جریان شناسی جناح پیروز در 10 دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی

اصلاح طلبان و اصولگرایان، 5-5 برابر / کدام جریان اکثریت مجلس یازدهم را در اختیار می گیرد؟


2 اسفند 1398 - 16:07
5e4fcef759366_2020-02-21_16-07
یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی امروز در حالی برگزار شد که پیشینه ده دوره انتخابات نشان می دهد دو جریان سیاسی اصلی در ایران در دوره های قبل، به تعدادی برابر اکثریت مجلس را در دست داشتند.

به گزارش خبر فوری، اولین دوره انتخابات مجلس 19 اردیبهشت سال 59 برگزار شد. در این دوره از انتخابات دو جریان اصلی سیاسی در مجلس حضور داشتند. جریان اول که اکثریت کرسی ها را در اختیار داشت، حزب جمهوری اسلامی بود که پدران دو جریان سیاسی راست و چپ در آن حضور داشتند و رقیب این جریان، گروه ها و احزاب ملی موسوم به جریانات لیبرال بودند که شانس کاندیداتوری و حضور در مجلس را هنوز دارا بودند.

با توجه به ترکیب مجلس اول، جریاناتی که بعدها به نام اصلاح طلب شناخته شدند، در این دوره از انتخابات اکثریت را در اختیار گرفته بودند، هرچند در آن زمان تفکیکی میان این جریان و گروه هایی که در دهه های بعدی اصولگرا نامیده می شدند، نبود.

مهمترین گام مجلس اول، رای به عدم کفایت و عزل رئیس جمهور وقت (بنی صدر) بود. اما این همه اتفاقات مهم در طول عمر این مجلس نبود و در جریان انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر 1360، بخش مهمی از نمایندگان عضو حزب جمهوری اسلامی جان خود را از دست دادند با این وجود این مجلس همچنان تحت نفوذ حزب اصلی برخاسته از انقلاب 57 بود.

چهار سال بعد، مجلس دوم به جریان سیاسی رسید که به چپ خط امامی مشهور بود. چپ گرایان اسلامی که در دولت میرحسین موسوی نیز دست بالا را داشتند، با استفاده از نفوذ خود، از دولت وقت دفاع می کردند و در این رابطه حتی با رئیس جمهور وقت نیز زاویه داشتند.

به این ترتیب افزون بر مجلس اول، طیف اکثریت مجلس دوم را نیز از نظر ریشه یابی سیاسی باید به جریانی منسوب کرد که بعدها اصلاح طلب خوانده شدند. این طیف که پس از انشعاب حزب جمهوری اسلامی، تحت عنوان مجمع روحانیون مبارز و ائتلاف گروه های پیرو خط امام شناخته می شد، اکثریت کرسی های مجلس سوم را نیز در اختیار گرفته و تا زمان حیات امام خمینی، قوه تقنینی کشور را در دست داشتند.

با این وجود از مجلس چهارم و با قهر سیاسی چپ گرایان اسلامی، ورق اداره مجلس برگشت و این بار نوبت به راست گرایانی که بعدها اصولگرا خوانده شدند رسید تا مجلس را در اختیار خود بگیرند.

نظارت استصوابی شورای نگهبان در جریان برگزاری انتخابات مجلس چهارم، باعث شد تا طیفی از نامزدهای چپگرا ردصلاحیت شوند و این امر به عدم مشارکت فعال این طیف در انتخابات و پیروزی رقیب منتهی شد. بنابراین همزمان با کوچ هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس به ریاست دولت، هم قوه مجریه و هم قوه مقننه در اختیار طیف راست حاکمیت قرار گرفت.

این روند با کمی تغییر و حضور قدرتمندتر چپ گرایان در مجلس پنجم، باز هم تکرار شد اما قطار پیروزی های مجلسی راست گرایان، با پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات سال 1376 متوقف شد و این بار در سال 78 این اصلاح طلبان بودند که کرسی های مجلس را در اختیار خود گرفتند و مهدی کروبی یکی از چهره های چپ خط امام، ریاست مجلس را در دست گرفت تا اتصال دهنده سنتی های چپ گرا با نوگرایان اصلاح طلب باشد.

مجلس ششم، پس از ادوار اول تا سوم، چهارمین دوره ای بود که اصلاح طلبان در آن اکثریت را داشتند اما این اکثریت مطلق نتوانست مانع ردصلاحیت نمایندگان در دوره بعدی انتخابات شود. برای همین بود که با ردصلاحیت نامزدهای نزدیک به دولت اصلاحات برای دوره هفتم، بار دیگر اکثریت از کنترل اصلاح طلبان خارج شد و نه فقط در مجلس هفتم که در ادوار هشتم و نهم نیز اکثریت مجلس در اختیار اصولگرایان قرار گرفت تا آنها در کنار فتح مجالس چهارم و پنجم، پنج دوره بهارستان را در اختیار داشته باشند.

در جریان انتخابات مجلس دهم اما بازی انتخابات با کمی تفاوت پیش رفت و این بار نتیجه انتخابات با پیروزی اصلاح طلبان در بخشی از حوزه های انتخابیه همراه شد هرچند در کل، گروه های سیاسی به یک توازن دست یافتند.

با این وجود، اگر به پیروزی مطلق لیست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس دهم نظر کنیم، باید این واقعیت را مورد توجه قرار دهیم که مجلس دهم، پنجمین مجلسی بود که با اکثریت نسبی اصلاح طلبان همراه بود. اصلاح طلبانی که البته در طول دوره، برخی، از صف اصلاح طلبان جدا شدند.

بنابراین با در نظر گرفتن شرایط ده دوره انتخابات پیشین، می توان به طور تقریبی چنین استنباط کرد که اکثریت پارلمان در 41 سال پس از پیروزی انقلاب به طور مساوی میان دو طیف راست و چپ یا اصولگرا و اصلاح طلب تقسیم شده و در دوره یازدهم هرکدام از دو جریان که بتوانند اکثریت کرسی های مجلس را به دست آورند، از رقیب خود پیش افتاده اند.

هرچند در سالهای اخیر شکاف هایی میان دو جریان هژمونیک سیاسی در ایران به وجود آمده که در عمل هر یک از آنها را چندپاره کرده است، اما هنوز هم در ادبیات سیاسی، دو جریان اصلاحات و اصولگرایی دست بالا را در میان گروه بندی های دیگر دارند و نتیجه این انتخابات نشان می دهد کدام جریان نسبت به رقیب، بیشتر مسئولیت مصوبات قوه مقننه را برعهده داشته است.

یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی امروز در حالی برگزار شد که پیشینه ده دوره انتخابات نشان می دهد دو جریان سیاسی اصلی در ایران در دوره های قبل، به تعدادی برابر اکثریت مجلس را در دست داشتند.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5e4fcef759366_2020-02-21_16-07
2 اسفند 1398 - 16:07

به گزارش خبر فوری، اولین دوره انتخابات مجلس 19 اردیبهشت سال 59 برگزار شد. در این دوره از انتخابات دو جریان اصلی سیاسی در مجلس حضور داشتند. جریان اول که اکثریت کرسی ها را در اختیار داشت، حزب جمهوری اسلامی بود که پدران دو جریان سیاسی راست و چپ در آن حضور داشتند و رقیب این جریان، گروه ها و احزاب ملی موسوم به جریانات لیبرال بودند که شانس کاندیداتوری و حضور در مجلس را هنوز دارا بودند.

با توجه به ترکیب مجلس اول، جریاناتی که بعدها به نام اصلاح طلب شناخته شدند، در این دوره از انتخابات اکثریت را در اختیار گرفته بودند، هرچند در آن زمان تفکیکی میان این جریان و گروه هایی که در دهه های بعدی اصولگرا نامیده می شدند، نبود.

مهمترین گام مجلس اول، رای به عدم کفایت و عزل رئیس جمهور وقت (بنی صدر) بود. اما این همه اتفاقات مهم در طول عمر این مجلس نبود و در جریان انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر 1360، بخش مهمی از نمایندگان عضو حزب جمهوری اسلامی جان خود را از دست دادند با این وجود این مجلس همچنان تحت نفوذ حزب اصلی برخاسته از انقلاب 57 بود.

چهار سال بعد، مجلس دوم به جریان سیاسی رسید که به چپ خط امامی مشهور بود. چپ گرایان اسلامی که در دولت میرحسین موسوی نیز دست بالا را داشتند، با استفاده از نفوذ خود، از دولت وقت دفاع می کردند و در این رابطه حتی با رئیس جمهور وقت نیز زاویه داشتند.

به این ترتیب افزون بر مجلس اول، طیف اکثریت مجلس دوم را نیز از نظر ریشه یابی سیاسی باید به جریانی منسوب کرد که بعدها اصلاح طلب خوانده شدند. این طیف که پس از انشعاب حزب جمهوری اسلامی، تحت عنوان مجمع روحانیون مبارز و ائتلاف گروه های پیرو خط امام شناخته می شد، اکثریت کرسی های مجلس سوم را نیز در اختیار گرفته و تا زمان حیات امام خمینی، قوه تقنینی کشور را در دست داشتند.

با این وجود از مجلس چهارم و با قهر سیاسی چپ گرایان اسلامی، ورق اداره مجلس برگشت و این بار نوبت به راست گرایانی که بعدها اصولگرا خوانده شدند رسید تا مجلس را در اختیار خود بگیرند.

نظارت استصوابی شورای نگهبان در جریان برگزاری انتخابات مجلس چهارم، باعث شد تا طیفی از نامزدهای چپگرا ردصلاحیت شوند و این امر به عدم مشارکت فعال این طیف در انتخابات و پیروزی رقیب منتهی شد. بنابراین همزمان با کوچ هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس به ریاست دولت، هم قوه مجریه و هم قوه مقننه در اختیار طیف راست حاکمیت قرار گرفت.

این روند با کمی تغییر و حضور قدرتمندتر چپ گرایان در مجلس پنجم، باز هم تکرار شد اما قطار پیروزی های مجلسی راست گرایان، با پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات سال 1376 متوقف شد و این بار در سال 78 این اصلاح طلبان بودند که کرسی های مجلس را در اختیار خود گرفتند و مهدی کروبی یکی از چهره های چپ خط امام، ریاست مجلس را در دست گرفت تا اتصال دهنده سنتی های چپ گرا با نوگرایان اصلاح طلب باشد.

مجلس ششم، پس از ادوار اول تا سوم، چهارمین دوره ای بود که اصلاح طلبان در آن اکثریت را داشتند اما این اکثریت مطلق نتوانست مانع ردصلاحیت نمایندگان در دوره بعدی انتخابات شود. برای همین بود که با ردصلاحیت نامزدهای نزدیک به دولت اصلاحات برای دوره هفتم، بار دیگر اکثریت از کنترل اصلاح طلبان خارج شد و نه فقط در مجلس هفتم که در ادوار هشتم و نهم نیز اکثریت مجلس در اختیار اصولگرایان قرار گرفت تا آنها در کنار فتح مجالس چهارم و پنجم، پنج دوره بهارستان را در اختیار داشته باشند.

در جریان انتخابات مجلس دهم اما بازی انتخابات با کمی تفاوت پیش رفت و این بار نتیجه انتخابات با پیروزی اصلاح طلبان در بخشی از حوزه های انتخابیه همراه شد هرچند در کل، گروه های سیاسی به یک توازن دست یافتند.

با این وجود، اگر به پیروزی مطلق لیست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس دهم نظر کنیم، باید این واقعیت را مورد توجه قرار دهیم که مجلس دهم، پنجمین مجلسی بود که با اکثریت نسبی اصلاح طلبان همراه بود. اصلاح طلبانی که البته در طول دوره، برخی، از صف اصلاح طلبان جدا شدند.

بنابراین با در نظر گرفتن شرایط ده دوره انتخابات پیشین، می توان به طور تقریبی چنین استنباط کرد که اکثریت پارلمان در 41 سال پس از پیروزی انقلاب به طور مساوی میان دو طیف راست و چپ یا اصولگرا و اصلاح طلب تقسیم شده و در دوره یازدهم هرکدام از دو جریان که بتوانند اکثریت کرسی های مجلس را به دست آورند، از رقیب خود پیش افتاده اند.

هرچند در سالهای اخیر شکاف هایی میان دو جریان هژمونیک سیاسی در ایران به وجود آمده که در عمل هر یک از آنها را چندپاره کرده است، اما هنوز هم در ادبیات سیاسی، دو جریان اصلاحات و اصولگرایی دست بالا را در میان گروه بندی های دیگر دارند و نتیجه این انتخابات نشان می دهد کدام جریان نسبت به رقیب، بیشتر مسئولیت مصوبات قوه مقننه را برعهده داشته است.

منبع: خبرفوری

17

نظرات 9
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
ا 1 4 پاسخ 1398/12/3 -01:08

اکثریت ملت ما این رو فهمیدن که هرچه کمتر اصلح طلب وارد مجلس بشوند بهتراست چون بجز بد بختی دوزدی. اختلاس و...چیزه دیگر به ارمغان نمیارند اگر در اقلیت باشند کاری از پیش نمیبرند وشایدشاید یه کم وضع از اینی که هست بهتر بشود. امیدواریم

ازادی 6 4 پاسخ 1398/12/2 -21:51

شاید بتوانیم باترفندهای مختلف مردم را پای صندوق رای بکشانیم وامار سازی کنیم اما فقط داریم خودمان روفریب میدهیم چون نقد ونارضایتی ومخالفت واقعا بالاست واین روند خیلی باتمام این ترفندها بادوام نخواهدبود، ایران با مشارکت تمام ایرانیان داخل وخارج ازکشور و فاقد از هرگرایشی وباحترام به تمام عقاید ونظرات ساخته خواهد شد وتک حزبی وقوم وقبیله ای نتیجه ای دربر نخواهد داشت وهمواره باید شاهد جنگ ونزاع ودشمنی وچوب لای چرخ گذاشتن ها باشیم،...رهبر هر کشوری باید این اقتدار را داشته باشد که این اتحاد وهمدلی رابوجود اورد وتمام ایرانیان از طرفداران قاجار گرفته تا سلطنت طلب تا جمهوری خواه وغیره را برای ترقی ملت وکشور گرد هم اورد وگرنه هر چهل پنجاه سال باید شاهد انقلاب یا کودتا باشیم وبقول امروزی ها اتوبوسی یک عده بیایندوعده ای دیگر اتوبوسی بروند وهمواره باید شاهد درماندگی وعقب ماندگی کشور باشیم البته بوجود اوردن اتحاد کار بسیار دشواری است وایثار وفداکاری و ازخودگذشتگی وصبر وتحمل بالایی میطلبد که امیدوارم وازخداوند متعال خواستارم که چنین شخصیت والا ومقتدر پیدا شود که بدون توجه به حاشیه وحرف وحدیثها فقط وفقط به سربلندی ایران وایرانی فکر کندو بتواند این همدلی واتحاد را بوجود اورد وموجبات توسعه وترقی وعدالت وپیشرفت کشور وملت شود،...به امید انروز،..انشاالله... خدا از دهنم بشنوه،...باز انشاالله...

حسن 2 1 پاسخ 1398/12/2 -21:34

اگرواقعیت را بخواهیداکثر مجالس ودولتهادراختیار روحانیون مبارز تندروهای قبلی واصلاح طلبان فعلی قرار داشته تنها دولت اصولگرا واقعی احمدی نژاد بودکه چنان مورد هجمه تبلیغاتی اصلاح طلبان واصولگرایان حامی رفسنجانی که درمجلس بودندکه اگر روحانی بود صدباره استفامیداد

ا 1398/12/3 -01:53

انشاالله که درقدم اول رئیسی درقوه قضاءبماند قدم دوم مجلسی ازقویترین نیروهای انقلاب تشکیل شود وقدم سوم هم با انتخابی دقیق رئیس جمهوری پاک روی کار بیاید به نطر میرسد سیاست نطام هم همینه امیدوارم این اتفاق بیفتد که اگر افتاد در قدمهای بعدی ملت هوشیارانه عمل کنند که تا زمانی ایران و ایرانی هست چنین مفسدانی که اموال هنگفتی ازملت رو به یغما بردن در هیچ یک از پستهای حیاتی کشورانتخاب نکنندوبا پیگریی های قوه قضایی مفسدان رادستگیر وبه ملت معرفی کنند که مردم هم در انتخاب دوچاراشتباه نشوندباید درمعرفی افراد مفسد ملاحضات و رو دروایسی رو کنار گذاشت که مدیون ملت و شهدایی که برای حفظ این نظام ازجان ومال خود گذشتند نشوند

رضا 1 1 پاسخ 1398/12/2 -21:27

اصلاح طلب اصولگرا همش الکیه فقط محمود خان

ا 1398/12/3 -02:08

انشاءالله بعداز تشکیل یک مجلس خوب نوبتی هم که باشه نوبت محمودخانه اون موقع است که سه قوه پاکدست شجاع وانقلابی در رآس کار خواهیم داشت ودیگر اجازه ندهیم آنهایی که لیاقت مردم ایران را ندارندولیاقتشان گردن خم کردن جلو کشورهای فاسد غربیست برماحاکم شوند

محسن 2 2 پاسخ 1398/12/2 -20:55

اين دوره در خيلي از حوزه هاي انتخابيه كانديداي اصلاح طلب اصلا وجود نداره!

موحد 5 1 پاسخ 1398/12/2 -20:55

اصلاح طلبا خوب نبودند. تو تمام ارگانهای دولتی. دزدی کردند.

M 1 1 پاسخ 1398/12/2 -20:54

وقتی اصلاح طلبی وجود نداره دیگه چه نتیجه ای را میخواین بررسی کنین..خب اصولگراها میرن مجلس دیگه این که مشخصه

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks