت مسیر این خوشبینی را تغییر داد. اولا او معتقد بود ذات بشر لزوما او را به سمت سعادت نمی‌برد و تقابل انسان و طبیعت و اقتضائاتش می‌تواند برای او یک فاجعه بیافریند؛ ثانیا، او تاکید داشت که سبک زندگی بشر نیز او را به سمت سعادت نمی‌برد و او اگر تغییری اساسی در رفتارهای جمعی اش ندهد ممکن است زودتر از موعد به آخر الزمان خود برسد.

قسمت اول رای او بر طبیعت شناسان تکاملی و داروینیست های اجتماعی مانند هربرت اسپنسر و قسمت دوم نیز روی کارل مارکس و انگلس تاثیر بسیاری گذاشت و باعث شد روند تفکر غرب تا حد زیادی تغییر کند.

منتقدان مالتوس؛ آیا افزایش جمعیت واقعا فقر می‌آورد؟

آنچه بیش از هر چیز در نظریه مالتوس مهم است مساله انفجار جمعیت است. نظریه بدبینانه مالتوس طرفداران بسیاری داشته و دارد. شاید دیوید ریکاردو مهم ترین این افراد باشد. با این حال، این نظریه با انتقادها و مخالفت‌هایی نیز روبرو شده است. یکی از این انتقادها را کینگزلی دیویس مطرح کرده است. او مدعی است که مواد غذایی به نسبتی به مراتب بیش از تصاعد حسابی و حتی بیش از تصاعد هندسی، در طول زمان افزایش پیدا می‌کند. یعنی شیب آن حتی می تواند بیش از شیب افزایش جمعیت باشد. این استدلال که جمعیت که افزایش پیدا کند غذا کم می آید و مرگ و میر اتفاق می افتد، مثل این است که تصور شود پاهای عقب اسب، جلوتر از پاهای پیشین آن حرکت کند. یعنی جمعیت و غذا با یکدیگر متناسب بوده‌اند. اگر کمبود غذا ایجاد شده بود، تا به الان جمعیت نیز به این سطح نمی رسید.

سیسموندی یکی دیگر از منتقدان مالتوس است. او در کتاب خود «اصول نوین اقتصاد سیاسی یا ثروت و رابطه آن با جمعیت»، به مالتوس اعتراض می‌کند که چرا برای جمعیت و مواد غذایی افزایش مشابه در نظر نگرفته است. او افزایش جمعیت را نسبی و محدود به طبقات زحمتکش جامعه می‌داند و معتقد است که نمی‌توان قوانین طبیعی را از آن به دست آورد. به عقیده سیسموندی فقر اجتماعی مسئول افزایش جمعیت است و هر اقدامی که بتواند روزهای خوشی را فراهم سازد، زاد و ولد را پایین می‌آورد. متفکران دیگری همچون مارکس با مالتوس به مخالفت برخاسته‌اند. کارل مارکس از منتقدان سرسخت مالتوس است، اختلاف‌نظر اساسی مارکس و مالتوس به دیدگاه آنها در مورد منشا فقر برمی‌گردد.

در مقابل منتقدان مالتوس، برخی متفکران دیگر وجود دارند که پا را فراتر گذاشته و اصلا معتقدند که افزایش جمعیت باعث پیشرفت می‌شود. گری بِکِر(اقتصاد دادن برنده جایزه نوبل) یکی از این افراد است. بکر مدعی  است که افزایش جمعیت موجب تخصصی‌‌سازی یا تقسیم کار می شود که خود رفاه بیشتر را به دنبال دارد. از طرف دیگر وی مدعی است اساساً در جمعیت بیشتر احتمال تولد افراد نخبه بیشتر است. از طرف دیگر، می گوید در یک اقتصاد دانش بنیان، اگر ما جمعیت مان بیشتر شود درآمد سرانه و رفاه عمومی افزایش پیدا می کند و تا حدی پیش می رود که اصلاً جمعیت بیشتر را لازم می داند. بکر مثال هند را می زند که هند با اصلاحاتی که در مدیریت اقتصادی خود بعد از دهه نود انجام داد، رشد اقتصادی بسیار سریعی کرد در حالی که نرخ رشد جمعیت و نرخ زاد و ولدش همان بود. هند جزو کشورهایی است که اصلاً برنامه تنظیم خانواده را انجام نداد و کماکان رشد می کند.

نتیجه؛ فرزندآوری بله یا خیر؟

اکنون در مورد نظریه انفجار جمعیت توماس مالتوس و مخالفان و موافقان آن شنیدید. مالتوس معتقد است افزایش بی رویه جمعیت بدون در نظر گرفتن منابع کشاورزی، اقتصادی و توسعه سیاسی می‌تواند برای یک جامعه فاجعه بیافریند. در مقابل مخالفان او معتقدند نظریه او خام است و اتفاقا این افزایش جمعیت در شرایطی می‌تواند منجر به پیشرفت یک جامعه هم بشود. نظر شما در این رابطه چیست؟ ایا با نظریه مالتوس موافقید یا آن را غیر منطقی و خام می‌دانید؟

مالتوس معتقد است افزایش بی‌رویه جمعیت می‌تواند برای یک جامعه فاجعه بیافریند. در مقابل مخالفان او معتقدند نظریه او خام است و اتفاقا این افزایش جمعیت در شرایطی می‌تواند منجر به پیشرفت یک جامعه هم بشود.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5ef739c279f85_2020-06-27_16-51
9 تیر 1399 - 15:31

 به گزارش خبر فوری، بیش از 200 سال پیش در چنین روزی یکی از بزرگترین آثار فکری جهان به چاپ رسید و توانست در مدتی کوتاه مانند بمبی منفجر شود. در 29  ژوئن سال 1798، توماس مالتوس، اقتصاددان انگلیسی رساله‌ای تحت عنوان «مساله جمعیت» را منتشر کرد. نظریات مالتوس در این کتاب چنان بدیع و ساختارشکنانه بود که مساله جمعیت توانست به یکی از کلاسیک‌ترین آثار فکری غرب تبدیل شده و تا امروز مورد بحث قرار بگیرد.

انفجار جمعیت و فاجعه آینده

برای فهم دقیق نظریات مالتوس ابتدا باید ببینیم او در کتابش چه می‌گوید.  توماس مالتوس در غرب قرن 18 و 19 که بشر فوق العاده به آینده‌اش امیدوار است و گمان دارد با پیشرفت عقل‌گرایی، تکنولوژی و تمدن می‌تواند به زودی آینده باشکوه انسانی را روی زمین بنا کند، دست به قلم شد. او در این فضای خوشبینانه چنان تلخ و بدبینانه و به خصوص هشدارگونه قلم فرسایی کرد که کتابش مانند آب سردی بر روی کوره داغ تمدن غرب عمل کرد. شاید به همین دلیل باشد که بعد از انتشار کتاب، حملات فراوانی به جانب او شد.

مالتوس در اولین رساله‌اش علیه پیش‌بینی ویلیام گادوین از جهان کامل آینده، جایی که نیازهای هرکسی برآورده می‌شود بحث کرد. گادوین یکی از متفکران آنارشیست انگلیسی بود که در کتاب قضاوت سیاسی و برخی آثار دیگری سعی دارد از طریق محو دولت مرکزی و جایگزینی سندیکاهای مختلف آینده باشکوهی برای بشر ترسیم کند.

مالتوس بر خلاف گادوین، رواج بی حد و حصر انسان گرایی و سندیکاگرایی را کلید برتری جامعه نمی‌داند. او معتقد است جهان بر خلاف تصور بسیاری از فیلسوفان به صورت هشدارگونه ای به سمت فقر، بدبختی و نکبت در حرکت است. او ریشه این نکبت را بر خلاف گادوین نه دولت مرکزی بلکه سرشت و طبیعت بشر می‌داند.

مالتوس معتقد است که نوعی میل ذاتی در وجود انسان‌ها قرار دارد که می‌تواند خلاف اقتضائاتش عمل کرده و موجب نابودی او شود. این میل ذاتی "تمایل و توانایی بیش از حد بشر به تولیدمثل" است. مالتوس معتقد است این میل بشر به تولید مثل معمولا نوعی حالت خود- تخریبی می‌گیرد چرا که در بسیاری از مواقع بشر بدون توجه به مقدار غذایی که در دسترس او است، شروع به تولید مثل و زاد و ولد می‌کند.

مالتوس ضمن مشاهدات خود و تهیه نمودارهای جمعیتی جوامع مختلف، سعی دارد با یک نظریه ریاضیاتی رای خود را به اثبات برساند. او معتقد است الگوی افزایش جمعیت بر اساس تولید مثل انسان و الگوی ازدیاد غذا با هم مطابقت ندارد. طبق رای مالتوس، جمعیت به صورت تصاعد هندسی افزایش می‌یابد اما غذا به صورت عددی(حسابی) بیشتر و بیشتر می‌شود. به عبارتی، غذای یک جامعه آماری در طول یک ماه 2 واحد افزایش می‌یابد و ماه بعد نیز 2 واحد به آن افزوده شود اما جمعیت اگر در یک سال 2 واحد افزایش یابد در سال دوم این عدد به 4 رسیده و در سال سوم نیز عدد 8 را به ثبت می‌رساند. این به خوبی نشان می‌دهد که جمعیت بشر در طول چندین و چند سال از منابع غذایی او چندبرابر بیشتر می‌شود.

مالتوس فکر می‌کرد که بین دو نیاز اساسی انسان، یعنی تامین غذا (بقای شخص) و تولید مثل(بقای نوع) تضاد وجود دارد و شرایط خوب بشر و تامین غذا باعث می‌شود که این میل دوم(تولید مثل) دائما بیشتر و بیشتر بالفعل شده و غلبه بیشتری پیدا کند. بنابراین، مالتوس معتقد است که افزایش جمعیت دائمی انسان ها بر خلاف جوامع حیوانی دیگر(مانند مورچه ها) دائما از منابع غذاییش بیشتر می‌شود و در نتیجه، بشر روز به روز فقیرتر و نگون بخت تر می‌گردد. به همین دلیل، مالتوس بر خلاف روشنفکران زمانه اش آینده بشر را تاریک می‌بیند. او معتقد بود که افزایش فرزندآوری نهایتا باعث نابودی همان فرزندان می‌شود چرا که آنها برای تامین غذایشان باید روز به روز بیشتر و بیشتر با یکدیگر جنگیده یا رقابت کنند.

مالتوس البته معتقد است که با یک سری تدابیر می‌توان مانع از چنین فاجعه ای شده و آینده بشر را همچنان روشن نگه داشت. اقتصاددان انگلیسی برای جلوگیری از رشد جمعیت، سه نوع راه‌حل ارائه می‌دهد:
۱. منع یا فشار اخلاقی (عقب‌ انداختن ازدواج‌ها)
۲. کنترل جمعیت از طریق برنامه تنظیم خانواده
۳. فقر و گرسنگی

در بین این سه رای، به خصوص سومی بسیار عجیب و جالب است. مالتوس معتقد است که فقر بیشتر طبقات نهایتا باعث افزایش تقسیم غذا بین گروهها و کاهش تولید مثل شده و این امر در نهایت ما را به سمت نوعی تعادل می‌برد.

تاثیر مالتوس بر متفکران بعدی

نظریه مالتوس روی بسیاری از متفکران بزرگ بعدی تاثیر گذاشت؛ به خصوص بر بسیاری از اندیشمندانی که بر خلاف روشنگران قرن 18 و ابتدای قرن 19 معتقد بودند آینده بشر می‌تواند تاریک تر از آن چیزی باشد که گمان می‌رود. تا قبل از مالتوس بسیاری از فلاسفه (به خصوص ایده آلیست های آلمانی) معتقد بودند که قانون دیالکتیک طبیعی نهایتا به سمتی حرکت می‌کند که بشر را پادشاه جهان می‌نمایند. بسیاری از روشنفکران نسبت به عقل و طبیعت بشر خوشبین بودند و انسان گرایی افراطی رشد بسیاری پیدا کرده بود.

مالتوس از دو جهت مسیر این خوشبینی را تغییر داد. اولا او معتقد بود ذات بشر لزوما او را به سمت سعادت نمی‌برد و تقابل انسان و طبیعت و اقتضائاتش می‌تواند برای او یک فاجعه بیافریند؛ ثانیا، او تاکید داشت که سبک زندگی بشر نیز او را به سمت سعادت نمی‌برد و او اگر تغییری اساسی در رفتارهای جمعی اش ندهد ممکن است زودتر از موعد به آخر الزمان خود برسد.

قسمت اول رای او بر طبیعت شناسان تکاملی و داروینیست های اجتماعی مانند هربرت اسپنسر و قسمت دوم نیز روی کارل مارکس و انگلس تاثیر بسیاری گذاشت و باعث شد روند تفکر غرب تا حد زیادی تغییر کند.

منتقدان مالتوس؛ آیا افزایش جمعیت واقعا فقر می‌آورد؟

آنچه بیش از هر چیز در نظریه مالتوس مهم است مساله انفجار جمعیت است. نظریه بدبینانه مالتوس طرفداران بسیاری داشته و دارد. شاید دیوید ریکاردو مهم ترین این افراد باشد. با این حال، این نظریه با انتقادها و مخالفت‌هایی نیز روبرو شده است. یکی از این انتقادها را کینگزلی دیویس مطرح کرده است. او مدعی است که مواد غذایی به نسبتی به مراتب بیش از تصاعد حسابی و حتی بیش از تصاعد هندسی، در طول زمان افزایش پیدا می‌کند. یعنی شیب آن حتی می تواند بیش از شیب افزایش جمعیت باشد. این استدلال که جمعیت که افزایش پیدا کند غذا کم می آید و مرگ و میر اتفاق می افتد، مثل این است که تصور شود پاهای عقب اسب، جلوتر از پاهای پیشین آن حرکت کند. یعنی جمعیت و غذا با یکدیگر متناسب بوده‌اند. اگر کمبود غذا ایجاد شده بود، تا به الان جمعیت نیز به این سطح نمی رسید.

سیسموندی یکی دیگر از منتقدان مالتوس است. او در کتاب خود «اصول نوین اقتصاد سیاسی یا ثروت و رابطه آن با جمعیت»، به مالتوس اعتراض می‌کند که چرا برای جمعیت و مواد غذایی افزایش مشابه در نظر نگرفته است. او افزایش جمعیت را نسبی و محدود به طبقات زحمتکش جامعه می‌داند و معتقد است که نمی‌توان قوانین طبیعی را از آن به دست آورد. به عقیده سیسموندی فقر اجتماعی مسئول افزایش جمعیت است و هر اقدامی که بتواند روزهای خوشی را فراهم سازد، زاد و ولد را پایین می‌آورد. متفکران دیگری همچون مارکس با مالتوس به مخالفت برخاسته‌اند. کارل مارکس از منتقدان سرسخت مالتوس است، اختلاف‌نظر اساسی مارکس و مالتوس به دیدگاه آنها در مورد منشا فقر برمی‌گردد.

در مقابل منتقدان مالتوس، برخی متفکران دیگر وجود دارند که پا را فراتر گذاشته و اصلا معتقدند که افزایش جمعیت باعث پیشرفت می‌شود. گری بِکِر(اقتصاد دادن برنده جایزه نوبل) یکی از این افراد است. بکر مدعی  است که افزایش جمعیت موجب تخصصی‌‌سازی یا تقسیم کار می شود که خود رفاه بیشتر را به دنبال دارد. از طرف دیگر وی مدعی است اساساً در جمعیت بیشتر احتمال تولد افراد نخبه بیشتر است. از طرف دیگر، می گوید در یک اقتصاد دانش بنیان، اگر ما جمعیت مان بیشتر شود درآمد سرانه و رفاه عمومی افزایش پیدا می کند و تا حدی پیش می رود که اصلاً جمعیت بیشتر را لازم می داند. بکر مثال هند را می زند که هند با اصلاحاتی که در مدیریت اقتصادی خود بعد از دهه نود انجام داد، رشد اقتصادی بسیار سریعی کرد در حالی که نرخ رشد جمعیت و نرخ زاد و ولدش همان بود. هند جزو کشورهایی است که اصلاً برنامه تنظیم خانواده را انجام نداد و کماکان رشد می کند.

نتیجه؛ فرزندآوری بله یا خیر؟

اکنون در مورد نظریه انفجار جمعیت توماس مالتوس و مخالفان و موافقان آن شنیدید. مالتوس معتقد است افزایش بی رویه جمعیت بدون در نظر گرفتن منابع کشاورزی، اقتصادی و توسعه سیاسی می‌تواند برای یک جامعه فاجعه بیافریند. در مقابل مخالفان او معتقدند نظریه او خام است و اتفاقا این افزایش جمعیت در شرایطی می‌تواند منجر به پیشرفت یک جامعه هم بشود. نظر شما در این رابطه چیست؟ ایا با نظریه مالتوس موافقید یا آن را غیر منطقی و خام می‌دانید؟

منبع: خبر فوری

38

نظرات 41
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
کوهنانی. 1 3 پاسخ 1399/4/10 -14:37

بااجازه.بزرگترا.بله

کارشناس 4 1 پاسخ 1399/4/10 -12:24

سلام .. تا زمانی که رشد تولید با رشد جمعیت تعادل نباشد . جز فقر و بیچارگی ، فلاک چیز دیگری نیست مطئن باشید.مالتوس علاوه بر فقر اعتقاد دارد برای صاحبان سرمایه ایجاد رانت اقتصادی خواهد شد. چون جمعیت برای تهیه غذا نیاز به آباد کردن زمین های نامرغوب دارند. چون این زمین ها هزینه بالایی برای تولید دارد . در مقابل زمینی که از مرغوبیت بالاتری برخواردار است برای صاحبان شان ایجاد رانت می کندو قیمت زمین مرغوبیت افزایش می یابد. یعنی بدون اینکه روی زمین کاری کنند با قیمت بالا اجاره می دهند.

یه بنده ی خدا 13 1 پاسخ 1399/4/10 -11:40

به نظرم توایران دیگه نباید بچه دار شد چون مثل خود ما هیچ آینده ی درخشانی ندارن اونایی که توکانادا خونه دارن وحسابشون میلیاردی توش پره همونا باید بچه بیارن نه بچههای ما که حسرت همه چیز به دلشون مونده من یه دختر 8ساله دارم ازش خجالت میکشم به نظرمن گه بچه بباریم فقط خودمون واونا رابدبخت میکنیم گرونی ومستاجری بیداد میکنه کسی هم به فکر نیست

X-men 4 1 پاسخ 1399/4/10 -11:02

به نظرم بچه دار شدن تو جامعه ایرانی با این بی ثباتی اقتصادی و وضعیت مملکت که اصلا در آینده معلوم نیست چه بشه کار چندان درستی نیست شاید بشه بچه اول رو ساپورت کرد ولی بچه های بعد رو نه وقتی قیمت ارز و طلا در چند هفته اینجوری میره بالا ده سال دیگه برای بچه های ما چی می‌خواد بشه با چه آینده روشن اقتصادی باید بچه آورد افزایش جمعیت تو ایران کار درستی نیست چون الان دولت آیت جمعیت هم که داره نمیتونه از پسش بر بیاد والا

ناشناس 7 1 پاسخ 1399/4/10 -10:10

با توجه به اینکه از لحاظ مسکن مردم مشکل ندارند وضعیت اقتصادی همه هم خوبه اب هم به وفور وجود داره هوای خوب هم که هست اموزش هم که رایگان دولت هم که از بچه ها حمایت میکنه درمان هم که کاملا مشخصه چررررررا بچه دارنشیم واقعا عقل سلیم چی میگه !!!!!!!!

بینوایان اثر حسن کلید ساز 6 1 پاسخ 1399/4/10 -09:53

بستگی داره افزایش جمعیت در کشوری که آینده داشته باشه دنبال جنگ نباشه مردم براش مهمتر از اهداف تخیلی حکومت باشه واجب ولی افزایش جمعیت در کشوری مثل ایران که آینده سیاهی داشته باشه خیانت به بچه هست یا دیگه بیشتر از یکی نباشه که حداقل دین رو ادا کنی

بدلى 11 1 پاسخ 1399/4/10 -08:35

افزايش يعنى خيانت در حق فرزند اول خدايكى زن يكى بچه هم يكى

ایران 16 1 پاسخ 1399/4/10 -07:59

هیچ جا حتی یمن و عراق و افغانستان و پاکستانیهای سیاه سوخته و جزقاله هم مثل ما ایرانیها بدبخت نیستند حالا فقط مونده بچه ها رو بدبخت کنیم.

. 8 1 پاسخ 1399/4/10 -07:24

با نظر مالتوس موافقم

مسلم مطوري 1 18 پاسخ 1399/4/10 -07:05

افزايش جمعيت بهتر است

احمد 17 1 پاسخ 1399/4/10 -06:00

در ایران نباید بچه دار شد چون الان فقر و بیکاری است و بدبختی نباید گناه بچه به گردن ما باشد .بچه داری یعنی خود جنایت

احمد 12 1 پاسخ 1399/4/10 -03:43

من و همسرم خیلی دوست داریم یک دختر داشته باشیم با اینکه خانه و کار و سلامت جسمی وبیمه دارم ولی از آینده خود وهمی م مطمئن نیستم و در 35 سالگی از اینکه پدر باشم می ترسم چون شرایط اقتصادی کشور طوری است که آدم از سال بعد ش مطمئن نیست و نمی توان بچه ای داشت که آینده آن را تامین کرد تنها راه بچه دار شدن و تضمین آینده بچه مهاجرت هست یا مثل من و همسرم قید بچه را بزنید

ناشناس 14 1 پاسخ 1399/4/10 -02:46

فرزند آوری در ایران یعنی مصیبت چون اگر به سلامت به دنیا پا گذارد تورم بی عدالتی سربازی رواج فهشا مواد مخدر بی کاری وهزاران مشکل دیگر درانتظارش است بی خیال

محمود مقصودی 11 1 پاسخ 1399/4/10 -02:30

برای کشور ما جمیعت بیست میلیونی هم زیاد به لطف مسوولان الان بیشتر مدارس پولی دولت فقط یک عده برده میخاد که از زندگی و انسانیت هیچی نفهمد. دوره برده داری آسایش بیشتر بوده‌

صداقت(فعال مردمی) 8 2 پاسخ 1399/4/10 -01:27

اگر دولت مردان این طوری کشور را اداره کنند فرزند آوری برای خانواده فاجعه است.من خود خانواده پر جمعیت دارم توان تامین مخارج راندارم.احمدی نژاد قول داد به ازای تولد هر فرزند جدید یک میلیون به حسابش واریز شود.همه مسولان از جمله رفسنجانی چون نمی خواستند فردی عادی ازجنس مردم رئیس جمهور شود ودر دوره احمدی نژاد آقا زادگی کم رنگ شد فاصله طبقاتی داشت کم می شد.نشستند با هم فکری.یک روباه حیله گر به نام حسن فریدون روحانی را علم کردند،نتیجه فرزند اوری شد جرم حتی جرمت سیاسی باشد اندازه،اداره 2فرزند بهت فشار نمی یاد،اینا را میگم بدانند مردم می دانند بیشتر مسولان به خاطر پست ومقامشان به کشور وملت خیانت کرده اند.آمریکا اندازه مسولان سرمایه دار وطرفدار سرمایه داری در حق این ملت ظلم نکرده،

بهروز 1399/4/13 -00:27

واسه یه میلیون بچه دار شدی؟ حالا چند میلیون زدی به جیب؟ عجب مردمی داریم ما... با این طرز فکرت باید هم احمدی نژاد قهرمانت باشه

یه ایرانی بدبخت 8 1 پاسخ 1399/4/10 -00:47

به نظر من فرزند آوری در ایران یعنی یک جنایت بزرگ در حق اون فرزند با این شرایط وخیم اقتصادی منی که ۳۸ سالم هست و صاحب دو فرزند هستم اگر می دانستم این جوری میخوان مملکت را به گوه بکشن که یک گوشی ننیتونم برای جگر گوشه ام بگیرم و روسیاهم جلوش اصلا بچه نمیاوردم و چه بسا اصلا ازدواج نمی کردم برن همون دزدا و غارت گرای بیت‌المال بچه بیارن .نه بد بختایی مثل ما خدا ازشون نگذره . آخه رو چه حساب و کتابی اینقدر گرانی بابام بیدار شید مردم دارن ما رو زنده زنده میزارن تو گور

سرایی 6 1 پاسخ 1399/4/10 -00:46

خداوند نابودت کنه روحانی چکار کردی با ملت

نگین 7 0 پاسخ 1399/4/10 -00:39

این تز در زمان و مکان خودش شاید راهگشا بوده و تناسب بر قرار بوده زمان حال اشتباه فاحشه فرزند اوری ازدواج زیر سوال رفته چه برسد به فرزند اوری در زمان قدیم کشاورز بودن و فرزند اوری برایشان حکم یک ابزار داشت در کمک به کشاورزی و تولید و دامداری الان در یک اپارتمان که هم خانم خانه و اقا مشغول به کار هستند نگهدار ی فرزند بسیار مشکل است مخصوصا الان که گفتند در خونه 25متریالی45متری زندگی کنند فرزند در قبالش تعهد داری در غذا پوشاک مسایل رفاه نسبی هزینه سلامتی اموزشی و هر چه بزرگتر می شوند خواسته ها. بزرگتر

. 12 0 پاسخ 1399/4/10 -00:29

فرزند و ازدواج ممنوع

آریا مهری 8 0 پاسخ 1399/4/10 -00:12

آره بخاطر همینکه هند، اندونزی،آفریقا، و،،،،انقدر ثروتمند هستند!!!بابا اینکه فکر کردن نداره،،، تو حیاط وحش هم وقتی حیوانات دچار کمبود غذا، وقحطی میشن، زاد و ولد رو متوقف میکنند،، چون برعکس آدم ها عقل دارند، و میدونند که وقتی منابع غذایی کمه، همشون دچار مرگ تدریجی میشن،،،،راستی از تخم مرغ 1250تومنی چه خبر،،،، علی برکته الله

ن 6 0 پاسخ 1399/4/10 -00:09

هیچ جوانی حاضر نیست در اوضاع مملکت ما ازدواج بکنه چه برسه بچه دار بشه بیکاری. گرانی

مهدی مهر 33 3 پاسخ 1399/4/9 -23:50

کاری به هیچ نظریه ایی ندارم،به نظرم الان فرزند آوری تو شرایط کنونی جامعه ما یعنی جنایت؛جنایت در حق اون بچه،ما خودمون از زندگی چی فهمیدیم که یکی دیگه رو بدبخت کنیم،ما فقط زنده اییم،زندگی نمیکنیم،من به شخصه اگه تو کشوری مثل سوئد بودم به 4 تا بچه هم فکر میکردم،ولی اینجا هیچ دورنمای روشنی نمیبینم،و هیچوقت جنایت نمیکنم..وسلام ختم کلام

سیدرسول موسوی 31 0 پاسخ 1399/4/9 -23:44

برادر یکی از دوستان انگلیس زندگی میکنه میگه 10روز به تولد بچه مانده دولت یک پکیج رایگان تحویل خانواده داده که شامل تختخواب لباس تا 5 سالگی اسباب بازی و پوشک و.......در ایران مصیبت پوشک و شیرخشک و...هزینه بیمارستانی و.....

حسین کوهستانی 31 1 پاسخ 1399/4/9 -23:36

سلام در ایران صد در صد باعث همه گرفتاریها افزایش جمعیت هست و خواهد بود البته چون مسولین بی کفایت و درایت داریم و توصیه میکنم با این اوضاع اقتصادی اصلا تبلیغ افزایش جمعیت نکنید چون آب در هاون کوبیدن است

من 18 3 پاسخ 1399/4/9 -23:34

برای کشوری به حاصلخیزی و گستردگی ایران جمعیت بالای ۵۰ میلیون یه فاجعه ست .بیکاری بیماری تهدید خشکسالی و گرسنگی جنگ بلایای طبیعی اینا برا یه کشور فاجعه انسانی میشه نمیدونم بی کله هایی مثل چین هند پاکستان و...چطور به فکر میلیاردی بودن هستند

رضا 10 2 پاسخ 1399/4/9 -23:29

زیر سوال بردن همه چیز برای ما عادت شده!!! انفجار و تصاعد تولد و تولید مثل در دهه ۶۰ در کشور خودمون، به نوعی و به صورتی میتونه تصدیق کنه نظریه این نظریه پرداز رو. مصائب متولدین دهه ۶۰ و مبهم بودن همه چیز برای این مصیبت زده ها، مصداق روشنی هست برای جوامع دیگه که زیر سوال بردن همه چیز توسط ما، صرفا یک عقده گشایی برای تسکین درد کم ظرفیتی خود ما هست.

سعیدی 28 1 پاسخ 1399/4/9 -23:21

در این شرایط نابسامان اقتصادی وگرانی بی خانگی یکی از احمقانه ترین کار فرزند اوری است چون مگر سرنوشت خودمان خیلی خوب هست که ادمهای جدیدی را هم بدبخت کنیم وعذاب وجدان بگیریم که اینده انان چه میشود

غریب آشنا 32 1 پاسخ 1399/4/9 -23:16

نزایید آقا نزایید. بسه همین 85 ملیون بدبختی که جمع شدیم دور هم. هیچ آینده ای واسه این مملکت با این مفت خورای دزد فاسد نیست. به فکر آینده خودت نیستی به فکر آینده ی اون بچت باش. الان جوونای بدبخت این مملکت دارن زجر میکشن، نه کار دارن نه شرایط ازدواج دارن با این گرونی نه پول دارن مستاجر بشین نه میتونن خونه بخرن هیییییچ آینده ای نیست تو این مملکت هیچی به هیچی، نزایید لطفا نزایید

سیدرسول موسوی 22 1 پاسخ 1399/4/9 -23:16

با نظر توماس مالتوس موافق هستم چون زمانی تعداد فرزندان 12بچه بود هیچکدام در رفاه نبودند پدر خانواده بی پول و بی تدبیر اما حالا آن فرزندان ازدواج کردند هر کدام دو فرزند دارند یعنی یک ششم پدر فرزندآوری داشتند تقریبافرزندان فعلی بهتر از پدران خود هستند پس این کاهش بهتر بوده چون کره زمین بزرگ نمیشود و افزایش جمعیت صدای تمام کشورها را درآورده حتی کشورهایی که رشد منفی دارندهر کس منکر قضیه است فرزندآوری کند نسل فعلی در مدیریت دو فرزند با مشکلات زیادی روبروست چه رسد به چندین فرزند

محمد کاظم 5 13 پاسخ 1399/4/9 -22:58

هر که آید به جهان روزی او خواهد بود ___________________________مشکل فقط مدیریت ظالمانه در کشورهاست هیچ فقیری نیست مگه اینکه ثروتمندی مانع رسیدن حق او به اوست

majeed 24 0 پاسخ 1399/4/9 -22:52

فرزند توی خونه بیست متری چ شود

حسام 19 1 پاسخ 1399/4/9 -22:47

مشکل کم بود بچه بخاطر جامعه ایی که ساختینه طرف داره میبینه تا کمر تو بدبختیه چرا یه موجود دیگه رو بدبخت کنه. تو این ملک همه قعر بدبختین بجز آغازاده هاتون

Shadow 25 1 پاسخ 1399/4/9 -22:43

بچه اوردن تو ایران خودش بچه آزاری حساب میشه

کاربر ناشناس 1399/4/10 -00:14

احسنت

دلک 18 7 پاسخ 1399/4/9 -22:41

کار به مالتوس ندارم ولی از وقتی یادمون میاد تو کتابای درسیمون گفتن نیازهای اولیه انسان خوراک پوشاک مسکن٬ وقتی درصد بالایی از جمعیت یه کشور در دستیابی به این سه مورد مشکل اساسی دارن چرا باید به فکر افزایش تعداد آدمای بدبخت مث خودشون باشن؟ افزایش جمعیت توی یه کشوری مث ژاپن خوبه٬ اگه ژاپن وسعت و ظرفیت طبیعی ایران رو داشت الان جمعیتش از چینم بیشتر بود. البته ما ایرانیا هم روزگار شکوهی داشتیم که فقط تو تاریخ مونده برامون حیف ازین مردم حیف ازین کشور حیف و افسوس.

محمدی 10 4 پاسخ 1399/4/9 -22:38

من با نظریه اقای توماس مخالفم . متاسفانه مشکلات عدیده و کمر شکن اقتصادی از دلایل اصلی کاهش آمار فرزند آوریه . مگه میشه هزینه های سنگین تحصیل ، اشتغال ، مسکن و ازدواج را نادیده گرفت ؟

کاربر ناشناس 19 1 پاسخ 1399/4/9 -22:34

بچه در ایران الان=گدا و معتاد پروری اینده. این نظر من چون الان همینطوری. اگه دروغ بگید دروغه

مجید کاظمی 29 1 پاسخ 1399/4/9 -22:30

افزایش جمعیت برای کشوری که نیروی کار جوان کم داره خوبه نه برای کشور ما که نصف جوونا یا بیکارن یا دلال

ماد 1399/4/10 -00:55

واقعا بهترین کامنتی بود که خواندم افزایش جمعیت در سیستم اداری و حکومتی مناسبه که همهچی عادی و رو روال باشه نه مملکتی که بی مدیریتی بیداد میکنه !

کاربر ناشناس 2 41 پاسخ 1399/4/9 -20:32

باید آن دسته از مردم از دولت هرماه به هر دلیلی حقوق میگیرند فرزند آوری کنند هرکس از بیت مال هرماه حقوق بگیرد واجب است

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks