در انتخاب میان حقیقت یا مصلحت، نظر شما چیست؟

بزرگترین افشاگری‌های تاریخ را بشناسید/ چگونه راستگویی چند نفر، جهان را تغییر داد؟


24 دی 1398 - 07:54
5e1c72970605b_2020-01-13_17-07
در طول تاریخ حقایق بسیاری بودند که در یک آن کشف شده و تاریخ را متحول کردند. شاید اگر افشاگران با نگاه مصلحت آمیز می‌خواستند با این حقایق روبرو شوند، اکنون ما چنین حقایقی را نمی‌دانستیم.

به گزارش خبر فوری، اتفاقات چند روز اخیر بار دیگر ذهن همه را به سمت یکی از مهم‌ترین مسائل بشر انداخت: حقیقت یا مصلحت؛ کدام یک ارجحیت دارد؟ بدون اینکه بخواهیم قضاوتی کنیم تاکید داریم که شاید این یک انتخاب باشد. انتخاب حقیقت عوارض و نتایجی دارد که شما را با آن روبرو خواهد کرد. همیشه هم این حقیقت شیرین نیست اما مانند یک سیلی شما را به هوش می‌آورد.

در طول تاریخ حقایق بسیاری بودند که در یک آن کشف شده و تاریخ را متحول کردند. شاید اگر افشاگران با نگاه مصلحت آمیز می‌خواستند با این حقایق روبرو شوند، اکنون ما چنین حقایقی را نمی‌دانستیم اما به هر حال، ما از این وقایع با خبریم و می‌توانیم با صحت بیشتری در مورد آنها تصمیم بگیریم.

شاید بیان چند نمونه بتواند به ما کمک کند.

مردی برای تمام فصل‌ها

تامس مور یکی از فلاسفه و سیاستمداران بزرگ انگلیس عصر هنری هشتم(در قرن 15) بود. او که مدتی به عنوان نخست وزیر نیز برای شاه انگلیس کار می‌کرد، تصمیمی گرفت که نام او را جاودانه کرد.

قضیه از این قرار است که همسر هنری هشتم یعنی  کاترین آراگن پس از چند سقط و بچهٔ مرده نتوانسته بود وارث پسر برای پادشاه به دنیا آورد. او دختری به دنیا آورده بود بنام ماری. اما هنری وارث مرد می‌خواست و تصمیم گرفت ازدواج خود را با کاترین را باطل کند. هنری به ندیمه کاترین بنام آن "بولین دل" بست و تصمیم گرفت با آن ازدواج کند. پاپ وقت، کلمنت هفتم، با باطل شمردن ازدواج کاترین و ازدواج مجدد هنری موافقت نکرد و هنری که چنین دید، در سال 1534 در پارلمان انگلستان خود را رئیس کل کلیسای این کشور اعلام داشت و پاپ را از این سمت در قلمرو انگلستان خلع کرد و فرقه کشور انگلستان را از کاتولیک به انگلیکان تغییر داد.

لازم به ذکر است که هنری بسیاری از اسقفان را بر آن داشت که با دلایل کلامی و سنتی به نوعی این فرقه جدید را تایید کنند. او از همه بزرگان کشور و کیش مسیحی خواست که این حکم او را تایید کنند. تقریبا همه این تغییر مذهب و جدا شدن از کلیسای کاتولیک را تایید کردند جز تامس مور. مور تاکید داشت که این جدایی و دلایلی که نشان می‌دهد کیش انگلیکان و ریاست شاه بر کلیسا درست است خلاف آراء مسیحیت است. او می‌گفت شاید بتوانید تایید کنید که کلیسای انگلیکان به نفع انگلیسی ها است اما نمی‌توانید ثابت کنید که این تغییر مذهب درست و بر اساس استنتاجات کلامی است چون در هیچ جای مسیحیت حکومت شاه بر کلیسا ذکر نشده است. او حکم هنری را امضا نکرد و در حالیکه تا پایان عمرش از حقیقت می‌گفت اعدام شد.

وقتی حقیقت چهره آرمانی دیکتاتور را تغییر داد

نیکیتا خروشچف که جانشین استالین بود در یکی از سخنرانی‌هایش چنان به مرد آهنین شوروی تاخت که تمام دنیا را به تکاپو وا داشت. تا پیش از این، استالین نزد چپ ها و روشنفکران شخصیتی پاک و درستکار و سیاستمداری مقتدر  و دوست داشتنی بود که یک تنه در مقابل فاشیسم و کاپیتالیسم ایستاده است؛ اما سخنرانی خروشچف همه چیز را تغییر داد.

در یکی از اولین کنگره‌های حزب کمونیسم شوروی بعد از مرگ استالین، خروشچف به طرز بی‌سابقه‌ای به محکومیت برخی جنایات دوره استالین از جمله محاکمه و تیرباران و تبعید شمار زیادی از بزرگان حزب کمونیست و انقلاب سوسیالیستی اکتبر و نزدیکان لنین همانند زینوویف، ریکوف، کامنف، بوخارین و… پرداخت و از آنان اعاده حیثیت کرد.

وی همچنین از اصطلاح «دشمن حزب و خلق» در دوره استالین انتقاد کرد و اظهار داشت که این اصطلاح به کسانی اطلاق می‌شد که شخص ژوزف استالین آنان را دشمن خود می‌دانست و با این برچسب شمار زیادی از خادمان حزب و انقلاب از میان برداشته شدند. در این سخنرانی خروشچف به وصیت‌نامه لنین اشاره کرد که مدت سی سال توسط استالین پنهان نگهداشته شده بود.

در این وصیت‌نامه لنین به اعضای کمیته مرکزی حزب توصیهٔ اکید کرده بود از آنجایی که استالین فردی تندمزاج و خشن است بهتر است وی را از سمت دبیر اولی حزب برکنار و شخص دیگری را به این سمت منصوب کنند.

وی همچنین به نامه‌ای اشاره کرد که در آن لنین به رفتار بد و توهین آمیز استالین نسبت به همسرش به شدت اعتراض نموده‌است و از وی خواست که یا به خاطر این رفتار بد از همسر وی پوزش بخواهد یا رابطه‌اش را با وی قطع خواهد کرد.

این اتفاق باعث انفجاری در میان روشنفکران غربی شد. بسیاری از متفکران چپ که تا دیروز عاشق استالین و شوروی بودند از او بریدند. این جدایی از شوروی به حدی بود که ژان پل سارتر(فیلسوف فرانسوی) را واداشت که به مسلک آنارشیم روی آورد. ایجاد مکاتب بدبین چپی و پست مدرنها و گروههای سیاسی چپ ضد شوروی از جمله عواقب و نتایج سخنرانی خروشچف بود. این سخنرانی در واقع باعث شد جبهه مردمی و متحد شوروی در اروپا و آمریکا تا حد بسیار زیادی آسیب ببیند.

البته خروشچف عاشق حقیقت نبود و بیشتر به دنبال این بود که با افشاگری علیه استالین، خود به قدرت و محبوبیت برسد اما نباید فراموش کرد که عمل او افشا کردن حقایقی بود که باعث شد چهره حقیقی دیکتاتور شوروی مشخص شود.

حقیقتی که دامن رئیس جمهور آمریکا را گرفت

مساله واترگیت آسیب بسیاری به نیکسون و حتی دولت آمریکا زد. رسوایی واترگِیت به وقایعی اطلاق می‌شود که میان سال‌های ۱۹۷۲–۱۹۷۵ در هتلی به همین نام در واشینگتن اتفاق افتاد که منجر به بالاگرفتن احتمال استیضاح و در نتیجه کناره‌گیری خود ریچارد نیکسون رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا شد.

در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا تعدادی از مأموران اف‌بی‌آی وارد ساختمان هتل واترگیت محل استقرار ستاد انتخاباتی حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا شدند و دستگاه‌های شنود کار گذاشتند و سپس اسناد و مدارکی را برای اهداف مختلف به سرقت بردند. این اقدام غیرقانونی با پیدا شدن یک نوار توسط یک مأمور حراست هتل به‌طور تصادفی لو رفت و روزنامه واشینگتن پست (به سردبیری بنجامین سی. بردلی) از طریق دو تن از روزنامه‌نگاران خود به نام‌های باب وودوارد و کارل برنستین آن را به اطلاع افکار عمومی‌ رساندند.

بعدها مشخص شد که چنین اقداماتی قبلاً مکرراً انجام گرفته بوده‌است و تحقیقات بعدی نشان داد که عمق این‌گونه فعالیت‌های جاسوسی بسیار گسترده بوده‌ است. پس از آنکه مشخص شد کنگره به استیضاح نیکسون رأی خواهد داد، وی در شب ۸ اوت ۱۹۷۴ از سمت خود کناره‌گیری کرد. نیکسون اولین رئیس‌جمهور آمریکا بود که استعفا کرد. اگرچه استعفای نیکسون، روند استیضاح را متوقف کرد، اما در عین حال به پیگیری‌های قضایی پایان نداد. در جریان رسوایی واترگیت، رئیس‌جمهوری وقت ایالات متحده آمریکا به سه جرم متهم شد: جلوگیری از عدالت، سوءاستفاده از قدرت و نهایتاً تحقیر کنگره. در ۸ سپتامبر ۱۹۷۴، جرالد فورد جانشین نیکسون، وی را عفو کرد.

نیکسون یکی از روسای جمهوری بود که توانست به جنگ ویتنام پایان دهد. او همچنین سربازگیری اجباری را لغو کرد،  روابط دیپلماتیک با چین را از سر گرفت، تشنج‌زدایی و پیمان منع تولید موشک‌های ضد موشک با اتحاد شوروی را در همان سال شروع کرد و علاوه بر کنترل بر دستمزدها و قیمت‌ها، به جداسازی نژادی در مدارس ایالات جنوبی پایان داد. افشاگران واترگیت می‌توانستند با استناد به خدمات او چشم خود را بر حقیقت ببندند اما چنین نکردند و نیکسون سرانجام از قدرت کنار رفت.

حقیقت را در هر شرایطی می‌گوییم

افشاگری و ترجیح حقیقت بر مصلحت فقط در سیاست رخ نمی‌دهد. یکی از مهمترین و جالب ترین این نمونه ها در فوتبال رخ داده است. کالچوپولی شاید یکی از بهترین نمونه‌ها باشد.

کالچوپولی رسوایی سال 2006 فوتبال ایتالیا، یا آشوب فوتبال، در لیگ‌های برتر حرفه‌ای فوتبال ایتالیا یعنی سری آ و سری بی اتفاق افتاد. این رسوایی در ماه می سال 2006 میلادی توسط پلیس ایتالیا بر ملا شد و مکالمات تلفنی حاکی از دخالت قهرمان لیگ یوونتوس و تیم‌های میلان، فیورنتینا، لاتزیو و رجینا و تماس‌های بین مدیران این باشگاه‌ها و سازمان داوران بود. این تیم‌ها متهم به تقلب در بازی‌ها با انتخاب داور دلخواه‌شان شدند.

این رسوایی، نتیجه تحقیقات دادستان دادگاه ناپل در آژانس فوتبال ایتالیا بود. گفتگوی‌های تلفنی که در فصل2004-2005 در روزنامه‌های ایتالیایی چاپ شد این واقعیت را آشکار می‌کرد که مدیر یوونتوس لوچیانو موجی در تماس با مدیران فوتبال ایتالیا آن‌ها را برای انتخاب داور خاصی تحت تأثیر قرار می‌داد. نام کالچوپولی برگرفته از نام تنجنتپولی رسوایی دهه 80 سیاسی ایتالیاست.

این افشاگری‌ها در نهایت باعث سقوط یوونتوس به دسته پایین تر، تضعیف بسیاری از تیمها، خروج سرمایه داران و بازیکنان معتبر از فوتبال ایتالیا و در نتیجه تضعیف سری آ شد. اما نباید فراموش کرد که ایتالیا و فوتبالش در این نبرد خیر و شر پیروز شد و با افشای حقیقت مانع از گسترش فساد به سایر بخشها گردید.

اکنون نظر شما چیست؟ اگر جای افراد بالا بودید چه می‌کردید؟ حقیقت راتحت هر شرایطی  می‌گفتید یا آن را فدای مصلحت می‌نمودید.

در طول تاریخ حقایق بسیاری بودند که در یک آن کشف شده و تاریخ را متحول کردند. شاید اگر افشاگران با نگاه مصلحت آمیز می‌خواستند با این حقایق روبرو شوند، اکنون ما چنین حقایقی را نمی‌دانستیم.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5e1c72970605b_2020-01-13_17-07
24 دی 1398 - 07:54

به گزارش خبر فوری، اتفاقات چند روز اخیر بار دیگر ذهن همه را به سمت یکی از مهم‌ترین مسائل بشر انداخت: حقیقت یا مصلحت؛ کدام یک ارجحیت دارد؟ بدون اینکه بخواهیم قضاوتی کنیم تاکید داریم که شاید این یک انتخاب باشد. انتخاب حقیقت عوارض و نتایجی دارد که شما را با آن روبرو خواهد کرد. همیشه هم این حقیقت شیرین نیست اما مانند یک سیلی شما را به هوش می‌آورد.

در طول تاریخ حقایق بسیاری بودند که در یک آن کشف شده و تاریخ را متحول کردند. شاید اگر افشاگران با نگاه مصلحت آمیز می‌خواستند با این حقایق روبرو شوند، اکنون ما چنین حقایقی را نمی‌دانستیم اما به هر حال، ما از این وقایع با خبریم و می‌توانیم با صحت بیشتری در مورد آنها تصمیم بگیریم.

شاید بیان چند نمونه بتواند به ما کمک کند.

مردی برای تمام فصل‌ها

تامس مور یکی از فلاسفه و سیاستمداران بزرگ انگلیس عصر هنری هشتم(در قرن 15) بود. او که مدتی به عنوان نخست وزیر نیز برای شاه انگلیس کار می‌کرد، تصمیمی گرفت که نام او را جاودانه کرد.

قضیه از این قرار است که همسر هنری هشتم یعنی  کاترین آراگن پس از چند سقط و بچهٔ مرده نتوانسته بود وارث پسر برای پادشاه به دنیا آورد. او دختری به دنیا آورده بود بنام ماری. اما هنری وارث مرد می‌خواست و تصمیم گرفت ازدواج خود را با کاترین را باطل کند. هنری به ندیمه کاترین بنام آن "بولین دل" بست و تصمیم گرفت با آن ازدواج کند. پاپ وقت، کلمنت هفتم، با باطل شمردن ازدواج کاترین و ازدواج مجدد هنری موافقت نکرد و هنری که چنین دید، در سال 1534 در پارلمان انگلستان خود را رئیس کل کلیسای این کشور اعلام داشت و پاپ را از این سمت در قلمرو انگلستان خلع کرد و فرقه کشور انگلستان را از کاتولیک به انگلیکان تغییر داد.

لازم به ذکر است که هنری بسیاری از اسقفان را بر آن داشت که با دلایل کلامی و سنتی به نوعی این فرقه جدید را تایید کنند. او از همه بزرگان کشور و کیش مسیحی خواست که این حکم او را تایید کنند. تقریبا همه این تغییر مذهب و جدا شدن از کلیسای کاتولیک را تایید کردند جز تامس مور. مور تاکید داشت که این جدایی و دلایلی که نشان می‌دهد کیش انگلیکان و ریاست شاه بر کلیسا درست است خلاف آراء مسیحیت است. او می‌گفت شاید بتوانید تایید کنید که کلیسای انگلیکان به نفع انگلیسی ها است اما نمی‌توانید ثابت کنید که این تغییر مذهب درست و بر اساس استنتاجات کلامی است چون در هیچ جای مسیحیت حکومت شاه بر کلیسا ذکر نشده است. او حکم هنری را امضا نکرد و در حالیکه تا پایان عمرش از حقیقت می‌گفت اعدام شد.

وقتی حقیقت چهره آرمانی دیکتاتور را تغییر داد

نیکیتا خروشچف که جانشین استالین بود در یکی از سخنرانی‌هایش چنان به مرد آهنین شوروی تاخت که تمام دنیا را به تکاپو وا داشت. تا پیش از این، استالین نزد چپ ها و روشنفکران شخصیتی پاک و درستکار و سیاستمداری مقتدر  و دوست داشتنی بود که یک تنه در مقابل فاشیسم و کاپیتالیسم ایستاده است؛ اما سخنرانی خروشچف همه چیز را تغییر داد.

در یکی از اولین کنگره‌های حزب کمونیسم شوروی بعد از مرگ استالین، خروشچف به طرز بی‌سابقه‌ای به محکومیت برخی جنایات دوره استالین از جمله محاکمه و تیرباران و تبعید شمار زیادی از بزرگان حزب کمونیست و انقلاب سوسیالیستی اکتبر و نزدیکان لنین همانند زینوویف، ریکوف، کامنف، بوخارین و… پرداخت و از آنان اعاده حیثیت کرد.

وی همچنین از اصطلاح «دشمن حزب و خلق» در دوره استالین انتقاد کرد و اظهار داشت که این اصطلاح به کسانی اطلاق می‌شد که شخص ژوزف استالین آنان را دشمن خود می‌دانست و با این برچسب شمار زیادی از خادمان حزب و انقلاب از میان برداشته شدند. در این سخنرانی خروشچف به وصیت‌نامه لنین اشاره کرد که مدت سی سال توسط استالین پنهان نگهداشته شده بود.

در این وصیت‌نامه لنین به اعضای کمیته مرکزی حزب توصیهٔ اکید کرده بود از آنجایی که استالین فردی تندمزاج و خشن است بهتر است وی را از سمت دبیر اولی حزب برکنار و شخص دیگری را به این سمت منصوب کنند.

وی همچنین به نامه‌ای اشاره کرد که در آن لنین به رفتار بد و توهین آمیز استالین نسبت به همسرش به شدت اعتراض نموده‌است و از وی خواست که یا به خاطر این رفتار بد از همسر وی پوزش بخواهد یا رابطه‌اش را با وی قطع خواهد کرد.

این اتفاق باعث انفجاری در میان روشنفکران غربی شد. بسیاری از متفکران چپ که تا دیروز عاشق استالین و شوروی بودند از او بریدند. این جدایی از شوروی به حدی بود که ژان پل سارتر(فیلسوف فرانسوی) را واداشت که به مسلک آنارشیم روی آورد. ایجاد مکاتب بدبین چپی و پست مدرنها و گروههای سیاسی چپ ضد شوروی از جمله عواقب و نتایج سخنرانی خروشچف بود. این سخنرانی در واقع باعث شد جبهه مردمی و متحد شوروی در اروپا و آمریکا تا حد بسیار زیادی آسیب ببیند.

البته خروشچف عاشق حقیقت نبود و بیشتر به دنبال این بود که با افشاگری علیه استالین، خود به قدرت و محبوبیت برسد اما نباید فراموش کرد که عمل او افشا کردن حقایقی بود که باعث شد چهره حقیقی دیکتاتور شوروی مشخص شود.

حقیقتی که دامن رئیس جمهور آمریکا را گرفت

مساله واترگیت آسیب بسیاری به نیکسون و حتی دولت آمریکا زد. رسوایی واترگِیت به وقایعی اطلاق می‌شود که میان سال‌های ۱۹۷۲–۱۹۷۵ در هتلی به همین نام در واشینگتن اتفاق افتاد که منجر به بالاگرفتن احتمال استیضاح و در نتیجه کناره‌گیری خود ریچارد نیکسون رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا شد.

در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا تعدادی از مأموران اف‌بی‌آی وارد ساختمان هتل واترگیت محل استقرار ستاد انتخاباتی حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا شدند و دستگاه‌های شنود کار گذاشتند و سپس اسناد و مدارکی را برای اهداف مختلف به سرقت بردند. این اقدام غیرقانونی با پیدا شدن یک نوار توسط یک مأمور حراست هتل به‌طور تصادفی لو رفت و روزنامه واشینگتن پست (به سردبیری بنجامین سی. بردلی) از طریق دو تن از روزنامه‌نگاران خود به نام‌های باب وودوارد و کارل برنستین آن را به اطلاع افکار عمومی‌ رساندند.

بعدها مشخص شد که چنین اقداماتی قبلاً مکرراً انجام گرفته بوده‌است و تحقیقات بعدی نشان داد که عمق این‌گونه فعالیت‌های جاسوسی بسیار گسترده بوده‌ است. پس از آنکه مشخص شد کنگره به استیضاح نیکسون رأی خواهد داد، وی در شب ۸ اوت ۱۹۷۴ از سمت خود کناره‌گیری کرد. نیکسون اولین رئیس‌جمهور آمریکا بود که استعفا کرد. اگرچه استعفای نیکسون، روند استیضاح را متوقف کرد، اما در عین حال به پیگیری‌های قضایی پایان نداد. در جریان رسوایی واترگیت، رئیس‌جمهوری وقت ایالات متحده آمریکا به سه جرم متهم شد: جلوگیری از عدالت، سوءاستفاده از قدرت و نهایتاً تحقیر کنگره. در ۸ سپتامبر ۱۹۷۴، جرالد فورد جانشین نیکسون، وی را عفو کرد.

نیکسون یکی از روسای جمهوری بود که توانست به جنگ ویتنام پایان دهد. او همچنین سربازگیری اجباری را لغو کرد،  روابط دیپلماتیک با چین را از سر گرفت، تشنج‌زدایی و پیمان منع تولید موشک‌های ضد موشک با اتحاد شوروی را در همان سال شروع کرد و علاوه بر کنترل بر دستمزدها و قیمت‌ها، به جداسازی نژادی در مدارس ایالات جنوبی پایان داد. افشاگران واترگیت می‌توانستند با استناد به خدمات او چشم خود را بر حقیقت ببندند اما چنین نکردند و نیکسون سرانجام از قدرت کنار رفت.

حقیقت را در هر شرایطی می‌گوییم

افشاگری و ترجیح حقیقت بر مصلحت فقط در سیاست رخ نمی‌دهد. یکی از مهمترین و جالب ترین این نمونه ها در فوتبال رخ داده است. کالچوپولی شاید یکی از بهترین نمونه‌ها باشد.

کالچوپولی رسوایی سال 2006 فوتبال ایتالیا، یا آشوب فوتبال، در لیگ‌های برتر حرفه‌ای فوتبال ایتالیا یعنی سری آ و سری بی اتفاق افتاد. این رسوایی در ماه می سال 2006 میلادی توسط پلیس ایتالیا بر ملا شد و مکالمات تلفنی حاکی از دخالت قهرمان لیگ یوونتوس و تیم‌های میلان، فیورنتینا، لاتزیو و رجینا و تماس‌های بین مدیران این باشگاه‌ها و سازمان داوران بود. این تیم‌ها متهم به تقلب در بازی‌ها با انتخاب داور دلخواه‌شان شدند.

این رسوایی، نتیجه تحقیقات دادستان دادگاه ناپل در آژانس فوتبال ایتالیا بود. گفتگوی‌های تلفنی که در فصل2004-2005 در روزنامه‌های ایتالیایی چاپ شد این واقعیت را آشکار می‌کرد که مدیر یوونتوس لوچیانو موجی در تماس با مدیران فوتبال ایتالیا آن‌ها را برای انتخاب داور خاصی تحت تأثیر قرار می‌داد. نام کالچوپولی برگرفته از نام تنجنتپولی رسوایی دهه 80 سیاسی ایتالیاست.

این افشاگری‌ها در نهایت باعث سقوط یوونتوس به دسته پایین تر، تضعیف بسیاری از تیمها، خروج سرمایه داران و بازیکنان معتبر از فوتبال ایتالیا و در نتیجه تضعیف سری آ شد. اما نباید فراموش کرد که ایتالیا و فوتبالش در این نبرد خیر و شر پیروز شد و با افشای حقیقت مانع از گسترش فساد به سایر بخشها گردید.

اکنون نظر شما چیست؟ اگر جای افراد بالا بودید چه می‌کردید؟ حقیقت راتحت هر شرایطی  می‌گفتید یا آن را فدای مصلحت می‌نمودید.

منبع: خبرفوری

38

نظرات 25
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
ثریا 1 0 پاسخ 1398/11/6 -14:08

در هر شرایطی بیان حقیقت بهتر از مصلحت اندیشی است چون کتمان حقیقت، توهین به شعور مردم است.

مهران 0 0 پاسخ 1398/10/25 -10:40

کتاب " اجتهاد در مقابل نص " نوشته فیلسوف و علامه قرن آیت ا... " علامه طباطبایی "، قطعا وقتی به حادثه " سقیفه " نگاه کنیم، دقیقا انکار حقیقت بخاطر مصلحت را میبینیم که نتیجه اش پس از ۱۴۰۰ سال شده است جدایی اهل سنت از دین و با بهانه " بدعت در دین توسط تشیع ". متاسفانه عدم بروزرسانی قواعد اسلام در اهل سنت، منجر به " محکوم شدن تشیع به بدعت در دین " شده است، این در شرایطی است که بعنوان مثال اهل سنت مانند شیعیان به سجده بر روی خاک اعتقاد دارند و پس از گذشت زمان بسیار از نزول این دستور الهی و تغییرات ظاهری در زندگی انسان، متاسفانه اهل سنت با عدم نگاه روشنفکرانه به دین، بجای سجده بر روی خاک، روی فرش سجده میکنند. این یکی از صدها مورد تعصبات بی پایه اهل سنت است.

بهاره 1 0 پاسخ 1398/10/25 -07:13

النجاة فی صدق . این وعده خداوند است پس با توکل بر خداوند قهار جبار رحمان و رحیم پیش به سوی آینده روشن

کاظم محمد زاده 3 0 پاسخ 1398/10/24 -21:54

باسلام هیج موقع حقیقت ازبین نمی رود بلاخره روزی نمایان خواهد شد ولی درشرایط فعلی بعضی از مسائل اگر درهمان لحظه گفته شود ازنظر روحی وروانی شوک وارد می شود وبعضی از مواقع ازنظر سیاسی ممکن سوء استفاده هایی بشود ودر مورد اخیر من در سال ۵۹ که جنگ بود سرباز بودم ودرپادگان امیدیه اهواز به اتفاق دیگر سربازان می خواستیم با هواپیمای سی ۱۳۰به مشهد بیاییم وضعیت قرمز اعلام شد درهمان لحظه رهبر انقلاب با لباس نظامی با خودرو به پادگان آمدند وچون اجتزه پرواز داده نشد مجبور شدند که برگردند ولی ما نشستیم پس از ۳ساعت انتظار بلاخره اجازه پروازدادند درمرد اخیر نیز اولا نباید به هیچیک از فرودگاهها اجازه پرواز می دادند چون شرایط جنگی بود وثانیا ما نباید خیلی روی مسائل امنیتی تمرگز کنیم ولی باید سران سه قوه ورهبری اطلاع کافی می داشتند ومردم و رسانه ها پس از بررسی اطلاع رسانی می نمودند بهتر بود

علی طاهری 8 11 پاسخ 1398/10/24 -21:33

حاضرم قسم بخورم. اگه یه پرواز داخلی بود و بحث پیگیری بین المللی نبود، هیچ وقت نمیگفتن ما زدیم. الان هم که چنین فاجعه ای بار اوردن میگن تقصیر امریکاست. اقا جان اصلا آمریکا بد، این همه آدم اونجا نشسته با حقوق های آنچنانی، پس چی کار میکنن؟؟؟ یه عده هم که منافع مالی و زندگیشون در گرو حمایت همه جانبه از سپاه هست. هر اتفاقی پیش بیاد باز به حمایتشون ادامه میدن، حتی اگر در اثر یه اشتباه!!! دیگه نصف ایران به فنا بره. مثل خزر که حدود ۸۰ در صد از سهم ایران به فنا (روسیه) رفت. یه روز خون مردم به باد میره، یه روز خاکشون و یه روز دریا و با این روال یه روز نه چندان دور کل کشور.باز هم قول میدم احمدی تو ایران مستعمره روسیه داره میگه دشمن ما، دشمن ما. دشمن ما مغز های تعطیلی هست که با هر منطقی مخالفت میکنه و همه چیز با تعصب های کور کورانه تجزیه تحلیل میکنه.

.......... 1398/10/25 -07:31

الکی تهمت نزن به زودی اشکار خواهد شد .....این پرونده هنوز در حال پیگیریست وگرنه سپاه به خاطر امثال شما ها قضیه را تمام کرد

میلاد 1398/10/25 -08:18

با این جمله کاملا موافقم که: "دشمن ما مغز های تعطیلی هست که با هر منطقی مخالفت میکنه و همه چیز با تعصب های کور کورانه تجزیه تحلیل میکنه" اما مراقب باش که شما جز این افراد نباشی! به نظر من شما هم داری کاملا متعصبانه و کورکورانه فقط حرف غربی ها رو تکرار میکنی؟ از اون جمله "80 درصد ..." میشه این رو فهمید.

رضوان 5 2 پاسخ 1398/10/24 -21:21

سیاست بی صداقت حقه بازیست، اساس مسجدش بت خانه سازیست، چرا انسان نمی خواهد بداند، وضوی بی صداقت آب بازیست،...

ناشناس 8 0 پاسخ 1398/10/24 -20:54

حقیقت خوب است اما هنوز حکمتش را نمیدانم چرا همه مسئولیت را بر عهده گرفتند همون کسی که نامه زد به آمریکا جونش که خیادتون راحت یه چند تا موشک بیشتر نیست چرا یه نامه نزد حداقل ۲۴ ساعت پرواز ها رو متوقف میکرد ... چرا سردار همه ی مسئولیت را برداشت !

فریده فتحی 6 1 پاسخ 1398/10/24 -20:52

متأسفانه درکشورمادروغگویی عملی بسیارشیک و رسمی شده که باامل به آن نه تنهابنیان حکومت را مخدوش و اعتبارجهانی آن رالکه دارمینمایند، بلکه باتوجه به سطح آگاهی بالای مردم ودرک عمومی حاصل ازیافته هایی از شبکه های مجازی،به شعورمردم توهین مینمایند.

REZA 8 1 پاسخ 1398/10/24 -20:50

تو این مملکت هرکی حرف حق میزنه یا سرنوشت امام حسین درانتظارشه،یا گرفتار نیرنگ عمرو عاص ومعاویه شده وباقران های برسرنیزه روبرو میشه وازمسئولیت خلع ومثل امام علی خانه نشین میشه.

محمد محمدی 6 4 پاسخ 1398/10/24 -18:45

برای افشای حق سه روز یا سه دقیقه چ فرقی داره و یا برای پنهان آن میشد بیشتر زمان سپری کرد مهم افشای حقه و عجله کار شیطونه... ممکن بود با تعجیل در اعلام این واقعه بدون تحقیق مقدماتی حتی به روحیه رزمندگان اسلام ضربه زده بشه و در صورت حملات موشکی امریکا با سربازانی روبرو بشه که برای پدافند موشک های ارسالی از ترس اینکه هواپیمایی باشه دچار تعلل و شک بیفتند...

عدالت 19 16 پاسخ 1398/10/24 -12:42

درود بر سپاه راستگو ..مردم دوست ا..نقلابی ..شجاع ..خار چشم داعشیان ومنافقان

مهدی 1398/10/24 -21:40

مرده شور خودتو با اون سپاهی ها با هم ببرن که همتون سرتا پا یه کرباسید ..

.......... 1398/10/25 -07:32

جناب مهدی از اسمت خجالت بکش که فکر کنم اسمت هم الکیه ....کجات سوخت

حمیدرضا 12 15 پاسخ 1398/10/24 -11:23

امیدوارم سران حاکمیتی ما بفهمند.که ماه هیچ وقت پشت ابرباقی نمی ماند.زمستان میرود رو سیاهی به زغال میماند.هرچند نرود میخ آهنین فرو

علی 15 0 پاسخ 1398/10/24 -09:58

در حکمرانی خوب، پاسخ گویی و شفافیت و مشارکت سه ارزش کلیدی هستند و درصورت نبود هریک اعتماد عمومی از بین خواهد رفت.

خواننده مطلب 15 4 پاسخ 1398/10/24 -09:25

این حقیقت گویی که نوشتید ، اولا جگر میخاد. دوما، آزادگی و سلامت نفس میخاد. سوما ، در فرهنگ دینی ما، برای خدا و فقط برای خدا کارکردن میخاد. مثلا، امام خمینی 8 سال میگفت جنگ با عراق باید ادامه پیدا کند تا کربلا و قدس را ازاد کنیم. اما، بعدا کسی مثل مرحوم هاشمی و فرماندهان جنگ شجاعانه حقیقت را به او گفتند و اطلاع دادند که توانایی های ما کفایت مقابله با اینهمه کشورهای طرفدار عراق را ندارد. امام هم که از همه اینها به مراتب شجاع تر و مردتر بود, در پیامی به ملت ایران نوشت: قطعنامه آتش بس را می پذیریم و آبرویم را با خدا معامله کردم....

حبیب الله ناظمی 1398/10/24 -20:55

علت اصلی پیدایش جنگ را لطفا مطالعه بفرمایید، امروزهم همان تاریخ و وقایع درحال تکراراست متأسفانه.

علی یزد 17 18 پاسخ 1398/10/24 -08:49

کا ش نکسون ها بودن بر ما حکومت میکردن تا اینها که به نام دین چه کارها که نمی کنند .

احمدی 1398/10/24 -09:27

نمیدانم منظور خاص از این مقاله چی بوده... ولی در مورد هواپیمای اوکراینی سپاه مردانگی کردند... تازه این ظاهر قضیه است، شاید تحقیقات بعدی ثابت کند امریکا با حمله سایبری پدافند و هواپیما را گمراه کرده است، در آن صورت طبق حقوق بین الملل جنایتکار جنگی آمریکاست که برای کشتن غیرنظامیان ترفند نظامی زده است... در آن صوررت مردانگی سپاهیان ما هزار بار تایید خواهد شد و روسیاهی برای اغتشاشگران طرفدار انگلیس خواهد ماند.

ناشناس 1398/10/24 -10:16

آقا یا خانم احمدی امیوارم خدا شفا بده مرد یا زن مومن 3 روز کتمان حقیقت مردانگی بود؟ آیا اگر تهدید کانادا و اکراین به شکایت به شورای امنیت و اجماع جهانی و محکومیت بین المللی و شمول فصل 7 شورای امنیت نبود آقایان پنهانکار اعتراف می کردند؟ خودتان اگر خدایی ناکرده فردی میان قربانیان این پرواز داشتید باز هم چنین بی انصاقانه قلم می زدید؟ این اتفاق حکم تیر خلاص به اعتماد عمومی و پیش زمینه اتفاقات بسیار بدی خواهد بود که در آینده خواهیم دید. آن افرادی که با دیدن تشییع جنازه سپه سالار سلیمانی، انسجام ملی غرورآفرین میان آحاد مردم اعم از چپ راست اصلاح طلب اصول گرا اپوزیسیون سلطنت طلب و ..... را خطری برای ادامه قدرت و حاکمیت خود می دیدند چنین فاجعه نابود کننده ای را برای مملکت و میراث خمینی کبیر رقم زدند. البته مشارکت پایین مردم در انتخابات که بهترین فضا برای اعمال قدرت و در اختیار گرفتن مملکت بود تنها هدف ایشان از بروز چنین فاجعه ای بود . هر چند حتی لو دادن برنامه سفر سردار به عراق و سوریه و تهیه مقدمات ترور سردار سلیمانی هم می تواند کار و برنامه ایشان باشد.

عقاب313 1398/10/24 -16:04

ای کاش بری به جهنم

عدالت 1398/10/24 -16:06

سه روز کتمان نبود تحقیق بود بفهم ...تازه تحقیق تمام نشده به زودی اربابتون رسوا خواهد شد

REZA 1398/10/24 -20:38

عدالت ،سه روز دنبال این بودن چه جوری این رسوایی رو توجیه یا ماست مالی کنن، شما هم کاسه داغ تر ازاش نشو

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks